
امام خمينـي (ره) همـواره بانـوان را پيشگامان ميـدان جنگ ميدانست و در اين خصوص فرمودهاند: «ملتي كه بانـوانـش در ميدانهاي جنگ با ابرقدرتها و در مـواجه شدن با قواي شيطاني قبل از مردها در ايـن ميدانها حاضر شدهاند، پيروز خواهد شد.» از اين رو مادران و همسران شهدا سهم بسزايي در پيروزي رزمندگان اسلام طي هشت سال دفاع مقدس داشتند و كشورمان نيز در تمام اين سالها به داشتن مادران و همسران هميشه حاضر در صحنه افتخار ميكند. براي آشنايي بيشتر بانقش وحضور زنان در دفاع مقدس با مسئول سازمان بسيج جامعه زنان سپاه محمد رسولالله (ص) خانم فريبا تدريسي به گفتوگو نشستهايم كه از نظرتان ميگذرد.
نقش زنان را در دوران دفاع مقدس چگونه ارزيابي ميكنيد؟نقش زنان در اين دوران بسيار پررنگ بود. اولين مسئوليتي كه زنان در دفاع مقدس به صورت خودجوش و همپاي مردان بر عهده گرفتند، جنگيدن با دشمن بعثي در جنوب و مزدوران داخلي در كردستان بود، اما اصليترين حماسه و عملكرد درخشان بانوان ايراني در خط مقدم جنگ تنها حضور در فعاليتهاي امداد و كمكرساني به موقع به مجروحان و زخميهاي جنگ و نيز پشتيباني در زمينه دوخت لباس، شستن پتو، بستهبندي غذا، پختن مربا و جمعآوري كمكهاي نقدي براي جبههها و كمك در زمينههاي اهداي طلا و پسانداز براي كمك به مسائل اقتصادي جبهه خلاصه نميشد، بلكه تشويقها و شركت مؤثر و مستقيم زنان در استانها و شهرهاي مرزي كشورمان در ابتداي جنگ عليه دشمن نمايان شد و روحيه بخشي آنان به مردان و فرزندان خود با الگوگيري از زنان صدراسلام و حتي حضور در خط مقدم جبهه صحنههايي بود كه بسيار در آن دوران مشاهده ميشد. شاهد بوديم كه به تشويق مادران، فرزندان براي كمك به جبهه قلكهاي خود را پرمي كردند و كسي كه استطاعت نداشت در حد آنچه داشت تقديم ميكرد، از اهداي چند تخم مرغ گرفته تا اهداي طلا و آنچه مورد علاقه يك زن بود. تسلي دادن به خانواده معظم شهدا و سرزدن به ايشان و برآورد احتياجات ايشان در حد توان نيز از ديگر اموري بود كه توسط بانوان انجام ميشد. همين كارها باعث شد تا اسلام بماند و اسلام جهاني شود تا به دنيا نشان دهند كه قدرت زن مسلمان چگونه ميتواند در نبرد هم به كارگيري و نيمي از پيروزي را شامل شود.
همسران و مادران شهدا و رزمندگان در طول دفاع مقدس براي حمايت از رزمندگان چه نقشي را ايفا ميكردند؟در جايي درباره خاطرات جنگ مطلبي را خواندم، شخصي در قبرستان خرمشهر زن ۶۵ سالهاي را ديده بود كه تفنگ اميك بر دوش دارد. از او ميپرسد: مادر چه ميكني؟ گفته بود: پسر و دخترم آنقدر جنگيدند تا شهيد شدند و اينجا خفتهاند. ميروم راهشان را ادامه دهم. هر چه او را منع ميكند، پيرزن نميپذيرد و ميگويد: «بايد از دينم دفاع كنم. اين تنها وظيفه شماها نيست، بلكه وظيفه من هم است. جنگيد و سرانجام با تركش خمپاره شهيد شد. همسران و مادران رزمندگان با ترغيب كردن و اطمينان قلبي به رزمندگان از لحاظ روحي ايشان را از تعهدي كه در قبال زن و فرزند و مادر داشتند مطمئن كردند كه در غياب آنها از عهده همه وظايف برخواهند آمد پس دغدغه آنها را در اين خصوص كاهش و روحيه اين عزيزان را افزايش ميدادند و حامي معنوي آنها ميشدند كه جاي خالي آنان كمتر احساس شود شايد با قبول اين مسئوليت و تنهايي خودشان، از نظر عاطفي برخود سخت ميگرفتند، اما اين حركت شجاعانه آنها به قدري در روحيه بخشيدن به مبارزان اسلام مؤثر واقع ميشد كه اوج اين روحيهبخشي مادران و همسران به نحو احسن در قبل از عمليات و به خصوص هنگام نوشتن وصيتنامههاي آنها ديده ميشد، حتي مادران و همسران شهيدان بعد از خبر شهادت اين عزيزان صبر و شكيبايي پيشه ميساختند و سعي ميكردند در عرصههاي ديگري خدمترساني كنند تا با ايثار خود را به كمال رسانند. در حالي كه رسالت يك شهيد بر دوش آنها گذاشته شده بود، بايد ايفاي نقش ميكردند و ما شاهد بوديم مادري پنج شهيد تقديم اسلام و انقلاب كرد.
