اگر چنانچه برگزاركنندگان ادعا ميكنند كه در گزينشها بسيار سخت گرفتهاند تا بهترين آثار به جشنواره راه يابند و اينها ويترين سينماي كشورند، پس واي بر مابقي توليدات انبوهي كه در صفند و طي يك سال آتي بناست به نمايش درآيند. از سوي ديگر، عمده صاحبنظران برآنند كه در سينماي ايران، نظير فوتبال- در حدي جدي و قابل اعتنا- چيزي به نام بخش خصوصي نداريم. به عبارت واضحتر، طي يك سال گذشته هر مديريتي در گوشهاي بخشي از پول مملكت را كه اين روزها چون آب حيات بدان نيازمنديم، دو دستي تقديم عدهاي كردهاند تا به ميل خودشان و آنها، توأمان محصولي بسازند كه همه متفقالقولند در غالب موارد نه سينماست و نه در خدمت آمال و ارزشهايي كه به سبب پسوند «فجر» شعار جشنواره هم هستند.
با اين حساب چرا اين مملكت يك ديوان محاسبات فرهنگي ندارد تا نسق مديراني كه چنين بودجههايي را آتش ميزنند، بكشند؛ آن هم جلوي چشم مردم يا كارگراني كه گاه دو، سه سال است حتي حقوق كار طاقتفرسايشان را نگرفتهاند، آن هم در اين گرانيهاي كمرشكن!
گاهي اوقات فردي يا شركت ميآيد بودجهاي در اختيار عوامل موردنظرش ميگذارد تا فيلمنامه دلخواهشان را بسازند؛ خوب بسازند. بعد هم طبق روال موجود فيلمشان را نمايش دهند. اگر سود كردند نوش جانشان، اگر نه خسارت را از جيب مبارك دادهاند. تازه همان فيلم هم نبايد در تضاد با آمال و ديانت مردم و قوانين مملكت باشد.
اين از بديهيات است. اما اينكه شما از بودجه عمومي حاتمبخشي كني و پول كلان مردم را بدهي به آدم كار نابلدي كه اثري بيارزش بسازد، غم گيشه هم نداشته باشي و فقط به مدير فرادستي آمار بدهي در مديريت تو اين تعداد اثر سينمايي- فارغ از كيفيت- ساخته شده، آيا ما را به سينماي مطلوبمان ميرساند؟ آيا كسي نبايد اين دست مديران را سين جيم كند كه با كدام معيار بودجه مملكت را اين طور ضايع كردي؟ فرايند رسيدگي به صرف اين بودجهها چگونه است؟ چه كسي بر آنها نظارت ميكند؟ بسيار پيش آمده و بيگمان بعد از اين هم ميآيد كه دولت سرمايهگذار يا شريك در توليد فيلم است كه بود و نبودش يكي است، نازل است، سينما نيست، تاتي تاتي است. چرا بايد غرامت اوستا شدن برخي از اين نورچشميها را به مردم بدهند؟ گاه حتي اين فيلمها مضرند. موهن و خجالت آورند. به قول «مسعود فراستي» كه درباره «يك خانواده محترم» گفته؛ وطن فروشند! چرا اين ماجرا هيچ ساز و كار روشني ندارد؟ چرا مهمترين عنصر آن رفاقت با آنهاست كه بر مجراي بودجه و بر مصدر مديريتهاي مربوطه تكيه زدهاند؟ اگر اين نيست، چرا محصول سينمايي كه قريب به اتفاقش سر در كيسه دولت دارد بايد اين باشد؟ اصلاً فكر كنيد اين جشنواره پسوند «فجر» ندارد. چرا اين همه پول صرف تصاوير نازلي شدهاند كه به اذعان همه مخاطبان، در عموم موارد حتي سينما نيستند؟ چه كسي در اين شرايط پول مردم را پاي اينها داده است؟ چرا؟ آيا برخي از اين رفتارها و تصميمات اختلاس فرهنگي نيست؟