
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به جهت داشتن ويژگيها و مؤلفههاي ضد استعماري، استكبارستيزي و تقابل و تباين مبنايي با تفكرات اومانيستي و سكولاريستي از همان اوايل و ابتداي پيروزي مورد مخالفت و معاندت استعمارگران مستكبر شرق و غرب قرار گرفت. به واقع اين آقايان و اربابان خود خوانده دنيا از الگو شدن تفكر انقلابي و اسلامي مردم كشورمان براي ديگر مردم مسلمان و مظلومان جهان به شدت وحشتزده بودند. بنابراين از ابتدا با طراحي توطئههاي مختلف و متكثر در ابواب و اشكال گوناگون مثل ايجاد و شعلهور كردن اختلافهاي داخلي و به تبع آن شكل گرفتن جنگ داخلي، ترغيب و تهييج همسايگان ايران به جنگ افروزي عليه كشورمان، ترور، تحريم و در اين اواخر آغاز يك جنگ پنهان تحت عنوان جنگ نرم را تدبير و مديريت كردهاند. ابرقدرتهاي دنيا سعي كردند و ميكنند تا ايران را در چشم جهانيان بالاخص كشورهاي مسلمان و همسايه منطقه به عنوان يك دشمن معرفي كنند. در اين بين اما كشورمان از طرفي با كسب توفيق و پيروزيهاي ايران در عرصههاي مختلف سخت افزاري و نرمافزاري و پيشرفتهاي بزرگ علمي و تكنولوژيكي و از سويي ديگر تأثير معنوي انقلاب اسلامي بر مبارزان مسلمان در كشورهاي منطقه براي به دست آوردن استقلال و عدم وابستگي، ثابت كرد كه الگوي اسلامي ايران، بهترين الگو براي دموكراسي و تشكيل حكومت واقعي اسلامي در عصر جديد است. بيداري اسلامي اخير مردم مسلمان در كشورهاي عربي، به خوبي تأثير انقلاب اسلامي در حركت و جنبشهاي آنان را براي رهايي از وابستگي و استقلال و آزادي به اثبات رساند و همين موضوع سبب شد كه غربيها در فكر راه چاره برآيند و به زعم خود الگويي جايگزين را مقابل الگوي اسلامي ايران برپا كنند. براي مهيا كردن زمينههاي ظهور و بروز چنين الگويي بايد ابتدا ايران را در يك جنگ نامتقارن و هجمه نرم قرار داد تا ضمن حملات چند جانبه در عرصههاي مختلف بالاخص هجوم و شبيخون فرهنگي، ضعف الگوي اسلامي – ايراني را متظاهر كنند. اين الگوي جديد، الگوي اسلام تركيهاي بود. الگويي سكولاريستي و ليبراليستي مسلك كه سردمداران آن گرچه مسلمان بوده و شعارهايشان نيز اسلامگرايي است، اما در عين حال اهل معامله و سازش با غرب و صهيونيستها نيز هستند و مدل حكومتيشان هم هيچ خطري براي قدرتمندان و زورگويان جهان نداشته و ندارد. اما در اينجا سؤالي اساسي قابل طرح است و آن اينكه مگر چه ويژگيهايي در اسلام مدل تركيهاي وجود دارد كه غربيها اينچنين پشتيبان و سينه چاك آن هستند و سعي ميكنند آن را تبليغ كنند؟! براي رسيدن به پاسخ اين سؤال ابتدا لازم است قدري ريشههاي دشمني غرب با كشورمان و همچنين علت جلوگيري از معرفي الگوي ايراني – اسلامي را در پنج پرده مورد بررسي قرار دهيم.