روحيه اين شيرزنان بيبديل بيمثال ميباشد كه مثل كوه ميايستادند و فقط رضايتمندي خدا و ولي زمانشان را خواهان بودند و عزيزان خود را تقديم ميكردند و در زمان خود الگوگيري از حضرت زهرا(س) و حضرت زينب(س) ميكردند كه اسلام پيروز شده و راه جهاد را هموار شود. امام خميني (ره) در اينباره فرمودند: «ما مفتخريـم كه بانوان و زنان پير و جـوان و خرد و كلان در صحنههاي فرهنگي و اقتصادي و نظامـي حاضر و همـدوش مردان يا بهتـر از آنان در راه تعالي اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند.»
در دفاع مقدس مادراني كه خبر نداشتند آيا فرزندشان زنده است يا شهيد، سالم است يا مجروح، وجود داشتند، از صبر و استقامت آنها بگوييد. مادران در عين حالي كه فرزندان خود را راهي ميكردند در پشت جبهه به فعاليتهاي امدادي و پشتيباني و جمعآوري كمكهاي نقدي و... ميپرداختند و با اينكه احتمال ميدادند فرزندانشان را در اين راه تقديم ميكنند ولي حفظ اسلام را واجبتر ميدانستند و زينبگونه استقامت ميكردند و اگر فرزندشان شهيد ميشد سعي ميكردند كه دشمن شاد نشود و چون سرو مقاومت ميكردند. در زمينه كمك به مجروحان نيز بسيار فعاليت داشتند. آنان در بيمارستانهاي مختلف چه در شهرهاي خارج از مناطق جنگي و چه در بيمارستانهاي مناطق جنگي به پرستاري مجروحان ميپرداختند.
گاهي اتفاق ميافتاد كه مادر رزمنده قبل از رسيدن خبر شهادت فرزندش خودش از طريق رؤياي صادقه در خواب مطلع ميشد و چه بسا خودش ديگران را تسلي ميداد و زينبوار شكر ميكرد و صبورانه به استقامت خود ميباليد و ادامه ميداد و مادران دلشان به سلامتي رهبر كبير انقلاب خوش بود و ميگفتند خوشا به حال شهدا، كاش ما هم ميتوانستيم جان خود را نثار انقلاب و اسلام و امام كنيم. مادراني كه فقط يك فرزند داشتند، مادراني كه از دو، سه، چهار و پنج شهيد تقديم كرده بودند؛ به زبان ساده نيست چه رسد به دل يك مادر البته نه مادر معمولي، مادري كه دلش خدايي شده بود و در راه خدا هر آنچه را خود ميپسنديد، هديه ميداد.
به نظر شما آيا رسانههاي ما به خوبي توانستهاند به تبيين جايگاه زنان ايثارگر بپردازند؟متأسفانه رسانهها نتوانستند در اين زمينه، شيرزنان عرصه دفاع مقدس را به تصوير بكشند و متأسفانه اين حلقه مفقوده باز توسط خودشان به دست خواهد آمد. پرداختن به حوزه فعاليتهاي بانوان در دفاع مقدس ميتواند هم الگوسازي داشته باشد هم مصونيت ايجاد كند كه زنان ما با اين سطح از آگاهي و بصيرت طعمه دنياي مجازي و جنگ فرهنگي دشمن نشوند و موجب ميشود كه با پرداختن به اين موضوع هم وظيفه رسانه در قبال ايثارگريهاي اين عزيزان محقق شود و هم دينِ جامعه نسبت به اين قشر معلوم و آنان درس عبرت شوند و ساير زنان الگوگيري نمايند و افتخار كنند تا دشمن بهراسد و بداند اين ملت در قبال استكبار تسليمناشدني است و حق خود را تمام و كمال از آنان ميستاند. پرداختن به صحبتها و خاطرات زنان مجروح و جانباز ضروري است چراكه كه شايد حرفي ناگفته داشته باشند تا به وسيله رسانه ناگفتههاي خود را به سايرين برسانند. بگويند چگونه مثل سرو ايستادند و قد خم نكردند و نخواهند كرد و اين چنين با خاطرات شيرينشان در حوزه خودشان انسانهاي مشتاق و تشنه را تربيت كنند.
