مسعود فراستي ديگر نميخواهد در هفت حاضر شود. او مصاحبه تندي هم عليه برنامه هفت با اجراي گبرلو داشته است. گبرلو هم در واكنش به رفتن فراستي در گفتوگويي به چند صدايي بودن برنامهاش اشاره كرده و غيرمستقيم از نبودن مسعود فراستي استقبال كرده است. اينكه فراستي ديگر در برنامه هفت نخواهد بود، تا چه حد مسئله مهمي است؟
مسعود فراستي يكي از منتقدين سينما است، يا بهتر بگوييم يكي از چندين و چند منتقد سينماي ايران، با اين فرق كه اكثر منتقدين سينماي ما معمولاً كلاه ميگذارند و عينك ريبن دسته كائوچويي ميزنند، اما فراستي با ريشهاي پر پشت و بلند و عينك گرد خود ژست مخصوص به خود را دارد و اگر روزي همه منتقدان را يك جا جمع كنند ميشود به راحتي فراستي را با آن همه حجم ريش از ميان بقيه تشخيص داد. يكي ديگر از تفاوتهاي فراستي با بقيه منتقدان اين است كه برعكس خيلي از آنها كه همكاري با صدا و سيما را كسر شأن خود ميدانند، فراستي رابطه خوبي با تلويزيون دارد و در چند برنامه به عنوان منتقد حاضر بوده است. مخصوصاً رفاقت وي با فريدون جيراني باعث شد تا مسعود فراستي منتقد ثابت برنامه هفت شود و بحث نقد اين برنامه را در دست بگيرد. مشاهده برنامه هفت با اجراي جيراني و نقد فراستي يكي از برنامههاي ثابت هفتگي سينمادوستان بود كه در آن فراستي با ادبيات خاص خودش و نوعي پرخاشگري عصبي كه در گفتارش وجود دارد، فيلمهايي را كه از نظر وي خوب از كار درنيامدهاند را از هستي ساقط ميكرد. در مقابل مسعود فراستي با كارگردانهايي كه رفاقت داشت از در دوستي وارد ميشد و از كمترين نكته قابل دفاع در فيلم نيز نميگذشت. با وجود آنكه همه فكر ميكردند با كنار گذاشتن فريدون جيراني، مسعود فراستي هم به خاطر رفاقت با وي از برنامه كنار ميكشد، وي ماند تا نشان دهد حضور در تلويزيون را بر رفاقت با جيراني ترجيح ميدهد. اما ديگر ادبيات فراستي آنقدر تكراري شده بود كه همه به دنبال تغيير ديگري در هفت باشند. تغييري كه دير يا زود بايد به يك بهانهاي رخ ميداد و اين بهانه بالاخره به دست آمد و فراستي هم از هفت خط خورد. حالا فراستي بعد از چند وقت به فكر رفاقت با جيراني افتاده و تازه به يادش آمده كه نبايد در آن زمان به دوستش پشت ميكرده است. برنامه هفت با اجراي محمود گبرلو دارد سر و شكل دلخواه تيم كاري جديد را پيدا ميكند، تنها تفاوتهاي اين برنامه با اجراي جيراني در دكور برنامه و حضور فراستي بود كه فراستي حذف شد تا گبرلو نشان دهد ميخواهد برنامه خودش را بسازد، نه اينكه ادامهدهنده كار جيراني باشد. به نظر ميرسد جعبه جادو آنقدر جاذبه داشته باشد كه منتقدين ديگر با كمال ميل جايگزين فراستي شوند و حضور مرد منتقد ريش بور را به خاطرهها بسپارند.