پرده اول، ابعاد و خصوصيات اسلام غربي!واقعيت و اصل ماجرا اين است كه به رغم انتقادات رياكارانه غرب و به خصوص صهيونيستها، كه صرفاً در ظاهر و به صورت نمايشي ابراز ميشود، اين نوع از اسلام بهترين و مناسبترين گزينه براي ديگر كشورهاي اسلامي محسوب ميشود؛ چراكه در اين رونوشت جعلي، اسلامي كه كمترين چالشهاي ممكن را براي غربيها و صهيونيستها داشته باشد بهترين و مناسبترين الگو و نماد حكومتداري ترجمه ميشود. اما خاستگاه اسلام الگوي تركيهاي، خاستگاه ليبرال مآبانهاي است كه ۲ تا از مهمترين ويژگيهاي آن «سكولاريزه و ليبراليزه» كردن اسلام است. در اين نوع حكومت اسلامي، بسياري از ارزشها و باورها و اعتقادات غرب پذيرفته شده است و اسلام «ليبراليزاسيون» شده مقبوليت دارد. در اين مدل اسلامگرايي، شما در عين مسلمان بودن از آزاديهايي مطابق با آزاديهاي رايج در غرب برخورداريد. در اين الگو نوعي حكومت اسلامي «سكولار» مطرح ميشود كه به واقع همان شيوه حكومتداري «لائيك» نام ميگيرد؛ چراكه بيش از آنكه احكام و قوانين اسلام بر روش حكومتي آن جاري باشد، قوانين و ارزشهاي غرب بر آن جاري و ساري است. همچنين در اسلام «سازشكار» و «منفعت طلب» مدلي از حاكميت ارائه ميشود كه اهل مبارزه با استكبار و قدرتهاي زورگو نيست. هر چند ممكن است به ظاهر با برخي از اقدامات دولتمردان دولتهاي استعمارگر غربي و صهيونيست هم هر از گاهي از در مخالفت درآيد؛ اما واقعيت اين است كه اين مخالفتها بيشتر يك «ژست سياسي» و «عوام فريبانه» براي بهرهبرداريهاي سياسي دولتمردان اين مدل حكومتي در جهان اسلام است. بنابراين آنچه تحت عنوان الگوي حكومتي«اسلام» در تركيه مستفاد ميشود، اسلامي متضاد با آرمانگرايي واقعي اسلامي است. اين اسلام بيشتر اهل زد و بند، مصلحت انديشي و حفظ منافع حزب و گروه خود است و هيچگاه حاضر نميشود براي آرمانها و اهداف عاليه و متعالي اسلام و نيز ساير مسلمانان كمترين هزينهاي بپردازد.
پرده دوم، ايران هراسي!يكي از راهبرديترين استراتژيهاي كشورهاي غربي در تخاصم عليه كشورمان، طرحريزي و اجراي پروژهاي تحت عنوان «ايران هراسي» است كه در ذيل عرصه جنگ نرم يا شبيخون فرهنگي قابل تعريف و استناد است. ايجاد هول و هراس در دل ملتها و دولتهاي منطقه نسبت به كشورمان چند سالي است كه در اشكال و فرمهاي متكثر و متنوع فرهنگي صورت ميگيرد كه تشكيلات و مجموعه فيلمسازي صهيونيستي «هاليوود» با ساخت، توليد و حمايت از فيلمها و سريالهاي ضدايراني، به عنوان پرچمدار اين حركت به حساب ميآيد. ساخت فيلمهاي متعددي از جمله فيلم «۳۰۰»، «سنگسار ثريا»، «بدون دخترم هرگز» و چندين و چند فيلم ديگر سرآغاز و ابتداي اين استراتژي به حساب ميآيد. اين پروژه بعدها به عهده ديگر كشورهاي مخالف با نظام كشورمان مثل عربستان، قطر، امارات و حتي تركيه نهاده شد. ساخت فيلم و سريالهاي زيادي كه در قالب رافضي و كافر خواندن شيعيان، تخطئه شعائر مذهبي شيعه توسط وهابيون و همچنين معرفي كشورمان به عنوان دشمن اصلي جهان اسلام كه با زور شمشير مجبور به پذيرش اسلام شدهاند، را ميتوان در ادامه پروژه ايران هراسي غرب احصا كرد.