عملكرد بنياد شهيد و امور ايثارگران را در شناسايي و بزرگداشت زنان جانباز و رزمنده و معرفي آنان به جامعه چگونه ارزيابي ميكنيد؟متأسفانه عملكردي كه قابل بهرهبرداري عمومي باشد ارائه نشده و الگوسازي و نمادسازي از اين زنان ايثارگر و شهيد و رزمنده ارائه نشده كه بتواند در جامعه مطرح شود. فكر ميكنم بانك اطلاعاتي قابل تفكيك كه بتوان به واسطه آنها حتي به خانوادههاي اين عزيزان يا خودشان دست پيدا كرد وجود نداشته باشد كه اين كمي بيلطفي است. از دست دادن فرصتي است كه ميشد از آن بهرهبرداري بهتري شود و ميشد كتابهايي در زمينه مشي شهدا منتشر كرد تا جاي رمانهاي بيخاصيت و پرضرري را كه جوانان متأسفانه به آنها گرايش پيدا ميكنند بگيرد كه اين اتفاق نيفتاده و اين فرصت تبديل به تهديد شده است كه اين بياعتنايي قابل اغماض نيست و ميتوانست با عملكرد بهتر فرهنگ جهاد و ايثار و شهادت و خدمترساني فرهنگسازي ميشد كه متأسفانه چنين نشد. اين عزيزان صفحات زرين تاريخي را نگاشتهاند كه سراسر استواري و ايستادگي و نصرت است. پس ميشود با جاودانه نگه داشتن ياد و خاطرات اين عزيزان بركاتي را شامل حال اجتماع بنماييم، مانند دشمنشناسي و ولايتمداري شهدا و ايمان و اعتقادات اين بزرگان، برخوردشان با تكاليف اجتماعي، ديني و مذهبي چگونه بوده كه همه ميتواند خيرات و بركات زيادي را به ارمغان بياورد، باشد كه با لطف ايزدمنان به اين بركات نائل آييم.
زنان آزاده و جانباز دوران دفاع مقدس تا چه ميزان به جامعه و دختران جوان معرفي شدهاند؟متأسفانه در اين زمينه هم كار زيادي انجام نشده، چه بسيارند زنان ايثارگر، مجروح و شهيدي كه حتي به جامعه معرفي نشدهاند ولي با كاري كه بسيج در حال انجام آن ميباشد و معرفي يك شهيد ملي به كشور و يك شهيد استاني و قشري به استان مربوطه و هر قشري (طلبه، پزشك، معلم، دانشآموز، اداري و. . . )به قشر خود و همچنين معرفي خصوصيات و ويژگيهاي فردي و اجتماعي ايشان، قدمي در اين راه برداشته است. شهدا راهشان، زيستشان و خصوصيات فردي و اجتماعيشان ميتواند با توجه به خلوص مورد قبولشان از طرف ايزدمنان تأثيرگذار باشد، پس بايد يك خانم جوان بداند، خانمي در سن و سال آنان در معركه دفاع مقدس چگونه ايفاي نقش كرد و حال كه معركه جنگ نرم است، چگونه بايد ايفاي نقش كند. چقدر جامعه روي آن حساب ميكند و از او مطالبهگر است. وظيفه و مسئوليت او چيست و چگونه و از چه كسي بايد آن را بياموزد و خود را براي فرداي بهتر آماده كند. ساختن فيلم، كارتون، سريال از نحوه زندگي شهدا بسيار ميتواند در اين زمينه تأثيرگذار باشد.
درباره نقش زنان در بحث اقتصاد مقاومتي برايمان بفرماييد!نقش زنان در اقتصاد مقاومتي جزو اهداف سازمان بسيج جامعه زنان كشور ميباشد كه با طرحهاي زيادي حمايت ميكند و در حال انجام است و با ايجادحلقههاي صالحين كه حلقههاي تربيتي هستند، در پنج مقطع سني و تحصيلاتي مباحث تربيتي و اخلاقي را مورد آموزش قرار ميدهد كه اين حلقهها علاوه بر تربيت فرزندان و نسلي كه با ملاك و معيار فرزند انقلابي و اسلامي همتراز باشد، عمل ميكند و در جهت ارتقاي تحصيلي دانشآموزان و ارتقاي كيفيت معلمان و كيفيتافزايي توليدكنندگان و خدماترساني در صحنه اجتماعي و خدماترساني توسط اقشار مختلف و متخصص الحمدلله ظرفيتهاي مناسبي تدارك ديده شده كه انشاءالله منشأ خيرات بسياري خواهند بود. آنچنان كه هم اكنون نيز شاهد درخششهايي در اين زمينه در كشور هستيم. اميدوارم با حمايت معنوي و مادي مسئولان برخيل بسيجيان افزوده شده كه اين هم افراد را مصونيت ميبخشد و دوستان را دلگرم و هم دشمنان را بيمناك عصباني ميكند.
و حرف آخر؟ الحمدلله اين سازمان در تلاش است تا تدابير و فرمايشات امام خامنهاي را محقق سازد و در اين مسير حركت كند، پس انشاءالله ميتواند در آينده رشد و تكامل بيشتري داشته باشد. با توجه به جنگ نرم در بخش فرهنگي، اين سازمان در تلاش است با اشاعه و تقويت و ترويج فرهنگ ناب اسلامي با جنگ نرم دشمن هم مبارزه داشته باشد و اين در ظرفيت سازمان است و بايد با استعانت از ايزدمنان و ياري امام زمان(عج) گامهاي مؤثري در بصيرتافزايي زنان جامعه اسلامي بردارد و او را به فرهنگ، بينش، منش، سبك اسلامي زندگي مسلح سازد تا هم در تربيت نسل و هم در تعالي و كمال خانواده و هم در تلاش در زمينه علمي موفق باشد. ماحصل همه اينها ايجاد يك نيروي مقاومتي است كه ميتواند مقابل هر تحريمي ايستادگي كند.