
با اين حال جشنوارههاي ادبي زمستان از چند جهت قابل توجه هستند. نخست آنكه برخي از آنها همانند جشنواره داستان انقلاب به داوري ميان آثار نانوشته و متوني ميپردازند كه قرار است در آيندهاي نه چندان دور پايههاي ادبيات داستاني انقلاب اسلامي را پديد آورد و در سوي ديگر بخشي از اين رويدادهاي ادبي به قضاوت درباره آثاري دلخوش داشتهاند كه به زعم آنها در ميان برترين توليدات ادبي كشور در سال گذشته به شمار ميرود.
اما آنچه در اين ميان به نظر ميرسد، چندان در اذهان برگزاركنندگان و مخاطبان اين دست جشنوارهها به ذهن متبادر نيست، ميزان اهميت و كيفيت محتوايي است كه اين رويدادها آن را به عنوان برترينهاي خود معرفي ميكنند و در اين ميان تنها چيزي كه بيش از پيش جاي خود را در ميان رسانهها و بالطبع برگزاركنندگان جشنواره خالي ميبيند، نگاه آسيبشناسانه به اين رويدادهاست؛ تو گويي پوست جشنوارهها چنان كلفت است كه هيچ تلنگري را احساس نميكنند.
داستان جشن، داستان انقلاب پنج سال از برگزاري نخستين دوره جشنواره داستان انقلاب ميگذرد و در اين ميان پيش و بعد از هر دوره از برگزاري اين جشنواره ادبي، مصاحبهها و مطالب متعددي در مورد لزوم برگزاري اين جشنواره و نتايج مثبت برگزاري آن منتشر شده است.
اما اين جشنواره به عنوان مهمترين رويداد ادبي در حوزه ادبيات انقلاب اسلامي در تمامي اين پنج دوره كمتر فرصت نقد شدن را در ميان رسانهها و اهالي فن به دست آورده است و در نهايت نيز تمامي انتقادهاي احتمالي به شيوه و سبك آن در قالب محافل خصوصي بيان و البته به نظر نميرسد به راهكاري اجرايي ختم شده باشد. اين موضوع خود را تا جايي نشان داد كه دبير اين جشنواره نيز در سخناني ابراز داشته كه براي برگزاري اين جشنواره در سال جاري ترديدي داشته اما در نهايت تعداد آثار رسيده، وي را مجاب به اجراي آن كرده است.
بزرگترين رويداد در عرصه توليدات ادبي داستاني در حوزه انقلاب اسلامي، خارج شدن ذهن نويسندگان فعال در اين عرصه از كليشههاي رايج براي نوشتن است. داستانهاي توليد و برگزيده شده در خلال پنج دوره از اين جشنواره هرگز نتوانسته به اثري كه ذهن مخاطب خود را با موضوعش به شدت درگير كند، مبدل شود. اين آثار به طور معمول از نظر محتوا و درونمايه داستاني حرف تازه مشخصي نداشتهاند و به قول برخي منتقدان، هيچكدام رمق گريبانگيري از مخاطب خود و ميخكوب كردن او در آنها نبوده است.
از نگاه ديگر، انقلاب اسلامي در تمامي داستانهاي توليد شده توسط اين جشنواره در پنج سال اخير همواره محور و خط اصلي داستان بوده ولي هرگز بستر يك رويداد نبوده است؛ بستري رويدادي كه بتواند فضايي منطقي، واقعي و در عين حال رئاليستيك از دهه ۴۰ و ۵۰ و حتي دورتر را به تصوير بكشد و به شيوه رو و نخنما شعار ندهد.
ادبيات داستاني انقلاب به گواه بسياري از آثار منتشر شده در خلال اين جشنواره در بهترين شكل، اسير فرم شده است و محتوا در مصاف با فرم، يك مفهوم قرباني شده به شمار ميرود.
از سوي ديگر و از حيث اجرايي، به نظر ميرسد عدم تغيير در شاكله داوريهاي جشنواره و مهيا نبودن امكان انتشار آثار برگزيده و نقد بلافاصله آنها پس از برگزاري جشنواره نيز بستر خودسازي و بازسازي جشنوارهاي با درجه اهميت و عيار بالا در ادبيات انقلاب را تحتالشعاع خود قرار داده است تا جايي كه در سال جاري شاهد انتشار آثار برگزيده جشنواره سوم داستان انقلاب، دو سال پس از برگزاري و با شمايلي تازه هستيم و از آثار سالهاي بعد كماكان خبري نيست.
