
وزير آموزشوپرورش گفته است، ايدهآل اين وزارتخانه آن است كه ۷۰ درصد دانشآموزان به سمت رشتههاي فني و حرفهاي بروند تا چرخ اقتصاد و اشتغال را در مملكت بچرخانند. در حال حاضر نيز بناست ظرفيت هنرستانها تا مهر سال آينده به ۵۰ درصد برسد. باري اگر اين سياست با تمهيدات و افقي روشن دنبال شود، ميتوان اميدوار بود كه معضل بيكاري تا حد بسيار زيادي در كشور كاهش يابد.
همه ميدانيم كه جمعيت ايران اسلامي برخلاف سه دهه گذشته، بهطور هشداردهندهاي به سمت پير شدن گام برميدارد. اين يعني اگر ما طي اين سه دهه براي پذيرش آماري از جوانان دانشجو براساس فراواني جامعه جوان كشورمان برنامهريزي كردهايم، اين آمار در دهه پيش رو به طور محسوس كاهش مييابد. به عبارت دقيقتر در يك دهه پس از اين براي بسياري از صندليها، دانشگاهها و رشتههاي آنان هيچ داوطلبي وجود نخواهد داشت و اين مسئله سبب ميشود انبوه سرمايهگذاريهايي كه در اين بخش صورت گرفته، به نوعي هدر رود و بلاتكليف باقي بماند.
از يكسو به سبب كاهش جمعيت جوان كشور بخشي از دانشگاهها خود به خود ميزان تقاضاي كمتري براي ورود خواهند داشت و از سوي ديگر يأس و دلزدگي و تجربه مردم از تحصيلات بيثمر دانشجويي و دانشگاهي كه هيچ تضمين شغلي براي آنان در پي ندارد، تقاضا براي تحصيلات عالي را كاهش خواهد داد. اين فكر شايستهاي است كه بخشي از اين جوانان رويگردان از تحصيلات عاليه و به عبارت دقيقتر، آن دسته كه به طور خاص به نيت كسب هر نوع شغلي دست به دامان دانشگاه ميشوند، به مراكز فني و حرفهاي هدايت شوند، اما بايد مراقب بود كه همان اتفاق رشتههاي دانشگاهي در اين مراكز تكرار نشود. يعني به صرف اينكه اندكي جوشكاري، بافندگي، مكانيكي و... به افراد ميآموزيم، نبايد تصور كنيم آنها را براي ورود و پذيرش در بازار كار آماده كردهايم و غم شاغل شدن و جذبشان را در اين بازار داشته باشيم. آموزشهاي مراكز فني و حرفهاي ميتواند كاملتر باشد و حتي در حد عالي دنبال شود. راههايي انديشيده شود تا فرد براي كار كردن در اجتماع و ورود به صنوف مورد نظر نيز تجربه و توان لازم را بيابد. سرمايههاي اندكي را براي راهاندازي واحدهاي كوچك توليدي و خدماتي نيز بتواند دريافت كند، اگر نه اينبار به جاي صدها هزار ليسانس و فوقليسانس بيكار، صدها هزار كارآموز فني و حرفهاي بيكار روي دستمان خواهد ماند. در پايان نيز بايد فكري براي آن بخش خالي مانده مراكز آموزش عالي كنيم كه به تدريج بيمشتري خواهند ماند. بخشي از اينها ميتوانند خود به خود تغيير كاربري داده و به مراكز آموزش عالي فني و حرفهاي بدل گردند. بخشي نيز ميتوانند تجهيز شده و از ديگر كشورها، به ويژه ممالك همسايه نظير افغانستان كه همزبان و فرهنگ ما نيز بوده و نياز مبرمي به چنين مراكزي داشته و در كشورشان كمبود دارند، دانشجو بگيرند. از اين راه هم براي اساتيد و شاغلان آن بخشها كار ايجاد شده، هم براي مملكت ارزآوري مناسبي خواهد داشت و هم خدمتي به همسايه تازه از جنگ رسته ما خواهد بود.