
اين روزها به دليل تعدد شبكههاي تلويزيوني، مجريها هم زياد شدهاند اما در اين بين تعداد كمي از آنها توانستهاند ميان مردم جا باز كنند. كيا داوود اسفندياري مجري جواني است كه در برنامه «حرف حساب» يا«پايش» خوش درخشيد و به نوعي به يكي از پديدههاي سال ۹۱ تبديل شد، وي از جمله همين مجريان موفق است. او مجري كارشناس اقتصادي است كه با زبان ساده و همه فهم توانسته مسائل اقتصادي را به فضاي خانهها بكشاند اما اسفندياري به غير از اشراف بر مسائل اقتصادي، با مخاطبان ارتباط خوبي برقرار ميكند، شايد رفتار و گفتار صادقانه و بيرياي او باعث شده بينندگان تلويزيوني به مسائل اقتصادي علاقهمند شوند. فرصتي پيش آمد تا سراغ او برويم و گپ و گفتي داشته باشيم.
حضور شما به عرصه تلويزيون به چه صورت پيش آمد؟قبل از اين در روزنامه بودم و سعي داشتم همين روال را پيش ببرم. در روزنامه ايران و خبرگزاري ايرنا دوره كارورزي دانشگاه را گذراندم. در روزنامههاي همشهري، پول، ابرار اقتصادي، آسيا، دنياي اقتصاد، اقتصاد پويا و... بهعنوان خبرنگار، دبير و تيم مؤسس فعاليت داشتم. در كنار اين سابقه انتشار نشريه «موتوسيكلت» و شمال و جنوب را هم دارم. از جمله تجربههاي جالب در ارتباط با مردم اين بود كه براي روزنامه همشهري هم طرح اقتصاد به زبان مردم را دادم كه تأييد شد و در ضميمه چهار صفحهاي به نام بازارچه منتشر شد، به همين خاطر با فضا آشنايي داشتم. در سالهاي ۷۹ تا۸۱ هم گزارشگر گروه اقتصاد شبكه يك بودم ولي ادامه ندادم چون رضايتي از آن همكاري نداشتم تا اينكه دوباره به عنوان مجري كارشناس دعوت به كار شدم.
اصولاً مباحث اقتصادي را ثقيل ميدانند و كمتر به سمت حرف و درد دل مردم ميروند. با توجه به اينكه در مطبوعات حضور داشتهايد و حالا در فضاي رسانه تصويري، به نظر شما كدام يك راحتتر است؟هركدام سختيهاي خود را دارد و مخاطبان خود را ميطلبد. طبيعتاً مخاطبان روزنامه در مباحث اقتصادي قشري باتحصيلات در اين حوزه هستند اما در تلويزيون چون بايد مسائل اقتصادي را به زبان ساده و همهفهم دربياوريم، تعداد مخاطبان بيشتر و سختتر است. عدهاي تصور ميكنند براي بيان اقتصاد بايد از مفاهيم پيچيده و نظريات اقتصادي استفاده كرد، در حالي كه اقتصاد رفتارهاي مردم است، مثلاً وقتي درباره خريد ماشين حرف ميزنيم يك بحث اقتصادي است و پيچيدگي خاصي ندارد، بنابراين اصلاً ثقيل بودن مباحث اقتصادي را قبول ندارم. چنانچه در برنامههاي «حرف حساب» يا «پايش» بيشترين مخاطب را از سراسر كشور داريم، همه اقشار با ما ارتباط برقرار ميكنند.