ني شعر فجر نايي براي شاعر ندارد در ميان تمامي رويدادهاي برگزار شده در حوزه شعر در كشور، كماكان جشنواره زمستاني شعر فجر كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي متولي اجراي آن به شمار ميرود، بيشترين گستردگي و حجم برگزاري را به خود اختصاص داده است؛ جشنوارهاي كه ميتوان از آن به عنوان يك رويداد بزرگ براي دور هم آمدن جمعي از شاعران كشور و تجليل از آنها ياد كرد.
با اين وجود جشنواره شعر فجر در همان نخستين قدم از بودن و برگزاري خود كماكان با ترديد و سؤالي بزرگ روبهروست. به راستي قرار است چنين جشن پرهزينهاي به مرهم نهادن از كدام زخم شاعران ايران بپردازد و كدامين درد از آنها را درمان باشد.
موضوعي كه عليرضا قزوه، شاعر برجسته معاصر درباره آن ميگويد: پيام رئيسجمهور و وزير به درد شاعر نميخورد بايد به داد آنها رسيد.
با اين حال جشن زمستاني شعر در ايران برنامهاي شلوغ و البته پر زرق و برق، آكنده از سخنرانيها و تجليل و شايد هم جلسات شعرخواني اما اينكه تا چه اندازه از دل برگزاري اينچنين مراسماتي ميتوان انتظار توليد اثر ادبي فاخر در حوزه شعر انقلاب اسلامي داشت، كماكان جاي ترديد و سؤال است. شاعر انقلاب اسلامي اين روزها اسير هزاران هزار دغدغه معيشتي است كه ذهن او را از سرايش بازداشته و اين يعني او به دنبال بهانهاي است كه وي را به سرايش دوباره وا دارد و اين بهانه بدون شك، جشنواره نيست.
شايد اگر جشن زمستاني شعر وزارت ارشاد از اجراي چندين مراسم در تهران و يكي، دو مركز استان به روال سالهاي اخير به برگزاري ۳۰ شب شعر در ۳۰ استان كشور و ايجاد فضايي براي تنفس شاعران جوان و كمتر شناخته شده ايران ميپرداخت، بيش از حد و اندازههاي فعلي مثمر ثمر بود.
مرثيهاي براي كتاب دفاع مقدس ادبيات دفاع مقدس در سالهاي اخير همواره در وضعيتي دوگانه به سر برده است. اين دوگانگي از يكسو توليد انبوه آثاري بوده است كه به طور عمده در شكلگيري محتوا و حتي كتابسازي و چاپ دچار ايراد هستند و از سوي ديگر، برگزاري جشنوارههايي بوده است كه به طور عمده نگاهي سازماني به اين ادبيات داشتهاند و نهاد برگزاركننده آن به نوعي در صدد پررنگ كردن دستاوردهاي خود در اين زمينه بوده است.
برگزار نشدن جايزه كتاب سال دفاع مقدس در سال جاري، آخرين پرده از وضعيت بغرنج اين ادبيات بود كه بر مظلوميت ادبيات دفاع مقدس افزود و جشن زمستاني آن را به زماني بعيد موكول كرد.
آخرين خبرها از اين جشنواره امسال حاكي از اين است كه به دليل تأمين نشدن بودجه از ليست برنامههاي نهاد متولي برگزاري آن خارج شد تا سال آينده و در قالب دوسالانه آن هم در صورت تأمين هزينه برگزار شود.
جشنواره داستان كوتاه دفاع مقدس (جايزه ادبي يوسف) هم در وضعيتي مشابه و در سكوت خبري، برگزاري هفتمين دوره از خود را به كما فرستاد تا شايد وقتي ديگر بتوان نامي از برگزاري آن زد.
داستان كبك و ادبيات خصوصي حال و روز جشنوارههاي خصوصي ادبي در كشور ما هم بهتر از جشنوارههاي به اصطلاح غيرخصوصي نيست البته اگر بتوان نام خصوصي را روي آن نهاد.
جالب است كه برخي از متوليان و برگزاركنندگان چنين جشنوارههايي كه همواره دم از بيعدالتي در نگاه به فعاليت خودشان و نبود فضاي مناسب دولتي براي اجرا ميزنند، اين روزها با دعوت چندين رسانه و نهاد دولتي غيرايراني حاضر به سفر به ديار فرنگ و مصاحبه با رسانههاي دولتي آنها ميشوند و هنگامي كه در كشور با سؤالي درباره خود روبهرو ميشوند، رسانه براي آنها داراي تقسيم بندي دولتي و غير دولتي است.
گويا جوايز ادبي خصوصي فضاي زمستان كماكان بهترين فرصت براي پنهان شدن سر اين جشنوارههاي كبك گونه به زير برف است و شايد بهترين زمان براي استهزاي ساير رخدادهاي ادبي در فضاي مجازي كه گويا بر هر توليد ادبي ديگري ارجحيت دارد.