
همه به خوبي ميدانيم كه امريكا مهد ساخت فيلمهاي تخيلي و قهرمانان كاغذي است، از سوپر من و بتمن گرفته تا اسپايدر من، انسانهايي با قدرتهاي مافوق بشري كه از تواناييهاي خود متعهدانه در راه خدمت به امريكا و مردم امريكا استفاده ميكنند. امريكا اين نسخههاي قهرمانها را براي ساير كشورهاي جهان نسخهپيچي ميكند، اما در هنگامي كه پاي آينده كشورش در ميان باشد همه تخيلات فانتزي نويسندگان سوپر من و اسپايدر من را كنار ميگذارد و يك نمونه واقعي را به نوجوانان امريكايي معرفي ميكند.
امريكاييها به جاي اينكه سعي كنند كودكانشان با الگو قرار دادن قهرمانان تخيلي بزرگ شوند، آنها را با زندگي يكي از رؤسايجمهور كشورشان آشنا ميكنند كه چهره مثبتي از خود در جهان به يادگار گذاشته است. حال در زماني كه كودكان امريكايي در حال تماشاي زندگي آبراهام لينكلن هستند، در چند هزار كيلومتري ايالات متحده، نوجوانان ايران زمين مقهور تواناييهاي بن تن و اسپايدر من، هر روز بيشتر از گذشته به فكر شبيه شدن به اين دروغهاي فانتزي شدهاند. در ايالات متحده، معلمها درخواست نمايش فيلم لينكلن را در مدارس ارائه دادهاند و در كشورمان آموزش و پرورش ما بيتوجه به نقش بستن تصاوير بن تن روي كيف و دفتر و لباس دانشآموزان ايراني است. تفاوت ما با امريكا در اين است كه آنها در حال بهرهبرداري ۱۰۰ درصدي از تنها سياستمدار آبرودارشان هستند و ما تمامي قهرمانان ملي گذشته و حال خود را به گوشهاي نهادهايم و براي كودكاني كه به دنبال الگوگيري از يك ابر مرد هستند، سوپر من را معرفي ميكنيم. هم اكنون كه كودكان امريكايي در پاي تلويزيون در حال تماشاي لينكلن هستنند، كودكان ايراني از پشت ويترين مغازههاي اسباب بازي فروشي دنبال پيدا كردن لباس و ساعت بن تن و شنل سوپر من يا ماسك بت من هستند. در چند ايالت مختلف امريكا نمايشهايي فوقالعاده از از فيلم آبراهام لينكلن براي مردم فراهم شده است و در كشور ما در هفته، سريهاي جديد بن تن در سوپر ماركتها توزيع ميشود.
وقتي نگاه به فرهنگ از دايره بسته مقررات اداري خارج نميشود، مردم خود را با سرگرميهاي وارداتي دلخوش ميكنند و بازار محصولات فرهنگي در دست افرادي است كه تنها به فكر سود هستند، نتيجهاش آن ميشود كه يك نوجوان ايراني شناختش از سوپر من از آگاهياش درباره كساني مانند شهيد همت، شهيد بروجردي، شهيد چمران و امثالهم، بيشتر است. ما حتي بعد از سه دهه از شهادت رئيسجمهور كشورمان به فكر ساخت يك فيلم داستاني هم از زندگي شهيد رجايي نيفتادهايم. اي كاش صحبتهايي كه مسئولان در روزهاي اول مهر و آغاز سال نو تحصيلي انجام ميدهند و كودكان را آيندهسازان مملكت مينامند، كمي هم از فضاي شاد روز اول مدرسه به فضاي مديريت فرهنگي و برنامهريزي كشور رسوخ ميكرد تا وقتي صحبت خرج بودجه ميرسد، نيم نگاهي هم براي فرهنگسازي براي آيندهسازان كشور انجام ميشد. ما آينده كشور را به دست كساني خواهيم سپرد كه امروزشان را با بن تن پر ميكنند و فردايشان را هم معلوم نيست با كدام يك از قهرمانان دروغين ساخت امريكا سپري خواهد شد. تمامي قهرمانان تاريخ ايران و به خصوص انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي هم بمانند براي كتابهاي تاريخ و عكسهايي كه گاهي در مناسبتها به نمايش درميآيند.