اين به نگاه جديدي كه به اقتصاد در تلويزيون شده است برنميگردد؟چرا. به هر حال مديران فعلي گروه اقتصاد و مدير شبكه يك ديد و دانش بالايي در زمينه اقتصاد دارند، همين موضوع زمينه مناسبي را براي برنامههاي اقتصادي فراهم كرد. از طرف ديگر امروز اقتصاد براي مردم پررنگتر از قبل است. در رسانهها معمولاً اقتصاد را به زبان ساده نميگويند و اگر لحن بيان مباحث اقتصادي با توجه به شناخت از مخاطب و رسانه و افكار عمومي و تكنيكهاي مدرن ارتباطات باشد، قطعاً خواهيم توانست نه فقط در مورد اقتصاد بلكه با هر علم ديگري با مردم ارتباط برقرار كنيم. همزماني اين دو موضوع و عملكرد خوب تهيهكنندگان نيز باعث شد برخلاف كليشههاي رايج برنامههايي مثل «حرف حساب» و «پايش» در رده پربينندهترين برنامههاي تلويزيون قرار گيرند.
اغلب مجريها بعد از توفيق در برنامهاي، حضور در برنامههاي ديگر را هم ميپذيرند. آيا شما در همين نوع برنامه ميمانيد يا اينكه فرصتي پيش بيايد در برنامههاي ديگر هم حاضر ميشويد؟
به هر حال مهارت و شناخت من در اين حوزه بيشتر است، هر چند در موضوعات ديگري مثل موسيقي، ساختمان و طلا و جواهر هم كار كردم اما الان كه در حوزه اقتصاد هستم رضايت دارم.
شما آدم اقتصادي هستيد؟اگر منظورتان اين است كه به اقتصاد توجه ميكنم طبيعي است، چون مشاور كسب و كارم و صاحب يكسري كسب و كار هم هستم، طبيعتاً اقتصادي فكر ميكنم، اما اگر منظورتان از اقتصادي اين است كه آدم خسيسي هستم يا نه؟ بايد از اطرافيانم بپرسيد.
پس از آن دست مجريهاي چندشغلي هستيد؟بله، شايد بيشتر از پنج شغل هم دارم. به غير از اجراي تلويزيون در دانشكده خبر، كارآفريني درس ميدهم، سردبير يك نشريه و سايت خبري و مشاور كسب و كار و برندينگ براي چند مجموعه ديگر هستم.
پس پلههاي ترقي را در اين جواني خوب با سرعت طي كرديد؟نظر لطف شماست، اما به نظر خودم اينطور نيست، اينقدر پلهها زياد هستند كه ما هنوز به جايي نرسيدهايم. انگار روي پلهبرقي داريم خلاف جهت حركت ميكنيم!
براي اجرا الگوي مشخصي داريد؟بيشتر سعي كردم كه روشهاي روزنامهنگاري خودم را به كار بگيرم. از كمك تهيهكنندگان و كارگردانان هم براي بهتر شدن كارم استفاده كردهام. از نظرات و انتقادات مردم هم براي كار بهره ميبرم، نصيحت و نقدهايي كه به من ميشود را دوست دارم. ما يكسري الگوهاي علمي داريم، يكسري چيزها كه از طريق تجربه به دست ميآيد، اما نظر مردم هميشه اولويت دارد.
چقدر از سؤالات «پايش» و «حرف حساب» براساس پيشنهادت مردمي هستند؟
ما يك گروه تحقيق داريم كه خودم هم جزو آن هستم. در چارچوب نظرات و ديدگاههاي مردم موضوعات برنامه را تنظيم ميكنيم. مشكلات روزمره مثل مسكن، گراني، حقوقها بيكاري و... بيشترين درخواستهاي مردم هستند.
نظرتان درباره شبكه بازار چيست؟البته در ابتداي شروع شبكه بازار به شيوه اشتباهي حركت كرد و بيشتر نگاهش تبليغاتي بود اما چند ماهي است كه تحولاتي در اين شبكه شاهديم و به موضوعات اقتصادي روي آورده است. اين چشمانداز خوبي را براي اين شبكه نشان ميدهد.
