کد خبر: 511177
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۱
يادداشتي درباره فيلم «دهليز» به بهانه حضور در جشنواره سي‌ويكم
موضوع فيلم دهليز از جمله مباحثي است كه فيلمسازان زيادي از منظرگاه‌هاي متنوع و بسياري به آن پرداخته‌اند. قصاص در زمره موضوعات و اتفاقاتي است كه به صورت خودبه‌خودي داراي يك بار دراماتيكي است كه هميشه دو طرف دارد، خانواده مقتول و خانواده قاتل. هر چند در اين زمينه سريال، تله‌فيلم و فيلم‌هاي سينمايي بسيار زيادي ساخته شده‌اند اما به دليل سير دراماتيك و قصه فيلم، مخاطب هر بار با يك حادثه و نمونه جديدتري كه منجر به يك فاجعه شده است مواجه مي‌شود.

«دهليز» اما روايتي متفاوت‌تر از ديگر نمونه‌هايي است كه در اين رابطه ساخته شده است و كارگردان در اين فيلم سعي كرده است تا مخاطب را در يك دالان منطقي قرار داده و سپس او را با كوله‌باري از منطق و عقل و احساس به سمت حق و حقيقت سوق دهد. شعيبي در «دهليز» بر‌خلاف نمونه‌هاي قبلي كه از مسئله قصاص ساخته شده است يك نماي جديد و البته محقانه‌تري را در چشم سفيد و قاب پرده سينما براي مخاطبانش خلق كرده است. در كارهاي قبلي كه از اين مسئله ساخته شده‌اند هميشه خانواده قاتل با دنيايي از مشكلات و مصائب اقتصادي، اجتماعي و غيره به تصوير كشيده مي‌شود كه بنابر چيدمان و سير دراماتيك تم اصلي فيلم، مخاطب در ورطه‌اي قرار مي‌گيرد و مي‌افتد كه قصاص شونده را مظلوم و قصاص‌كننده را فاقد احساسات و انسانيت قضاوت كند. «دهليز» يكي از مشكلات جامعه پيراموني همه مخاطبان را كه گاه به فراخور موقعيت هر كدام از آنها دچار آن بوده‌اند، روايت مي‌كند. يك معلم به خاطر گرفتن جاي پارك ماشين با فرد ديگري درگير مي‌شود و در اين حادثه، معلم قصه«دهليز» در اوج عصبانيت و خارج از فضاي تعقل مر‌تكب قتلي مي‌شود كه هرگز تا قبل از آن ارتكاب به چنين خبطي حتي به مخيله‌اش هم خطور نكرده است. در اين فيلم كارگردان به دور از هر‌گونه بهره‌برداري از فوران و غليان احساسات مخاطبش فضايي درست و منطقي را تا پايان نمايش مي‌دهد. در اكثر نمونه‌هاي ديگري كه به موضوع قصاص پرداخته‌اند فضا به گونه‌اي است كه مخاطب با ديدن مشكلات و شكاف‌هاي جبران‌ناپذير خانواده قاتل به خاطر ارتكاب به قتل، به گرداب همذات‌پندارانه اشتباه و غير‌منطقي مي‌افتد كه نتيجه‌اش سركوفت زدن به خانواده مقتول براي پيگيري حق قانوني و شرعي شان است. در تازه‌ترين نمونه اين قصه (فيلم من مادر هستم به كارگرداني فريدون جيراني) مخاطبان با يك دختري كه هم ارتباط نامشروع داشته و هم مرتكب قتل شده است در يك طرف قصه قرار مي‌گيرد و خانواده مقتول در سويي ديگر. اما «دهليز» در به تصوير كشاندن فضاي عاطفي و كلي خانواده قاتل سعي مي‌كند به سمت غلو و بزرگنمايي‌هاي بلاوجه نرود و اين فاكتور يكي از ملاك‌هاي پسنديده شدن پايان فيلم از طرف مخاطبان است. چند سالي است كه مسئله قصاص و حقي كه خداوند به واسطه ضايع شدن حقوق يك خانواده در اختيارشان قرار داده است با عناوين و تابلوهاي متفاوتي از جمله حقوق بشر دستاويز برخي افراد در خارج از كشور و با پيروي كردن از آنها عده‌اي هم در داخل كشور بدون در نظر گرفتن همه ابعاد يك مسئله در دام نگاه انتلكتوئليته غربي‌ها دچار قضاوتي ناعادلانه شده‌اند. هر چند در گرفتن پز تفكر انتلكتوئليسم برخي فيلمسازان دچار يك اشتباه بنيادي و اساسي شده‌اند اما كارگردان «دهليز» سعي كرده است كه با چيدماني منطقي از تمامي حقوق و موضوعات مختلف مرتبط با هر دو طرف دعوا، مخاطبش را به يك نتيجه‌گيري صحيح، به دور از احساسات و با دخالت عقل و منطق رهنمون شود. اين نتيجه‌گيري صحيح در حالي قابل وقوع و رخداد است كه صغري و كبري چيني يك قضاوت به درستي شكل گرفته باشد تا منتج به يك نتيجه صحيح و منطقي شود. پايان بندي و به قول بچه‌هاي اهل هنر «سكانس فاينال» دهليز اوج هنرنمايي كارگردان فيلم است چراكه ضمن آموزش رفتار صحيح و آزادمردانه «پذيرش اشتباه و عذر تقصير به منظور جبران تا حد امكان»، نهايت و نتيجه طي طريق در مسيري درست و منطقي كه همان واژه «مطلوب» است به درستي نمايش داده مي‌شود. اين سير درست و منطقي كه كارگردان خالق آن است با پذيرش بدون چون و چراي مخاطب بدون سوء استفاده از احساسات و عواطفش، به پايان مي‌رسد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار