
اين كمپانيها بازوي اجرايي دولت امريكا در مسئله فرهنگي هستند و بسيار هوشمندانه سياستهاي سالهاي آتي دولتشان را در قالب فيلم براي آمادهسازي اذهان جهاني توليد ميكنند.
در سينماي ايران، به طور معمول فيلمهاي سينمايي توسط چند نهاد عمده سازنده فيلم تهيه ميشوند، نهادهايي كه كمپانيهاي توليد كننده فيلم به شمار ميروند و تصميمات آنها براي سياستگذاري در نحوه حمايت و ساخت فيلمها ميتواند حداقل در يك سال روند سينما را دچار تغيير كند. «جوان» به بهانه نزديك شدن به جشنواره فجر، نظري به عملكرد اين نهادهاي فرهنگي تأثيرگذار در عرصه سينما انداخته است.
مركز گسترش سينماي مستند، «لاله»سازي ميكند مركز گسترش سينماي مستند و تجربي كشور كه نام بلندش بيان كننده وظيفه ذاتي و اهداف آن است، امسال را در پيچ و خم توليد فيلمي گذراند كه گفته ميشود دفتر رياست جمهوري تأكيد ويژهاي بر ساخت آن دارد. پروژه «لاله» كه بنياد فارابي زير بار ساخت آن نرفته است، هيچ سنخيتي نه با اولويتهاي فرهنگي كشور دارد و نه از اهداف تعريف شده مركز گسترش به شمار ميرود، اما مركز با جديت وقت خود را به همواركردن راه ساخت اين فيلم تجاري اختصاص داده است، در صورتي كه بسياري از كارگرداناني كه ميخواهند به واسطه مركز گسترش وارد عرصه حرفهاي فيلمسازي شوند، بايد از هزار توي مقررات دست و پاگير اداري مركز عبور كنند. سال گذشته پنج فيلم سلام بر فرشتگان، رهاتر از دريا، فيلادلفي، پنجشنبه آخر ماه وگيرنده از سوي مركز گسترش به جشنواره فجر رفتند، فيلمهايي كه هيچ كدام بيانكننده استراتژي خاصي براي گسترش سينما نيستند.
فارابي، به اينها ميشود گفت فاخر؟! فارابي اصليترين مركز فيلمسازي كشور است، به خصوص فيلمهايي كه بار ماليشان آن قدر بالا هست كه هيچ تهيهكننده شخصي توانايي ساخت آنها را نداشته باشد؛ پروژههايي كه به اصطلاح به آنها «فاخر» گفته ميشود. واژهاي كه قرار است بيشتر بر جنبههاي كيفي فيلم تأكيد داشته باشد اما در عمل هر فيلمي كه هزينه ساخت بالاي داشته باشد از شانس بالاتري براي دريافت لقب «فاخر» برخوردار است. امسال فارابي ۹ فيلم در بخشهاي مختلف جشنواره سيويكم دارد؛ فيلمهايي چون « استرداد»، « فرزند چهارم»، « عقاب صحرا» و «دربند».
فيلمهاي پرهزينهاي چون «استرداد»، «عقاب صحرا»، «راه بهشت»، «راه آبي ابريشم» و حتي «ناسپاس» نشان دهنده اوج علاقه فارابي به ساخت فيلمهاي تاريخي است اما هيچ كدام از چند فيلم تاريخي ساخته شده توسط اين بنياد نتوانستهاند نه در ساختار و نه در محتوا فيلمهايي قوي باشند.
فارابي « عقاب صحرا» و «استرداد» را به دو كارگرداني سپرده است كه هيچ سابقهاي از كارهاي تاريخي در پرونده شان نيست، به طوري كه مهمترين كار غفاري پيش از «استرداد» فيلم ضعيف «چراغ قرمز» است. يكي از ثمرات نداشتن دقت در حمايت از فيلمهاي سينمايي در فارابي توليد فيلمي چون «آشغالهاي دوست داشتني» است كه به دليل محتواي بحث برانگيزش و حمايتش از جريان فتنه ۸۸ از جشنواره حذف شد. علاوه بر «آشغالهاي دوست داشتني » چند فيلم ديگر فارابي نيز از سوي هيئت انتخاب فجر رد شدند.
حوزه هنري و حوض نقاشي حوزه هنري مهمترين مركز فيلمسازي غير دولتي است كه بودجهاي جداگانه براي فعاليتهاي فرهنگي دارد، نهادي عريض و طويل تحت نظارت سازمان تبليغات اسلامي با پروندهاي انباشته از فيلمهاي بد و نفروش. حوزه هنري دست به توليد فيلمهايي زده است كه در هر جاي ديگري نيز ميتوان آن را ساخت. براي نمونه «يه حبه قند» را ميشد با همان حمايتي كه از ساختش شده در يك دفتر خصوصي ساخت به طوري كه ذرهاي از كيفيت چيزي كه حوزه ساخته است پايين نيايد.
سال گذشته حوزه با «بوسيدن روي ماه» در جشنواره فجر حاضر بود، فيلمي كه به گفته منتقدانش يك فيلم كوتاه ۲۰ دقيقهاي خوب بوده كه آن را كش دادهاند و سينمايياش كردهاند، اين فيلم با شكست سنگين در اكران به جمع ساير نفروختههاي حوزه هنري پيوست. امسال نيز «حوض نقاشي» از سوي حوزه هنري به جشنواره ارسال شده است و به شرط اصلاح بخشي از فيلم، اجازه حضور در جشنواره را خواهد داشت.
اين فيلم هم ميشد در هر جاي ديگري ساخته شود، حوزه با آنكه بايد در مسئله سينماي استراتژيك نقش اول را ايفا كند، عملاً بودجه خود را صرف ساخت فيلمهايي ميكند كه بود و نبودشان دردي را از سينماي ايران دوا نميكند. حوزه هنري در صورتي كه ميتوانست خود را به سينماي استراتژيك نزديك كند و وعدههايي چون ساخت فيلم بر اساس مضمون پرونده «عبدالمالكريگي» را نهايي كند، ميتوانست خود را از ساير كمپانيهاي فيلمسازي داخلي متمايز نمايد. چيزي كه هنوز در حوزه اتفاق نيفتاده است.