
نام «مسعود دهنمكي» با جنجال گره خورده است، چه زماني كه در نشريه «يالثارات» قلم ميزد و چه اين سالها كه در منصب فيلمسازي فعاليت ميكند. سال ۸۲ بود كه مستند جنجالي «فقر و فحشا»ي او ميان مردم دست به دست ميگشت و خبر از ورود روزنامهنگار ديروز به عرصه فيلمسازي ميداد. شش سال پس از آن روز در سال ۸۶ بود كه ده نمكي با اخراجيها قدم به سينما گذاشت و توانست با اولين فيلم سينمايياش، لقب پرفروشترين فيلم سال را به خود اختصاص دهد. گيشه موفق اخراجيها در سري دوم اين فيلم هم ادامه پيدا كرد، تا آنجايي كه اخراجيهاي ۲ با در نظر گرفتن بهاي بليت عنوان پرفروشترين فيلم تاريخ سينماي ايران را به خود اختصاص داد. در سيويكمين جشنواره فيلم فجر اما ده نمكي با تغيير ۱۸۰ درجهاي، از ژانر كمدي سهگانه اخراجيها به ملودرام اجتماعي «رسوايي» رسيد؛ فيلمي كه مانند آثار اخير ده نمكي با جنجال و نقد فراوان روبهرو شده است. به همين بهانه گفتوگويي با مسعود دهنمكي انجام دادهايم تا از روند گذار از روزنامهنگاري به فيلمسازي آن هم از نوع رسوايي و ادامه روند فعاليتهاي او بپرسيم.
ميخواهم به روزهايي كه فعاليت روزنامهنگاري ميكرديد، بازگرديم. چه شد كه ناگهان از روزنامهنگاري به سمت فيلمسازي آمديد؟
به نظر من ويژگي مديوم مطبوعات و سينما اين است كه هر دو رسانه هستند و مهمترين بخش جاذبه سينما به نسبت روزنامه نگاري، تأثيرگذاري و گستره مخاطبش است، به همين دليل هم اين مديوم را براي ادامه فعاليت رسانهايام انتخاب كردم. پس از اينكه تصميم به فيلمسازي گرفتم، تمام مراحل آموزشي را گذراندم چون سينما علاوه بر قريحه و ذوق ذاتي به تكنيك هم نياز دارد.
چطور ميشود يك روزنامهنگار در ابتداي ورود به سينما فيلمي ميسازد كه پرفروشترين ميشود؟
من فكر ميكنم اين مسئله به نوع حرفهايي كه در فيلم ميزنم، باز ميگردد. دغدغه و نيت آدمها در مديوم تصوير بيشتر مشخص ميشود و تفاوت سينما و نشريه اين است كه سينما روح دارد و ميشود از روي پرده نيت خواني كرد. به نظر من تأثيرگذاري يك آدم يا يك اثر، با نيت سازنده ارتباط تنگاتنگي دارد.
اين روزها ديگر كار روزنامهنگاري انجام نميدهيد؟
كار خبر؟ نه زياد.
حتي يادداشت يا مقالهاي هم براي نشريات نمينويسيد؟
نه
شما چه در دوره روزنامهنگاري و چه زمان فيلمسازي همواره فعاليتتان با جنجال همراه بوده است. به نظر شما چرا اين جنجال نه در روزنامهنگاري شما را تنها گذاشت نه در فيلمسازي؟
فكر ميكنم يك مقدار از اين مسئله جنجالي بودن به مضمون متفاوت حرفهاي من باز ميگردد. شايد برخي اوقات حرفهاي من در روزنامه و در فيلمها، جلوتر از زمان خود بود و به همين دليل با واكنش همراه ميشد، گرچه پس از گذشت سالها ديگران همين حرفها را زدند. سالها پس از دوره روزنامهنگاري من، همان حرفهايي را كه من در يادداشتهايم مينوشتم ديگران در روزنامههاي خود نوشتند و اصلاً اين تفكر به صورت گفتمان غالب جامعه درآمد.
در جايي گفتهايد كه رفتاري كه اهالي رسانه با شما و اثرتان دارند، انتقام دوران روزنامهنگاري شما است.
