كاش آقاي رئيسجمهور هم در گذشته و حال وقت ميكرد و كمي فيلم ميديد. سينما چيز خوبي است. آداب بسياري به آدم ياد ميدهد. البته گاهي اوقات هم نه، بسته به سازندگانش دارد. به آنها كه اين آش را براي مخاطب ميپزند. اغلب فيلمهاي اين روزهاي ما به جاي آنكه دنبال ترسيم واقعيت باشند در راه رسيدن به حقيقت يكجور و شلوغكارياند. مثل شعبدهبازها مخاطب را فريب ميدهند. از سالن تاريك سينما كه بيرون ميآيي، با خودت فكر ميكني يعني واقعاً همين طور است؟ پس چرا زندگي من و مردمي كه در اطرافم هستند هيچ شباهتي به آنچه ديدم ندارد؟ نكند من ايراني نيستم؟ نكند اين فيلمسازها ايراني نيستند و اين فيلمها درباره ايران نيست؟
البته گاهي هم هست. اما شما خبر نداريد. خوابيد. وظيفه فيلمساز همين است كه شما را بيدار كند و معلوم نيست چرا اين روزها و چند فيلمي كه من تا حالا در جشنواره ديدهام، اينكار را نميكنند. بيشتر لالايي ميگويند تا تو را بخوابانند و به رؤياي خودشان ببرند. اول از همه من نميفهمم اين همه عناد با خانواده در بخشي از آثار امسال علتش چيست؟ مثلاً من فيلم «قاعده تصادف» را ديدم. گريز از خانواده و به تعبير جوانان بازيگر فيلم، پيچاندن پدر و مادر، در اين كار به صورت يك ارزش در ميآيد. تنها عضو آنها كه نميخواهد چنين كند دچار بدبختي و گرفتاري ميشود و همه را با خود به دردسر مياندازد. به نظر شما چه نتيجهاي از اين رفتار ميتوان گرفت؟
در فيلم بعدي همان شب از آقاي «سيامك شايقي» دختري كه خانوادهاش به زور ميخواهند او را به فرد مسن و پولدار، شوهر بدهند از خانهاش در شهرستان فرار ميكند و طي يك فرايند هندي با ناجي خودش عاشق و معشوق ميشوند. در تمام فيلم انزجار دخترك از خانوادهاش جار زده ميشود. ما از طرفي ميگوييم ماهواره و شبكههايش با سريالهاي آنچنانيشان درصدد سست كردن بنيان خانوادهاند و اسباب فروپاشي آن را فراهم ميآورند، اما در عمل خودمان پول بيتالمال را تقديم فيلمسازان ميكنيم و يا الاقل مشوق آنهاييم تا با همين رويكرد فيلم بسازند و بعد آنها را حلوا حلوا هم ميكنيم. عزيزان! مسئولان محترم فرهنگي! وزير دلسوز ارشاد! اينها به خدا با هم نميخواند. ما مثل سالهاي قبل داريم مسير را غلط ميرويم؛ راهي كه به تركستان است. در واقع رسيدهايم به تركستان. به مدد حلوا حلوا كردن همين آدمها و همين طرز فكر و كارها رسيدهايم. به قول طرف هنوز گرميم. حاليمان نيست؛ فقط نيروي خداوند قادر است ما را از اين راه هولناك كه رفته بازگرداند. ناگفته نگذارم كه عمده فيلمسازان ما در يك فرايند رقابتي بي هيچ تعمدي به سمت ساخت اين آثار كشيده ميشوند. كمتر كسي نقشه ميكشد و هدفمند تلاش ميكند اين نوع سينما در آثارش عرضه شود. اما مسير كلي به اين سو ميرود. او هم موفقيت ميخواهد؛ تأييد بقيه اهالي سينما را. پس او هم ميرود. يك قدم جلوتر ميافتد و نفر بعدي به همين ترتيب! آنها تقصيري ندارند. ما در ترسيم عاقلانه و مطلوب آنچه ميخواهيم، ناتوان بودهايم، پس ديگران سينما را به تابلويي براي نمايش آنچه ميخواهند بدل كردهاند.