
يكي از مشكلات موجود در رسانههاي ما اين است كه اغلب به دين نگاه سطحي و سادهانگارانهاي دارند، در حاليكه ما در جامعه اسلامي هستيم كه ادعاي امالقرايي جهان را داريم و بايد در اين زمينه براي ساير كشورهاي اسلامي الگوسازي كنيم، بنابراين لازم است دغدغه فرهنگ ديني را بين اهالي هنر بهخصوص سينما در همه حوزهها اعم از كارگردان، فيلمنامهنويس، بازيگر و... ايجاد كنيم، منظور آن نيست كه براي آنها منبر بگذاريم يا كلاس كارگاهي اجباري داشته باشيم، بلكه بايد از پتانسيلهاي موجود بين خود آنها بهره مناسب برد، يكي از آنها مجالس شبانه و محافل هنري است كه افراد در صنفهاي مختلف هنري به نوعي درگير آن هستند، متأسفانه در اين محافل اكثر تفكرات ايسمي تزريق ميشود، به شكلي كه كمكم فرد نسبت به مسائل ديني كمتوجه و سطحينگر ميشود، پرواضح است كه وجود چنين جلساتي براي تقويت روحيه افراد و حس جمعگرايي آنها لازم است اما چرا مسئولان و متصديان امور هنري از اين فرصت بهرهبرداري نميكنند و خودشان هدايتگر چنين محافلي نميشوند تا از ظرفيت آن براي تقويت دغدغه ديني و فرهنگي اين گروه استفاده كنند؟ يا از اهالي سينما و تلويزيون آستين همت بالا بزنند تا يك سنديكاي سينمايي راه بيندازند و به اين شكل بانك اطلاعات ديني براي آثار تلويزيوني و سينمايي تهيه كنند تا هم محتويات توليدات غنيتر شود و هم بصيرت عوامل هنر بالا رود.
در اين خصوص حتي ميتوان با توليت حرم امام رضا(ع)، حضرت معصومه(س) و ساير اماكن متبركه داخل يا خارج از كشور به عنوان حامي مالي و معنوي رايزني كرد تا زمينه برگزاري اردوهاي زيارتي را فراهم كنند، البته نه به شكل سفرهاي حجي كه ايجاد شد كه تنها سوءاستفاده از سهميه بيتالمال براي سوپراستارها بود تا راهي خانه خدا شوند و آنجا عكس و فيلم يادگاري بگيرند و رسانههاي زرد تيتر كنند، بدون اينكه هيچ اثري روي رفتار و اعمالشان داشته باشد و تنها پيشوند حاجي و حاجيه گرفتند، در حالي كه خيليها در صف انتظار زيارت خانه خدا چشم بهراه نشستهاند، اينها سفرهاي اردويي نيست زيرا بدون كار فرهنگي انجام ميگيرد و بيشتر به شكل رسانهاي و تبليغي است كه به جز هدر رفتن بودجه بيتالمال تأثيري ندارد، بنابراين منظور ما اين نيست تا چنين كارهايي انجام شود بلكه منظور آن است كه از طرق مختلف مستقيم و غيرمستقيم بتوان ارزشها و دغدغههاي مذهبي را به اين افراد تزريق كرد، قبول داريم كه يك فيلم نياز به نظارت و هدايت دارد تا طي مسير كار دچار كج فهمي و كجانديشي نشود اما اين به تنهايي ميسر نيست، اگر از اين روشهاي سازنده و هدفمند استفاده نكنيم و تعامل براي دغدغهمندي ديني نداشته باشيم، نتيجهاش ميشود «يك خانواده محترم» كه متأثر از نگاه سليقهاي كارگردان و نويسنده بود كه با چنين اوضاعي باز هم تكرارخواهد شد.«يك خانواده محترم» تجربهاي بود كه بايد از آن درس گرفت و مؤثرتر از قبل وارد عرصه شد. متأسفانه با وجود آنكه سينما و تلويزيون ما خصوصي نيست و كاملاً از بيتالمال ارتزاق ميكند، اين فضا براي نيروهاي مذهبي و ارزشي بسته و تنگ است و عموماً افرادي وارد كار ميشوند كه ريشههاي ديني ضعيفي دارند و به واسطه پول و آشنا فعال شدهاند.
اينجاست كه ميبينيم صداوسيما را گاه عوامل خاصي با تفكرات خاص اشغال كردهاند وگرنه چرا بايد مجري يا بازيگر مسئلهداري باز در قاب تلويزيون و سينما خودنمايي كند، بدون اينكه از خطايش برگشته باشد؟! بگذاريد با يك خاطره اين سطور را به پايان ببرم، برادرم دوستي داشت كه تكپسر از يك خانواده مذهبي بود. اين جوان هميشه دغدغه كار هنري و فرهنگي در عرصه مذهبي داشت تا اينكه وارد انيميشنسازي شد. اين جوان آنقدر براي يادگرفتن اصول انيميشن به كلاسهاي جور واجور سكولار رفت و آموزش ديد كه كمكم متأثر از اين فضاها شد. برادرم ميگفت چند وقت پيش از او خواستم تا چند طرح حجاب برايش طراحي كند، گفته بود اگر ميخواهي درخانه با چادر و روسري آنها را بكشم، معذورم زيرا اصلاً عاقلانه نيست. اين جوان در آغاز ورود به عرصه هنر چنين تفكراتي پيداكرده است. پس آقايان مسئول فرهنگ و هنر نگذاريد ظرفيتهاي هنريمان هرز برود كه ره طولاني است و رسالت سنگين.