البته منظور من برخورد برخي از رسانههاي وابسته به برخي از جناحهاي سياسي بود.
يعني تنها به دليل پيشينه روزنامهنگاري شما اين همه انتقاد به آثارتان وارد ميشود؟!
بله، به نظر من قسمت بيشترش به همين دليل است. البته برخي اوقات نقدهاي صادقانه هم وجود دارد اما در بيشتر موارد نوع قلم نگارنده مشخص ميكند كه مطلبش نقد شخص است، نه نقد اثر. نشان ميدهد كه برخي كينه نقدهاي ما را به دل گرفتند كه الان به جاي نقد فيلم از روشهاي ديگري استفاده ميكنند.
بهرغم نقدهايي كه به شما و آثارتان وجود دارد، هم نشستهاي خبري فيلمهايتان شلوغ است و هم فيلمهايتان پر فروش، خودتان دليل اين تضاد را چه ميدانيد؟
به نظر من محتواي فيلمها و حرفهايي كه در خود دارند هم براي مخالفان و هم براي موافقان جذابيت دارد. به نظر من قطار تا حركت نكند، سنگي به سويش پرتاب نميشود. اگر من هم حرفي ميزدم كه مانند حرفهاي ديگران بود، مطمئن باشيد كه هيچ مخالفتي را بر نميانگيخت. ما در جامعهمان نياز به نوآوري و پيشرو بودن داريم.
اين نوآوري و پيشرو بودن تاوان دارد و من هم تاوان اين متفاوت حرف زدن را هم ميدهم.
البته به نظر من بسياري از منتقدين، صرفاً منتقد سينمايي نيستند و نگاه سياسي دارند. منتقد واقعي سينما يك اثر را نقد ميكند و من بيشتر اين جنجالها را از سوي افراد سياستزده ميبينم نه منتقدان واقعي سينما، كما اينكه من در خصوص همين فيلم رسوايي هم نقدهاي مثبتي از سوي برخي از منتقدان سينما شنيدم.
برخيها ميگويند دهنمكي ميتواند به مسائل و نكاتي بپردازد كه سايرين نميتوانند و يكي از مهمترين دلايل پر فروش بودن فيلمهايش همين است، ميگويند مميزي براي دهنمكي بيمعنا است. نظر شما چيست؟
اتفاقاً بيشترين مميزي بر آثار ما اعمال ميشود. در حالي كه خيليها براي زدن همين حرفها از نظام پول هم ميگيرند اما چون به اين مسائل اعتقاد ندارند، آثارشان موفق از آب در نميآيد. كار براي اعتقاد با سفارش جور در نميآيد. من براي اعتقادم فيلم ميسازم.
تأثيرگذاري فيلمهاي مستند اجتماعي را بيشتر ميدانيد يا فيلمهاي داستاني را؟
به نظر من هر دو اين آثار به نسبت ژانرشان تأثيرگذار هستند. من هم براي ساخت فقر و فحشا كه مستند و هم براي رسوايي كه داستاني بود، دو سال وقت صرف كردم و همين حاشيههايي را كه الان در رسوايي با آن دست به گريبان هستم در فقر و فحشا هم داشتم.
زماني كه فقر و فحشا ساخته شد، گفتمان عدالتخواه مهجور بود و هر كسي اين حرفها را نميزد و گفتن چنين حرفهايي تاوان داشت، اما اين روزها عادي شده است.
مسئلهاي كه در سهگانه اخراجيها و رسوايي ديده ميشود، توجه به طبقه اجتماعي خاص است؛ طبقه پايين اجتماع و بررسي مشكلات و دغدغههاي اين طبقه. دليل شما براي تأكيد بر اين طبقه اجتماعي در فيلمهايتان چيست؟
اساساً آمدن من به سينما براي تعريف گفتمان عدالت و معنويت اخلاق و بررسي مسائل اين طبقه
بوده است.
چه شد كه از ژانر كمدي به ملودرام اجتماعي رسيديد؟
ما نميتوانيم به ورطه تكرار بيفتيم. از همان فيلم فقر و فحشا من سعي كردم آثاري را توليد كنم كه تكراري نباشند. به نظر من فيلم رسوايي نشان ميدهد كه مهم حرف است نه قالب.
