
اين دوره از جشنواره فيلم فجر با دورههاي قبلي به خصوص دوره سيام جشنواره از ابعاد گوناگون قابل مقايسه نبود. چه اينكه فيلمسازان و آثارشان در جشنواره امسال سعي كرده بودند «بر شاخه نشستن و بنبريدن» را مثل بيشتر آثار دوره قبل، تمرين نكنند. جشنواره امسال از نظر تكنيك فيلمسازي، محتواي مورد بحث و مناقشه در آثار ارائه شده و نيز دوريكردن از خودزنيهاي غيرمنطقي و غير معقول، آهنگي روبه جلو و «آوانگارد» داشت.
موضوع اكثر فيلمها تا حدودي قابل دفاع بودند (البته برخي و نه همه آنها) و مخاطب پس از خارج شدن از سالن نمايش احساس متضرر بودن و اتلاف وقت نميكرد. در بخش فيلم اوليها آثار جالب، خوب و اميدواركنندهاي را شاهد بوديم كه براي سينما آيندهاي به مراتب بهتر از گذشته را نويد ميداد. اگرچه نقدهايي نيز بر كارهاي فيلم اوليها (از نظر تكنيك و محتوا) وارد است اما با توجه به اينكه سراغ موضوعاتي سخت و پيچيده رفته بودند، اين جسارت همان نويد آينده خوبتر و جسورانهتر از گذشته است كه گفته شد، چراكه ابتداي محافظهكاري پايان پيشرفت و صيرورت يك فيلمساز است. مسئله قابلملاحظه ديگر و از جمله امتيازات آن دوري كردن از مباحثي كه طرح يكسويه آنها توسط برخي فيلمسازان(چنانچه قبلاً اتفاق افتاده بود) باعث بدبيني و سياهنمايي عليه برخي قوانين يا موضوعات مرتبط با مباحث حقوقي و قانوني در بين مخاطبان ميشد.
هر چند در اين زمينه حرف بسيار است از جمله اينكه گفته ميشود برخي فيلمسازان براي كسب جوايز بعضاً سياسي و نه سينمايي جشنوارههاي خارجي دست به چنين اقدامي ميزدند. يكي ديگر از مباحث قابل طرح در اين مقال رويش چند انيميشن در جشنواره سي و يكم است.
بعد از نمايش انيميشن «تهران۱۵۰۰» در جشنواره سال گذشته، امسال هم دو انيميشن«سرزمين گوهران» و «بوشهر۹و۲۰ دقيقه» به نمايش درآمد كه اين اقدام يك گام رو به جلو تلقي ميگردد، اگرچه اين گام كوچك و كوتاه بود.
نكته جالب و البته مثبت اين دوره از جشنواره «تنوع جغرافيايي» فيلمها بود كه قدري واژه «ايراني» بودن را بيشتر از قبل تداعي ميكرد، چراكه قبلاً درام و قصه فيلمها در پايتخت يا شهرهاي بزرگ اتفاق ميافتاد اما امسال از«هليله» بوشهر تا كرمان و انزلي در جشنواره ديده ميشد. اما مهمترين امتياز مثبت اين دوره از جشنواره ورود فيلمسازان در ساخت فيلمهايي با محوريت «عرفان اسلامي» و «نماز» بود كه فيلمهاي «رسوايي» و «سربه مهر» از آن جملهاند. اين حركت صحيح و خوب در حالي رخ داده است كه برخي ارزشهاي اخلاقي و اسلامي در حال كمرنگ شدن در جامعه زيستي كشورمان است و نياز جامعه به چنين موضوعاتي با تيزبيني فيلمسازان و جسارتشان در پرداختن به آنها قابل تقدير و ديده شدن است.
سال گذشته مبحث«خيانت» يكي از اصليترين موضوعات و محتواي فيلمهاي جشنواره بود اما امسال بحث«قصاص» به نسبت ديگر مباحث كثرت عددي بيشتري را به خودش اختصاص داده بود. اما تفاوت اصلي اين دو آوردگاه نوع نگاه منطقي، عاقلانه و به دور از احساسات به بحث قصاص در فيلمهايي نظير«دهليز» و «روز روشن» است كه مخاطب شاهد قصاوت يا تحول يك بار كاراكترها نيست بلكه با يك فضاي رئال و واقعيتري (نسبت به فيلمهاي سلف) مواجه ميشود كه در آنها اعتقادات و ارزشهايش مورد وهن قرار نگرفته است.
اين مبحث يكي از حاشيهسازترين اتفاقاتي است كه در مورد محتواي بيشتر فيلمهاي جشنواره قبل جاري و قابل اطلاق است. اما در اين دوره از جشنواره ژانر دفاع مقدس يكي از مهجورترين مباحث سينمايي بود كه به رغم حضور يكي دو فيلم مثلاً دفاع مقدسي، اين مهجوريت به واسطه پرداخت ضعيف و غير قابل دفاع اين فيلمها بيشتر از قبل ديده ميشد. البته در مورد فيلم«خاكستر و برف» كه يك ملودرام قابل توجه اما با ريتمي كند در ژانر دفاع مقدس محسوب ميشود، كلامي تاحدودي نادرست است چراكه روحالله سهرابي يك فيلمساز جوان اصطلاحاً فيلم اولي محسوب ميشود. از جمله مباحث غائبي كه جشنواره فجر به بركت آن برپا شده است موضوع «انقلاب اسلامي» است كه لقب غايب بزرگ ميتواند صفت عليالاطلاقي نسبت به آن باشد.
در برخي از آثار اين دوره نقد زندگي به ظاهر«متجددگرايانه» يا «شبه روشنفكري» به خوبي ديده ميشد و اين حركت كه بايد آن را پس از حواشي سال گذشته و امسال سينماي كشورمان به فال نيك گرفت، با رويكردي عقلاني و به دور از يكجانبهگرايي و تخطئه محوري توانسته بود حرفها و نقاط تاريكي را در عرصه تفكر و زندگي بر مبناي «انتلكتوئليسم» به قضاوت مخاطب بگذارد. اما نكته پاياني درباره اين دوره از جشنواره اينكه متأسفانه برخي از فيلمسازان به يكسري محتواهايي كه توان عرضه شدن در سينماي ايران را (به جهت موضوع و توان نمايش در سينماي كشورمان به دليل برخي ملاحظات اخلاقي و...) ندارند، ورود كرده بودند. از آن جمله ميتوان به فيلمهاي «بشارت به يك شهروند هزاره سوم» با محوريت افعال و اعتقادات و مراسم شيطانپرستي و فيلم «هيس دخترها فرياد نميزنند» اشاره كرد كه در عين صعوبت موضوعي، عدم اشراف فيلمنامهنويس بر مباحث حقوقي و قانوني از جمله مسائل وهنآلود نسبت به «قانون مجازات اسلامي»؛ اين آثار را نچسب و غير باورمند كرده بود.