پس اول مشكوك ميشود، ميگردد چند نفر همرأي با خود پيدا ميكند. تبادلنظري ميشود و به سرعت يقين ميكند كاسهاي زير نيمكاسه است.
اگر حرفش را نشنوند و تيغش نبرد، آن وقت بيا ببين چهها كه نميكند! البته در اين ميان آنهايي كه رأيشان حاكم شده هم نميآيند وسط از گزينه خود درست و حسابي دفاع كنند. فكر ميكنند همينطور يك گزينه را انتخاب كردهاند و تمام. حالا كه رأي آنها شده، ديگر وظيفهاي براي خودشان تصور نميكنند.
بگذريم، كمي مقدمه را طولاني كردم تا همه گمان كنند سياسي و انتخاباتي است و لااقل تا اينجايش را كمي جديتر بخوانند. باري قصه، قصه آراي مردمي جشنواره شعر فجر است. گويا در شبشعرها برگههايي به مردم دادهاند تا بهترين شاعر از نگاه خودشان را بنويسند. حالا هم چند نام را به عنوان نتيجه اعلام كردهاند، از جمله استاد قزوه و برادر نازنينم جناب برقعي. اصل اينكار را دوستان به تقليد از گزينش بهترين فيلم از نگاه مردم در جشنواره فجر انجام دادند. البته قياس آن ماجرا با شعر و شاعري معالفارق است. شكل رأيگيري هم خيلي خيلي آشفته و سركاري بود اما هرچه بود به هر حال نظر گروهي از مردم اين بوده و محترم است. نميدانم چرا بسياري قلم برداشتهاند و هي چپ و راست بد و بيراه مينويسند. بديهي است شايد نظر حاصله از اين نظرسنجي با آراي تخصصي آنان زمين تا آسمان فرق داشته باشد. بايد هم فرق داشته باشد. كما اينكه در عصر ملكالشعرا بهار و ايرج و عارف و ديگران، اشعار «نسيمشمال» را مردم مثل ورق زر ميبردند. خدا پدرش را بيامرزد شاعر خوب و مردمداري هم بود. ما كه نبايد رأي و سليقه مردم را زير سؤال ببريم. ما براي همين مردم زندهايم و به عشق آنها نفس ميكشيم.
از حق نگذريم كار وزارت ارشاد هم در اين مقوله يك بيتجربگي حيرتآور بود. نميدانم استاد«محمد علي بهمني» كه دبير علمي اين جشنواره بودند، چطور به چنين ناپختگي و خامكارياي رضايت دادند. بسياري از عوام و خواص مردم عاشق شهريار و شعرش بودند. جمعي كجسليقه با وجود اختراني چون خداوندگار سخن «فردوسي» و حضرت لسان الغيب، سعدي، بيدل، عطار و... روز وفات شهريار - دقت كنيد آن هم روز وفاتش- را روز شعر ناميدند. خواستند از اين راه شعر فارسي و شهريار را به تقويم مردم ببرند و مردميتر كنند اما از آن روز همه آنها كه سرشان به تنشان ميارزد، به لطف آن نوابغ مخترع اين روز، شدهاند دشمن خوني شهريار! بدتر او را از چشم مردم انداختند حالا هم برقعي عزيز به راستي شاعر مردمي بود. با اين طرح سرشار از نبوغ ارشاد، عدهاي افتادهاند به جان ايشان. در واقع دوستان ارشاد با اين پروژه خارقالعادهشان، اسباب و مقدمات ضد مردمي كردن يك شاعر مردمي را فراهم كردند. همين!