کد خبر: 513503
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
اندر حكايت نوشداروهاي پس از مرگ سهراب
فرح ستوده
اين روزها طبق معمول اخبار بزرگداشت‌هاي مختلفي را مي‌شنوم و يكي از آنها بيشتر از ديگران زجرم مي‌دهد، چون از نزديك با زندگي، افكار و آثار آن بزرگوار آشنا بودم و اگر منعي از سوي خانواده ايشان وجود نداشت و به‌ويژه روحيه خاص آن بزرگوار كه همواره از مصاحبه و خودنمايي و اين قبيل جلوه‌فروشي‌ها پرهيز داشت، مرا در محذور قرار نمي‌داد، قطعاً از وي نام مي‌بردم، اما چه كنم كه اين اجازه را ندارم.
به هر حال قضيه چندان فرقي هم نمي‌كند و اين دردي است كه دامن فرهنگ و ادب و هنر اين كشور را به ‌شدت گرفته و حقيقتاً مخرب است. آن مرد بزرگ، انصافاً عالمي محقق و يگانه بود. تسلط عجيب او بر معارف ديني، تاريخي، ادبي و هنري حيرت‌انگيز بود و حتي هنگامي كه از مقوله‌اي چون سينما سخن مي‌گفت، نقدهاي دقيقش بسيار شگفت‌انگيز بودند؛ نقدهايي كه از ذهن موشكاف و قدرت بالاي علمي او خبر مي‌داد.
اما همين دانشمند و پژوهشگر يگانه كه تصور نمي‌كنم به اين زودي‌ها بشود جاي خالي‌اش را پر كرد، براي گذراندن زندگي روزانه و معاشي در حد متوسط به پايين بايد با امثال كم‌سوادتر از من ساعت‌ها بر سر حق‌الزحمه يك مقاله يا كتاب چانه مي‌زد و اغلب هم جز درد ناشي از فروختن آثاري كه براي نگارش آنها از جان مايه مي‌گذاشت و گاهي وسواس و دقتش مرا به عنوان ويراستار كلافه مي‌كرد، چيزي نصيبش نمي‌شد؛ دردي كه سرانجام هم او را در آستانه دهه پختگي و خلاقيت از پا درآورد.
- و اينك من با دلي دردمند و بغضي فروخفته، يك سؤال اساسي را مطرح مي‌كنم و اميدوارم براي آن پاسخي درخور بيابم. اگر كساني كه پس از مرگشان براي بررسي آثار و افكارشان كنگره‌ها و مجالس بزرگداشت متعدد با هزينه‌هاي بالا برگزار مي‌شود، لايق اين تجليل‌ها هستند، پس چرا تا زنده‌اند عمر و ذهن گرانمايه‌شان گرفتار دغدغه حداقل معيشت است و براي فروش آثارشان ـ‌ آن هم با حداقل حق‌الزحمه‌ ـ بايد به افرادي كه از فرهنگ و مخصوصاً ادب همان قدر مي‌دانند كه من از زبان چيني، براي آثار ارزشمندشان حساب پس بدهند و در سرزميني كه علي‌القاعده بايد بيش از هر كسي به فرهنگيان و ادبا و دانشمندان ارج گذارده شود، براي گذران يك زندگي زير متوسط كشكول گدايي به دست بگيرند و نيش هزار جور تحقير را از مديران فرهنگي! تحمل كنند؟
و اگر لايق تجليل نيستند و يك آرتيست سينما يا يك فوتباليست تازه به دوران رسيده، از آنان بسيار مهم‌تر است، چرا بعد از مرگشان با بزرگداشت‌هاي پرهزينه نمك به زخم بازماندگان آنها مي‌پاشيم؟ آيا يك محقق و عالم فقط زماني ارزش پيدا مي‌كند كه از دنيا برود؟ اين نگاه پر از اعوجاج از كجاي فرهنگ ديني و ملي و اخلاقي ما درآمده است؟
آيا زمان آن فرا نرسيده است كه قبل از آنكه هنرمندان، ادبا، دانشمندان، عالمان و نخبگان واقعي ـ و نه فرمايشي و نمايشي ـ جامعه از دست بروند، فكري به حال اين برخورد دوگانه بكنيم و نسل فعلي را از حضور چنين انسان‌هاي ارزشمندي محروم نسازيم؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار