کد خبر: 509866
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۷:۱۲
چند هفته قبل در برنامه هفت هنگامي كه «مسعود فراستي» دلايل متعددي در بد بودن يك فيلم ارائه كرد، سرانجام جوهر همه آن نارسايي‌ها را در يك كلمه خلاصه فرموده و گفت: «يك فيلم شهرستاني است!» به طوري كه حتي يك مخاطب ناآشنا به ادبيات نقد سينمايي پي مي‌برد. «شهرستاني» يك صفت رذيله براي يك اثر سينمايي و يك فحش آبدار در اين مقوله است!
 
ترديد ندارم فراستي، نظر به شرافت و اصالتي كه در او سراغ دارم، بناي تحقير شهرستان و شهرستاني را در آن رويكرد نداشته است. ناخواسته و از سر تساهل اين عبارت را مساوي ناكارآمدي مطلق در يك اثر سينمايي قرار داده و اما با تمام اين احوال از منتقد بزرگي چون او با احاطه‌اي كه بر ادبيات دارد، چنين انتظاري نمي‌رفت. مي‌خواستم درباره فيلم آقاي «دكتر خزاعي» در جشنواره فجر چند خطي بنويسم؛ «يك تابستان طولاني»! اما با اين مقدمه آغاز كردم،‌ چرا كه عموم منتقدين آن را يك فيلم شهرستاني! متوسط ارزيابي كردند. حالا با آن مرادي كه فراستي از اين عبارت دارد، نمي‌دانم اين صفت به منزله توهين به اولين اثر سينمايي آقاي خزاعي است يا تمجيد از آن. راستش را بخواهيد بعد از اين تا حدي ذهنيت فراستي نسبت به صفت شهرستاني برايم معنا پيدا كرد! سازندگان «يك تابستان طولاني» زحمت تحسين‌برانگيزي در آفرينش اين كار كشيده بودند. 

اين در تمام فيلم نمود داشت. معلوم بود آنها همه همت‌شان را به خرج داده‌اند تا از داشته‌هاي بومي براي توليد خود بهره گيرند. ذات اينكه سيما و آن هم يك مركز استاني به سمت ساخت كاري سينمايي گام بردارد، سرمشق خوبي است. اگر منتقدين سينمايي و از جمله مسعود فراستي آن تلقي و تعريف را از فيلم سينمايي شهرستاني دارند، مهم‌ترين علتش همين كم‌كاري‌هاست. كاستي‌هايي كه سبب شده تا همه نسخه‌ها در تهران پيچيده شود. به سينما هم محدود نمي‌شود. 

در بسياري مقوله‌هاي ديگر هم اين بيماري واگير به ما آسيب رسانده و مي‌رساند. اگر در مراكز استان‌ها هم فرصت‌هايي نه برابر مركز و پايتخت كه نيم و بلكه يك دهم آن براي هنرمند شهرستاني فراهم شود تا داشته‌هاي خود را اعم از توان كارگرداني و بازيگري و تصوير و... را با عيار بومي به منصه ظهور برساند،‌ بي‌ترديد در فاصله زماني كوتاهي اگر از نژاد برتر قوم برگزيده تهراني پيشي نگيرد، لااقل شانه به شانه آنها پيش خواهد رفت. نمونه‌هاي فراواني هم داشته‌ايم كه در تئاتر و شعر و نقاشي و حتي همين سينما و... وقت اندك توجهي به آنها شده و اندك امكاناتي گرفته‌اند، پاسخ درخشاني به اين اعتماد و سرمايه‌گذاري داده‌اند. بگذريم. مقدمه طولاني شد. با تمام اين احوال «يك تابستان طولاني» مثال درخشاني در تأييد آنچه آمد نيست. كارگردان خود معترض است. 

از ملزومات سينما تنها «علاقه»‌را به وفور دارد. تحصيلاتش روانشناسي است. استاد دانشگاه است. در تعطيلات ميان‌ترم تابستاني گاه فيلمي مي‌سازد و سه سال است وارد دنياي سينما شده و حيرتا كه با اين سابقه يك مركز استاني سيما، بودجه، امكانات و فرصت و شانس ساخت يك اثر سينمايي را به او مي‌دهد. بايد با مراكز استاني صدا و سيما مراوده داشته باشيد تا دريابيد نظريه بودجه‌هاي قطره‌چكاني و محدوديت‌هاي عجيب و غريبي كه دارند، چقدر چنين لطفي عجيب و خارج از قاعده است. در همان خراسان كم نيستند فيلمسازان بسيار مستعد و نخبه‌اي كه كار‌شان همين است، نه سه سال كه گاه ۳۰ سال است فعال اين عرصه‌اند. معلوم نيست چرا چنين فرصتي از آنها دريغ شده؟! شايد چون استاد دانشگاه و دكتر نبوده‌اند و محبوبيت لازم را نزد آنان كه بايد نداشته‌اند. 

بگذريم به علت همين خام و كم‌تجربه بودن، كار‌گردان «يك تابستان طولاني» قادر به قصه‌گويي نيست. خلق يك فيلمنامه پركشش و سپس متعهد‌ ماندن و درست مصور كردن آن، كار آساني نيست و دريايي از تجربه را طلب مي‌كند. 

در اين فيلم بسيار سعي شده تا تصاوير بكر طبيعي و فضاي دلچسب روستايي همراه با گويش و مقوله‌هايي از اين دست، جذابيت مورد نياز مخاطب را تأمين كند. به عبارت ديگر، اين فضا‌ها، كار‌گردان و عوامل را در خود غرق كرده و همراه برده است. غافل از اينكه تمام اينها بايد در خدمت نقل يك قصه و نتايج حاصله از آن باشند. اين سر‌‌گرداني به ويژه پس از طرح باز‌گشت پدر در دقايق پاياني فيلم به اوج مي‌رسد و بيننده احساس مي‌كند در تمام طول ۷۰، ۸۰ دقيقه‌اي كه به اين قسمت رسيده، بازي خورده و بيهوده با كار همراه شده و همذات‌پنداري كرده است. خيلي از صحنه‌ها اضافي است و فيلم‌ مي‌توانست كوتاه‌تر باشد. بسياري از نما‌ها و حركات خاص دوربين در خدمت فيلمنامه نيست. فقط نوعي بزك است. گويي عوامل مي‌خواهند به مخاطب بگويند ما اينها را هم داشتيم مخاطب خيلي زود مي‌فهمد كه اين فيلم در هر جايي مي‌توانست ساخته شود و اين اتفاقات آنجا رخ دهد.
 
فيلم ميان پيام دلخواه صدا و سيماي استاني به عنوان سفارش دهنده و تمايلات كار‌گردان به ويژه براي كسب تجربه‌هاي تازه‌، سر‌گردان است و اين سر‌گرداني به مخاطب نيز منتقل مي‌شود جان كلام آنكه هر چند اولين فيلم سينمايي دكتر خزاعي كار مردودي نيست و حداقل نمره قبولي را مي‌گيرد، اما اين اثر نماينده سينماي خراسان با آن غول‌ها و پيشينه درخشاني كه دارد، نيست و امتيازي براي آن به شمار نمي‌آيد. البته بازي بسيار در‌خشان «رفيعا» كودك و نقش اول فيلم شايد مهم‌ترين ويژگي آن است. كاش اين بازي درخشان در خدمت يك فيلمنامه جذاب و هدفمند قرار مي‌گرفت. اما دكتر خزاعي با اين اثر، اين هنرپيشه بسيار توانا را به سينما ايران معرفي كرده و در اين نكته ترديدي نيست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار