تبليغهايي متنوع از چگونگي پرداخت قبوض از طريق خطوط تلفن و دريافت شارژ موبايل گرفته تا چيپس و پفك و مواد شويندهاي چون شامپو و صابون. در ميان اغلب اين آگهيهايي كه با يك ريتم خاص و تكراري ساخته ميشوند، برخي اوقات آگهيهايي پخش ميشوند كه به نظر جديد و مبدعانه است. به طور مشخص چند شركت ارائه دهنده خدمات تلفن همراه آگهي هايي را پخش ميكنند كه از نظر فرم و اجرا با ساير آگهيهاي تلويزيوني متفاوت هستند؛ بازسازي برخي از وقايع تاريخي يا تكه هايي از فيلمهاي سينمايي مشهور براي نشان دادن بهتر آگهي به بينندگان و حك شدن آن در ذهن بيننده. شايد اولين نمونه اين نوع آگهيها به چند سال پيش بازگردد كه آگهي تبليغاتي يك بانك با كپي كاري يكي از سكانسهاي فيلم ماجراجويي«اينديانا جونز» ساخته شد. در آن زمان بسياري از افرادي كه از ابتداي آگهي آن را نديده بودند در چند ثانيه اول فكر ميكردند كه تلويزيون در حال پخش فيلم «اينديانا جونز» است.
اين سبك آگهيسازي كم و بيش طي چند ساله اخير تكرار شده است، تبليغ شامپو بر اساس سريال خانم مارپل يا تبليغ بانك كه كپي مو به موي يك موزيك ويدئوبي مشهور بود يا حتي پيامهاي اخلاقي كه نمونههاي خارجي آن بسيار قويتر و منسجمتر ساخته شده بودند. اما به طور مشخص تبليغ دو شركت ارائه دهنده خدمات تلفن همراه با گرته برداري از داستان اولين برقراري تماس تلفني يا مبارزه گلادياتورها كه مشابه صحنههاي مشهور فيلم اسپارتاكوس و گلادياتور است با آنكه از نظر جاذبههاي فني زيبا ساخته شدهاند اما بيننده ايراني تا چه حد با آنها همذاتپنداري ميكند؟ پرداختن به داستانهاي خارجي و ايجاد فضاهايي مشابه با فيلمهاي كلاسيك غربي چه نفعي براي صنعت تبليغات ايران دارد؟ وقتي نمونههاي آگهيهاي هوشمندانه غربي را ميبينيم، فرق خلاقيت و تقليد را متوجه ميشويم.
شايد براي يك بيننده امريكايي تبليغ بر اساس فيلم ايندياناجونز يا خلق داستان تلفن نمونههاي آشنايي باشد اما براي بيننده ايراني تنها خاصيت اين تبليغها همان چيزي است كه به نمود غرب گرايي در جامعه بيشتر كمك ميكند. متأسفانه عدم توجه به فرهنگ رايج در كشورمان تا آن حد بوده است كه ساخت آگهي بر اساس شخصيت ايراني «رستم» تا حدي بد و بيكيفيت از آب در ميآيد كه با اعتراضات زيادي روبهرو ميشود و بعد از مدتي نيز به فراموشي سپرده ميشود. تأثير يك آگهي تبليغاتي خوب در ذهن بيننده بايد به مراتب بالاتر از يك فيلم سينمايي خوش ساخت باشد تا كساني را كه پاي تلويزيون نشستهاند را وادار كند تا در هنگام خريد كالا، برند مورد نظر آگهي را در اولويت خود قرار دهند.
اي كاش اين همه تلاشي كه براي غربيسازي تبليغهاي بازرگاني در تلويزيون انجام ميشد صرف تحقيق و نمونهسازي تبليغات بر اساس فرهنگ ايراني ميشد. كاري كه در صورت پيادهسازي صحيح، تأثيرش هم از نظر نفع مالي سفارش دهنده و هم از نوع كار فرهنگي كه قرار است از رسانه ملي پخش شود، تأثير گذار و ماندگار باشد.