تا به حال شده از طرف سازمان خاص پيشنهادي به شما داده شود كه احساس كنيد رشوه است؟
شايد هم بوده ولي من آدمي نيستم كه به دنبال اين مسائل باشم زيرا هر چند دستمزدم را از برنامههايم ميگيرم ولي براي كار در تلويزيون انگيزه مالي اولويت اولم نيست، بلكه كار در تلويزيون را بيشتر بهخاطر علاقهام براي مكالمه با مردم انجام ميدهم. به ثروت و درآمد زياد اعتقادي ندارم كه به هر قيمت دنبالش باشم. كار خوب هميشه درآمد هم با خود ميآورد.
اگر جاي وزير اقتصاد بوديد چه ميكرديد؟دوست ندارم چون وزير اقتصاد آنطور كه مردم فكر ميكنند در اقتصاد تأثيرگذاري زيادي ندارد. مردم تصور ميكنند وزير اقتصاد مسئول اقتصاد كشور است! شايد وزير نفت يا صنعت و معدن بيشتر مؤثر باشند، در هر حال دوست ندارم جاي هيچكدام از وزرا باشم، مخصوصاً اين روزها و سالهاي آتي.
دغدغه شما به عنوان يك مجري كارشناس اقتصادي كه مدام شنونده مشكلات مردم هستيد، چيست؟بهبود رفتارها و افكار مردم به شكليكه هم دانش همه بالاتر برود و هم مشاركت مردم براي بهبود شرايط فعلي بيشتر شود. مردم اگر بخواهند ميتوانند شرايط را درست كنند. رفتار مديران هم بايد تغيير كند و پاسخگو باشند. آنها ولينعمت مردم نيستند. اين حرف من نيست. مسئولان بلندپايه نظام بارها تأكيد كردهاند. آنها براي مردم كار ميكنند و نبايد از موضع بالا به مردم نگاه كنند و هر وقت كه صلاح دانستند با مردم صحبت كنند. اعتبار آنها را مردم به آنها دادهاند و به امانت مسئوليتي دارند، اما گاهي اوقات احساس ميشود كه برعكس است. مردم بايد اين چيزها را بخواهند و از خواسته خود دست برندارند تا آقاي مدير فلان بخش اقتصادي تحت فشار قرار گيرد و ناچار شود جواب مردم را بدهد.
با توجه به اشراف بر مسائل اقتصادي آيا قصد تهيهكنندگي يك برنامه تخصصي اقتصادي در تلويزيون را نداريد؟هنوز وارد اين كار نشدهام چون به قدري مشغله دارم كه فرصت نيست اما طبق قانون مجري نميتواند تهيهكننده هم باشد.
پس چرا بعضي از مجريان تهيهكننده هم هستند؟خب از آن قانونهاست كه نوشته ميشود ولي خوانده نميشود! به هر حال ما شانس نداريم اگر بخواهيم تهيهكننده شويم، لابد درمورد ما صدق خواهد كرد در آينده!
در برنامه «حرف حساب» با «پايش» كدام بخش را بيشتر دوست داشتيد؟فرقي نميكند چون در هر برنامهاي سعي كرديم تا با مخاطب تعامل و مشاركت داشته باشيم و مشكلات آنها را دنبال كنيم، به همين خاطر به جاي گوينده باشم، تنها هماهنگكننده جريان بين مخاطب و مهمان باشم و از الگوهاي كليشهاي اجرا بيرون بيايم زيرا اگر مخاطبان احساس كنند همان سؤالات خودشان پرسيده ميشود و مجري دنبال جواب است برنامه را دنبال ميكنند. مخاطبان «حرف حساب» با «پايش» فرق ميكنند. من هر دو را دوست دارم، هر چند در «حرف حساب» فضاي بيشتري براي كار داشتهام و نزديك به ۲۱ ماه است اين برنامه را اجرا ميكنم.