«رسوايي» ميتواند گـيشه سـه گـانه اخراجيها را تكرار كند؟
من معتقدم كه سينماي ما از لحاظ مخاطب در وضعيت بسيار بدي به سر ميبرد و سير نزولي مخاطب مدت زيادي است كه شروع شده است. سهگانه اخراجيها، سه شوك آخر سينما بود كه به نظر ما بعد از اين شوكها سينما به سمت افول رفته است و اگر فكري در اين خصوص نشود، سرنوشت بسيار بدتري در انتظار سينماست. در اين شرايط رسوايي ميآيد كه به زبان طنز هم نيست. من اصلاً رسوايي را با اخراجيها مقايسه نميكنم وگرنه اخراجيهاي۴ را ميساختم. اميدوارم رسوايي در ژانر خودش بتواند با مردم ارتباط برقرار كند.
چه شد كه روحانيت محور فيلم شما شد؟
دغدغه من اخلاق و معنويت است و اين شخص ميتوانست مداح باشد يا از هر صنف ديگري. نگاه به روحانيت در لايه دوم اين قصه قرار دارد.
يكي از اشكالات فيلم رسوايي كه در جلسات نقد و بررسي هم از سوي منتقدان مطرح شد، استفاده از ديالوگهاي شعاري بود. شما هم در جلسه نقد فيلم در جشنواره گفتيد كه مايليد از ديالوگهاي شعاري استفاده كنيد.
كساني كه اينطور ميگويند خودشان با ديالوگهاي شعاري فيلم بسازند، ببينند مردم ميآيند فيلمهايشان را تماشا كنند يا نه. اسم اين ديالوگها شعاري نيست، مفهومي است، استعارهنويسي ميشود اما اصلاً شعاري نيست. آنجايي هم كه لازم باشد، شعار داده ميشود و در جايي كه لازم نباشد مفاهيم در قصه مستتر است.
به نظر خود شما رسوايي فيلم دهه ۹۰ است؟
به نظر من رسوايي براي همه دورهها است. زود قضاوت كردن آدمها درباره يكديگر و بردن آبروي مؤمن هم در قديم افتاده است و هم در آينده امكان وقوع دارد.
در فيلم رسوايي مسائلي روايت ميشود كه در جامعه اين روزها ديگر وجود خارجي ندارد، مانند رفتن اهالي محل به خانه افسانه و سنگباران كردن خانه او.
خب در جامعه امروز نباشد. سينما است ديگر، ذات سينما اغراق و داستان پردازي است.
علاوه بر اين در فيلمنامه رسوايي شائبههايي در خصوص شخصيت پردازي كاراكتر افسانه وجود دارد و در آخر كار هم مخاطب متوجه نميشود، افسانه انسان پاكي است يا خير.
افسانه فردي بود كه در آستانه بدتر شدن قرار داشت و در اين ميان با حاج يوسف برخورد كرد.
فيلمهاي پيشين شما در جريان اكران با حاشيههايي مانند تحريم در فضاي مجازي روبهرو شدند. منتظر موج رسانهاي جديد در زمان اكران فيلم رسوايي هم هستيد؟
بالاخره اكران رسوايي حواشي زيادي خواهد داشت. در اخراجيها هم يك عده محدودي اين كار را انجام دادند و فروش ۶ ميلياردي نشان ميدهد كه همه تماشاگران اين فيلم متعلق به يك طبقه خاص نبودند و كسي گوشش به اين حرفها بدهكار نيست. من با فطرت مشترك آدمها حرف ميزنم به همين دليل آثار من با اين حجم عظيم مخاطب از طيفهاي مختلف روبهرو ميشود.
آيا رسوايي هم مثل اخراجيها، ۲ و ۳ خواهد داشت؟
نه. فكر نميكنم.
فكر نميكنيد يعني مطمئن نيستيد؟
نمي دانم هنوز دربارهاش فكر نكردهام.
ادامه فيلمسازيتان را در چه ژانري دنبال خواهيد كرد؟
نمي دانم. انشاءالله پس از اكران رسوايي دربارهاشصحبت ميكنيم.