اين شعار و بهويژه توزيع عدالت به معناي دادن پستها و مديريتها به افراد دلسوز و متخصص و لايق آن مشاغل و نيز در بحث عدالت اقتصادي كمك به رشد و توسعه طبقه متوسط است. به زبان ساده، ابتداييترين مفهوم عدالت آن است كه فاصله ميان قشر پولدار و مرفه با قشر فقير كم شده و تا حد ممكن درآمد، داراييها و امكانات دو قشر به هم نزديك شود.
در عمل و در بخش سپردن كار به كاردان كه مردم خود شاهد عزل و نصبهاي عجيب و غريب در اين مدت بوده و بهترين داورند، از همان سال اول اين رفتارها شروع شد و تا امروز هم ادامه دارد. يك قاضي سابق كه پرونده اتهام كيفري دارد شد رئيس سازمان تأمين اجتماعي با كدام تخصص؟ خدا ميداند و سرنوشت ۳۰ ميليون بازنشسته و مشمولان بيمه تأمين اجتماعي آمد زير دست ايشان.
وقتي هم دلسوزان اعتراض كردند كه لااقل يك آدم متخصص و با تجربه را در اين سمت بگذاريد، دولت همه فكر و ذكرش شد حفظ وي در اين رياست جديد. خلاصه آنقدر از اين عزل و نصبهاي حيرتآور هست كه به نظرم بايد از اين فاكتور عدالت گستري و مهرورزي عبور كنيم!
اما هدفمندي يارانهها شاهكار دولت دهم بود. قانوني كه همه دولتها حتي قبل از انقلاب آرزوي عملي كردنش را داشتند و اما جرئت و توانش را نداشتند. اين قانون بهترين و كوتاهترين راه براي توزيع عادلانه ثروت وكاهش فاصله طبقاتي بود، اما پياده كردن آن جز شعار و جرئت، تخصص و قانونمندي هم لازم داشت. سياستهاي خلقالساعه و غلط اقتصادي، لجبازي با ديگر قوا، بياعتنايي به هشدارهاي متخصصين و دلسوزان عرصه اقتصاد، اجراي نامتعادل هدفمندي و پافشاري برهمين شيوه و... سبب شد پول ملي بيارزش، توليد مضمحل و گرانيها كمرشكن شود. ناگهان آن كه بنز ۱۵۰ ميليوني داشت و خانه ۳ ميلياردي و صدها ميليون ذخيره طلا و ارز، ماشينش يك شبه شد ۵۰۰ ميليون، خانهاش ۱۲ ميليارد و ارزش ذخيره طلا، جواهرات و دلارهايش دهها برابر. كارمندي كه اكنون پس از ۳۰ سال خدمت صادقانه، ۱۰ – ۱۵ ميليون پاداش آخر خدمت ميگيرد، با اين پاداش خدمت ۳۰ ساله، يك پرايد هم نميتواند بخرد. آنكه طبقه متوسط بود، آپارتمان ۳۰ ميليونياش شد ۹۰ ميليون و ماشين پرايد دست دوم ۴ ميليونياش شد ۸ ميليون. آيا فاصله كمتر شد؟ چه كسي از اين هدفمندي و سياستهاي اقتصادي عدالتمحور سود بيشتري برده است؟طبقه فقير هم كه نه ماشين داشت و نه خانه، اگرچه حالا ماهي ۴۵ هزار تومان يارانه ميگيرد، اما اجاره خانهاش چهاربرابر شده و همه مايحتاج زندگياش نيز چندين برابر. حالا اگر ۱۰ سال هم كار كند بايد آرزوي خريد حتي يك پرايد دست دوم را با اين قيمتها به گور ببرد. خانه خريدن با قيمتهاي جديد كه ديگر براي قشر فقير از محالات است. شايد هدف دولتمردان عدالت گستري براي مردم بوده، اما در عمل آيا فرسنگها از عدالت دور نشدهايم و آيا تا دهها سال ديگر با اين گرانيها و دستمزدهاي ثابت كارگران و كارمندان، طبقه ضعيف ميتواند كمر راست كند؟
شايد برخي اقدامات نظير عيدانه يا سبدهاي ارزاق به ۵/۱۷ ميليون خانوار ايراني را نمونههايي از اين تلاش عدالتخواهانه بدانند، اما چرا با سياستهاي ناپخته اقتصادي بلايي برسر مردم بياوريم كه دهها ميليون نفر از آنان چشم اميدشان به عيدانه دولت و سبد ارزاق اهدايي در آستانه سال نو باشد. قرار بود كاري كنيم كه اينها روي پاي خودشان بايستند و با مشاغل پررونق، دستشان در جيب خودشان برود، نه آنكه قريب ۱۸ ميليون خانوار دچار فقر و فاقهاي باشندكه خبر يك بسته كالاي ۲۰۰ هزار توماني برنج و روغن و... برايشان خبري بهشتي باشد. بنا بود فاصله پولدارها كه به ريش مردم ميخندند با فقرا كم شود، نه آنكه همه منتظر عيدانه و سبد ارزاق باشند تا با كمك آن بتوانند به استقبال سال نو بروند!
خدا ميداندكه در همه قوا ايراداتي هست. اين را براي اندك دوستاني ميگويم كه در كمال حيرت، گرانيها و درد مردم را نميبينند و رهنمود ميدهند چرا از آنهاي ديگر انتقاد نميكني! ديدهايد و جماعتي كه مرا ميشناسند ديدهاند چه بسيار از آنها هم نوشتهام. اما پيامبر(ص) ميفرمايند:« من لامعاش له، لا معاد له» آنكه معاش ندارد، معاد ندارد. معاش مردم هم امروز مهمترين دغدغه آنهاست كه دست دولت است و گرفتار سياستهاي غلط اقتصادي، تازه با اين همه انتقاد هنوز شاهديد كه هيچ كس گوشش بدهكار نيست.