پرده سوم، توهم در«دره گرگها»كشور تركيه از چند سال پيش(حدوداً ۱۰ سال) اقدام به پخش يك سريال بسيار طولاني با عنوان اصلي «سرزمين دره گرگها« ( kurtlar vadisi pusu) كرده است. اين سريال تلويزيوني كه بيشتر به اسم «دره گرگها » شهرت دارد، توسط شركت توليد فيلم «بانا» و به نويسندگي «بهادر اوزدنر» نگاشته شده است. فيلم حول موضوعات امنيتي و پشت پرده اتفاقات سياسي كشور تركيه رقم ميخورد. در فصلهاي گذشته اين سريال كشور ايران به عنوان يكي از دوستان و متحدان تركيه محسوب ميشد و رژيم صهيونيستي اسرائيل از جمله دشمنهاي تركيه است كه از گروه اكراد جداييطلب پ.ك.ك حمايت به عمل ميآورد. اما با كمال شگفتي در فصل جديد اين سريال و در سكانسهاي مختلفي از آن مأموران امنيتي ايران را به گونهاي نمايش ميدهد كه به همراه مأموران استخبارات(وزارت اطلاعات) كشور سوريه، با نفوذ درلابيهاي قدرت و سياست اين كشور سعي ميكنند با تحريك كردها و برخي مافياهاي سياسي در اين كشور به ناامني و تنش قومي قبيلهاي در تركيه دست بزنند! اين سريال تلويزيوني كه اكنون دهمين سال پخش خود را پشت ميگذارد، سعي در دروغ پراكني و سياهنمايي متوهمانه در خصوص نقش نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي ايران و كشور سوريه در تحولات تركيه دارد. بهرغم اينكه كشورمان طي يكي دو سال گذشته موفق شده است توطئه گروهك تروريستي پژاك كه با نيت ايجاد تفرقه دست به غارت و كشتار مردم بيدفاع مرزهاي غربي كشورمان ميزدند، را دفع كند، تركيه در مواجهه با پ.ك.ك موفقيت چنداني نداشته است؛ لذا برخي از رسانههاي تركيه اين ناكاميها را به سياستهاي كشورمان ارتباط ميدهند! اما چندي پيش خبري در رابطه با شكايت سازمان صدا و سيماي كشورمان در تركيه نسبت به توهمات و فريبكاريهاي اين سريال بر روي خروجي خبرگزاريها قرار گرفت. خبر اين بود: «پس از آنكه مركز امور بينالملل صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در نامهاي اعتراض خود را نسبت به پخش سريال ضدايراني « دره گرگها» به شوراي عالي نظارت بر راديو و تلويزيونهاي تركيه اعلام كرد، شوراي عالي نظارت بر راديو و تلويزيونهاي تركيه شبكه «اي تي وي» اين كشور را به سبب اهانت به ايرانيان جريمه كرد. اين شورا شبكه «اي تي وي» را ۲۶۷هزار لير برابر با ۱۵۰ هزار دلار جريمه نقدي كرد». مركز امور بينالملل صدا و سيماي ايران در نامهاي اعتراضآميز به رئيس شوراي عالي نظارت بر راديو تلويزيونهاي تركيه، درباره پخش سكانسهاي ضدايراني در اين سريال تأكيد كرده بود بخشهايي از اين سريال با دستمايه قرار دادن موضوعي انتزاعي، چهرهناپسندي از سركنسولگري ايران در استانبول و ديپلماتهاي ايراني ارائه ميكند كه خلاف واقعيت است. اينگونه رفتارها مغاير با اصول دوستي ميان دو كشور ارزيابي شده و از همتايان تركيهاي خواسته شده بود در مسير همدلي و همبستگي دو ملت مسلمان ايران و تركيه گام بردارند.