وقتي كه برنامه خوشايند مسئول يا مديري نباشد قطعاً شده است ولي تلاش ميكنيم تا برنامه پخش شود، شايد عدهاي دوست نداشته باشند در جامعه پليس باشد، در حالي كه اگر پليس نباشد، حقوق مردم رعايت نميشود. كسي كه مدير است و نظارتي بركارش نباشد، ممكن است مسئوليتي كه دارد را جدي نگيرد. طبيعتاً كسي نميخواهد به نقد كشيده شود و مانع ميشود، در صورتي كه اين نظارت براي همه خوب است و رسالت رسانه است كه به نمايندگي از مردم نظارت كند. اگر مسئولي و عدهاي داده بايد رسانهها پيگيري كنند كه تا چه حد به قولهاي خود عمل كرده اين باعث بهبود زندگي مردم ميشود.
بزرگترين مشكل اقتصادي جامعهمشكل اصلي ما اقتصاد نيست، بلكه فرهنگ ما و روابط اجتماعي ماست. اگر اينها درست شود اقتصاد و سياست و بقيه چيزها هم درست ميشود.
فرهنگسازي اقتصادي شدني است!
احساس ميكنم در فرهنگسازي مؤثر بودهايم، چه در رفتار برخي مسئولان و چه عدهاي از ساير مخاطبان. مسئولان و مردم وقتي ميبينند كار خلافي انجام ميدهند و در رسانهها انعكاس پيدا ميكند و فرد تحت فشار قرار ميگيرد، اين خودش يك تأثيرگذاري مثبت روي رفتارهاي افراد است. مردم هم وقتي ببينند ميتوانند روي مسئولان با تلويزيون نظارت داشته باشند و حرف دلشان شنيده ميشود، اميدوار ميشوند و سطح مشاركت آنها در اداره كشور افزايش مييابد و همين طور اعتماد آنها به تلويزيون بيشتر ميشود.
رمز موفقيت يك مجري را در چه ميدانيد؟مجري بايد بتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند، ساده و صادق. با مهارتي كه بتواند مردم را سرگرم هم بكند. چهرهاش و صدايش قابل تحمل باشد، البته راضي نگه داشتن همه خيلي سخت است. گاهي مردم دوست ندارند مجري حرف نزند يا روي صندلي لم بدهد. برخي هم ميگويند چرا در برابر مهمان كه از جواب دادن طفره رفت، هيچكاري نميكني؟ بين پيگير بودن و پررو بودن يك مجري تفاوت زيادي است و رعايت نكات اين چنيني هم سخت است. مجري بايد در عين حال كه با رعايت چارچوب علمي و منطقي با مردم ارتباط برقرار كند، لهجه و پوشش ظاهري معقولي هم داشته باشد. مردم دوست دارند تلويزيون مثل آينهاي باشد كه خودشان را در آن ببينند.
يكي از آن مجريهاي موفق تلويزيون مرتضي حيدري است، نظر شما درباره او چيست؟آقاي حيدري مجري توانايي است كه مهارت خاصي دارد و اطلاعات خودش را دائم به روز ميكند، نظرات مخاطب را رعايت ميكند و نكته مهم اينكه اين رويه در او استمرار داشته است، چون در اوج بودن كار سختي است. يكي از مهارتهاي خاص آقاي حيدري اين است وقتي مهماني را به چالش ميكشاند با لحن آرام و ملايم و محترمانهاي عمل ميكند، در عين حال سؤالش را هم ميپرسد و پيگيري ميكند، به صورتي كه همه از او راضي هستند.
يكي از خاطراتي كه در طول كار داشتيد، برايمان نقل ميكنيد؟هر لحظه از كار ما خاطره است. (چقدر از اين جمله كليشهاي بدم ميآيد!) ديديد همه وقتي ميخواهند به اين سؤال جواب بدهند اول اين را ميگويند؟ اما يك بار در برنامهاي موضوع را به من «چند شغله بودن» اعلام كردند. مهمان گفت فقط بلدم درباره مشكلات روستاها حرف بزنم. گزارشهاي مردمي هم درباره موضوع ديگري بود، يعني سه موضوع متفاوت كه هيچ ارتباطي با هم نداشتند، اما گفتند اينها را بايد به هم ربط بدهي. به هر حال هر طوري بود اينها را ربط دادم و برنامه تمام شد.