
چندي پيش بحث داغي ميان چند مورخ و يكي از كارگردانان تلويزيوني رخ داد، در آن بحث مورخين معتقد بودند كه در سريالها تاريخي، جزئيات تاريخ بايد به درستي روايت شوند اما كارگردان تلويزيوني كه چند سريال تاريخي را در پرونده كاري خود دارد به هيچ وجه حاضر به پذيرفتن اعمال نعل به نعل تاريخ در فيلمها نشد. هم اكنون با ساخت فيلم استرداد، بحث داغ تاريخ مقدم است يا درام، باز هم به جريان افتاده است. اينبار معترضان معتقدند كه فيلم «استرداد» داراي خطاهاي فاحش تاريخي است. «استرداد» به عنوان يكي از پرهزينهترين فيلمهاي سينماي ايران، توانست عنوان بهترين فيلم جشنواره سي و يكم را از آن خود كند. اين فيلم كه در طول برگزاري جشنواره با اقبال منتقدين روبهرو نشده بود، با انتخاب ناگهانياش از سوي هيئت داوران حرف و حديثهاي زيادي را با خود به همراه آورد. اين فيلم با نگاهي به تاريخ معاصر ايران ساخته شده است و از اين جهت كه به مسئلهاي به غير از كشف حجاب يا پيروزي انقلاب پرداخته، در نوع خود بيسابقه است. اما اين فيلم چرا اين همه با شك و ترديد روبهرو شده است؟ دليل اول مخالفان اين فيلم كه بحث محتواي آن را مورد نقد قرار دادهاند، اين است كه بحث استرداد طلا به ايران داستاني تخيلي و ساخته ذهن فيلمنامهنويس است. خسرو معتضد از جمله مورخيني است كه به دليل حضور در برنامههاي تلويزيوني چهرهاي آشنا براي تاريخدوستان به شمار ميرود. معتضد در گفتوگويي به بررسي فيلم استرداد پرداخته است. وي ميگويد: «اصليترين بحثي كه «استرداد» بر آن تمركز كرده دريافت غرامت ايران از روسيه است در حالي كه هيچ گاه ميان دو كشور بحث غرامت مطرح نبوده است. ايران در جريان جنگ جهاني دوم و براي تأمين مخارج ارتش شوروي، پولي را به اين كشور قرض داد. اين پول هم نه به صورت طلا يا دلار و پوند و روبل كه به صورت اسكناسهاي داخلي بود. يعني روسيه براي تأمين مخارج ارتش مستقر در ايرانِ خويش از دولت ايران طلب كمك كرد و دولت هم ميليونها تومان اسكناس ايراني چاپ كرده و در اختيار ارتش شوروي قرار داد. پيمان مربوط به اين همكاري در سال ۱۳۲۰ بسته شد و ايران را از حالت اشغال درآورد. بعد از سقوط مصدق و هفت ماه بعد از مرگ استالين جانشينان آنها كه آدمهايي داراي اصالت عمل بودند روي كار آمدند؛ آدمهايي مانند خروشچف كه به نظر من نسبت به همتايان قبلي خود به شدت عملگرا بودند و سعي ميكردند به تعهدات خود نسبت به دولتهاي ديگر عمل كنند. در سال ۳۳ وقتي زاهدي روي كار آمد هيئتي بلندپايه از شوروي به ايران آمده و توافقي بين دو كشور صورت گرفت با اين رويكرد كه اولاً مرزهاي دو طرف به نفع ايران اصلاح شود و ثانياً آن ۵/۱۱ تن طلا به ايران بازگردانده شود.» اين مورخ در مورد نحوه تحويل طلاها به ايران نيز ميگويد: «ورود طلاها به ايران هم از طريق جلفاي روسيه صورت گرفت. يعني ۹۵۵ شمش طلا معادل ۵/۱۱ تن را سوار بر كاميون كرده از جلفاي روسيه به جلفاي ايران وارد كرده و نمايندگان بانك ملي هم با تنظيم صورتحساب ورود طلاها به كشور را تأييد كردند. اين طلاها با هشت كاميون كه با ۱۵ جيپ مسلح اسكورت ميشد به تهران وارد شد و در خزانه بانك ملي ذخيره شد. همين الان هم اين طلاها جزو خزانه بانك ملي است. پس دومين گاف بزرگ «استرداد» هم آن است كه ميگويد اين طلاها در خزانه بانك مركزي نيست اما هست!»
معتضد در مورد گاف تاريخي ديگر اين فيلم نيز با اشاره به حضور يك زن نظامي در «استرداد» مسئله حضور زنان در ارتش را در آن دوره رد ميكند و ميگويد: «تقريباً در تمام مدت فيلم يك افسر زن ايراني را در فيلم ميبينيم در حالي كه در سال ۳۴ اصلاً هيچ دختري در استخدام ارتش ايران نبود. ارتش ايران از اوايل دهه ۴۰ به اين سو شروع به استخدام افسران زن كرد. از سال ۴۲ و در قالب سپاه دانش اين رويه شكل گرفت كه زنان وارد فعاليتهاي نظامي شوند.» وي ميافزايد: «جالب است كه براي توليد اين فيلم گروه حتي به كاخ كرملين هم رفتهاند و بيش از ۵ ميليارد از ثروت كشور هزينه توليد فيلم شده اما براي انجام تحقيقات تاريخي مربوط به آن كمترين تلاشي صورت نگرفته است در نتيجه روي سوژهاي قلابي تمركز شده و متأسفانه به اين طريق تحريفي هم در تاريخ شكل گرفته. سناريوي «استرداد» دروغ است و نبايد در برابر آن بهبه و چهچه كرد. بدبختانه اينكه كارگردان اين كار علي غفاري براي انجام تحقيقات مربوط به اين پروژه نه تنها به من و امثال من رجوع نكرده كه براساس فرضي نادرست كار را تا انتها برده است.» حال ميتوان دريافت زماني كه مورخين بر بيان صحيح تاريخ اصرار دارند، منظورشان جلوگيري از اينگونه گافهايي است كه ميتواند باعث تحريف واقعيتها شود وگرنه هيچ كس منكر وجود بار دراماتيك فيلمها نيست. استرداد و بسياري از سريالهاي تاريخي كه از تلويزيون پخش ميشوند داراي چنين مشكلاتي هستند، زماني كه كارگردان سعي ميكند به جاي مراجعه و مشاوره از يك يا چند مورخ، خود با مطالعه سطحي همراه با خيالپردازي دست به نگارش فيلمنامه بزند و تصورات شخصي خود را به عنوان بخشي از تاريخ كشور به تصوير بكشد، نتيجهاش همين ميشود كه با پخش هر فيلم يا سريال، تاريخ كشور به نوع جديدي رقم ميخورد.