پرده چهارم، حمايت از مخالفان ايراندر جديدترين اقدامات تاكتيكي جنگ نرم و شبيخون فرهنگي عليه كشورمان، روزنامه الشرقالاوسط خبري حائز اهميت و جالب توجه را اعلام كرد. جديدترين پرده از جنگ نرم غرب عليه ايران، به نمايش درآمدن فيلم ضد ايراني بهمن قبادي با نام «فصل كرگدن» در كشور تركيه است. اين روزنامه عربي چاپ لندن با اعلام اين خبر از اختصاص بيش از ۵۷ سينما در اين كشور به جديدترين فيلم بهمن قبادي كه مثل اغلب فيلمهايش نگاهي خائنانه و دشمنپسند نسبت به مسئله قوميت دارد، خبر داد. نكته بسيار جالب در اين زمينه اينكه به اعتقاد كارشناسان عرصه بينالملل تركيه هنوز گرفتار ناسيوناليسم افراطي «آتاتورك»ي است. اين در حالي است كه دولت تركيه در سالهاي اخير با بازداشت فعالان كرد افكار عمومي را متوجه خود كرده است و به تعبيري به بزرگترين زندان كردها در جهان تبديل شده است. با اين حال كشوري همانند تركيه كه طرح خواستههاي قومي را خطري براي امنيت ملي خود قلمداد ميكند چگونه و با چه رويكردي اقدام به اكران فيلمي ميكند كه به موضوع كردها پرداخته است؟ فيلم دروغپردازانه «فصل كرگدن» بهمن قبادي به واقع پرده جديدي از اقدامات متوالي و چندگانه غرب در جبهه جنگ نرم عليه ايران را عيان كرد. گفته ميشود اين فيلم سراسر دروغ و افترا توليد مشترك اقليم كردستان عراق و تركيه است.
پرده آخرجبههگيري و تشكيل ساختارهاي متعدد در عرصه جنگ با آنچه فرهنگ اسلامي – ايراني عنوان ميشود در حال اوجگيري است. حكام و دولتمردان بسياري از كشورها براي به دست آوردن منافع شخصي بيشتر و راضي نگه داشتن اربابان خود حاضرند ملتها را در كورههاي دشمني و عداوت بسوزانند. امروزه ديگر تنها هاليوود نيست كه در مقابل كشورمان و به منظور استحاله فرهنگي و سكولاريزه و ليبراليزه كردن داشتههايمان ايستاده است، بلكه بسياري از حاكمان مذبذب منطقه نيز تمامي دلارهاي نفتيشان را به ميدان مبارزه در جبهه «ايران هراسي» آوردهاند تا بتوانند جلوي جوشش و صدور فرهنگ كشورمان را بگيرند. برخي از كشورهاي غربي و تعدادي از كشورهاي منطقه با قرار گرفتن در مقابل فرهنگ اصيل و تمدن غني ايران اسلامي و به ميدان فرستادن اذناب حقيرشان تلاش دارند تا داشتههاي تمدني، فرهنگي و ديني كشورمان را به تاراج ببرند. حفظ داشتههاي قبل و به دست آوردن دستيافتنيهاي پيش رو بايد به عنوان يك افق ديد واضح و وسيع در برنامهريزيهاي فرهنگي مورد توجه ويژه قرار بگيرد. چه اينكه دشمنان ايران با بسيج كردن همه توانشان سعي در استحاله و به دنبال آن اضمحلال الگوي اسلامي – ايراني دارند. هر چند در اين راه لازم است كه دستگاههاي مختلف فرهنگي و رسانهاي كشورمان با رصد هر روزه عرصههاي علمي، فرهنگي و تكنولوژيكي به منظور توليد محتواي متناسب با خواست و نياز جامعه در مقابل هجمهها و دشمنيهاي معاندان كشورمان ايستادگي كنند. مسئولان فرهنگي كشور بايد اين نكته را مورد توجه قرار دهند در ايامي كه تربيت و تعليم مخاطبان از طريق به كارگيري هنرهاي تصويري به خصوص فضاي رسانه و شبكههاي تلويزيوني به خط مقدم جنگ نرم تبديل شده است با كمترين غفلت بيشترين آسيب را خواهيم ديد. توليد فيلم و سريالهايي كه ضمن اقناع مخاطب داخلي، بتواند پاسخي روشن و كافي به هجمهها و دروغ پردازيهاي دشمنان نسبت به مردم و فرهنگ كشورمان در ميان ديگر ملل جهان باشد، بايد شاه بيت اصلي و افق نزديك منظرگاه مديران فرهنگي و هنرمندان كشورمان باشد. از طرفي هم نبايد از افق دورتر و مهمتر كه همان صدور فرهنگ ناب، مقاوم و اصيل ايراني اسلامي براي تعالي ديگر جوامع بشري است، غافل شويم.