البته ذكر اين نكته ضروري است كه اطلاق اين واژه از سوي رئيسجمهور از سوي رسانههاي ضد انقلاب تحريف شد.
جالب است بدانيد «آشغالهاي دوستداشتني» به كارگرداني محسن اميريوسفي با حمايت مالي و محصول بنياد سينمايي فارابي (زيرمجموعه سازمان سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي) ساخته ميشود و حالا كه اين فيلم فرم تقاضاي حضور در سي و يكمين جشنواره فيلم فجر را پر كرد و در هيئت انتخاب جشنواره انتخاب نشد، بنياد سينمايي فارابي هيچ گونه اعتراضي به حضور نداشتن فيلم نكرد. دليل اين موضوع هم واضح است؛ چراكه خود فارابي هم فهميده كه پولش را دور ريخته و فيلمي جنجالي ساخته كه مثل خيلي فيلمهاي ديگر بايد به تاريخ سپرده شود. حتي يكي از مديران بنياد سينمايي فارابي (پ. ل) در زمان تصويب فيلمنامه «آشغالهاي دوستداشتني» پس از اينكه فيلمنامه را رد كرد، با انتقاد شديد برخي افراد روبهرو شد و در نهايت استعفا داد. البته عملكرد بنياد سينمايي فارابي فقط به «آشغالهاي دوست داشتني» ختم نميشود و دو فيلم «عقاب صحرا» (مهرداد خوشبخت) و «فرزند چهارم» (وحيد موساييان) هم كه با هزينههاي ميلياردي ساخته شده، حتي نتوانسته توجه هيئت انتخاب دولتي (!) جشنواره فجر را جلب و در بخش مسابقه حضور پيدا كند، چه برسد به اينكه بخواهد سيمرغي هم بگيرد. گفته ميشود اميريوسفي «آشغالهاي دوستداشتني» را در پاسخ به «قلادههاي طلا» ساخته و اميدوار است با پايان دولت دهم و روي كار آمدن دولت اصلاحات، فيلمش را اكران كند.
«آشغالهاي دوستداشتني» در خانه يك پيرزن كه با دختر ميانسالش زندگي ميكند، ميگذرد. در يكي از روزهاي بعد از انتخابات كه تجمع مخالفان انتخابات و معترضان در خيابانهاي تهران برقرار است، عدهاي از تجمعكنندگان فراري از دست نيروهاي امنيتي وارد خانه پيرزني شده و در آنجا مخفي ميشوند. بعد از خروج از خانه، متوجه علامتي روي در خانه پيرزن ميشوند و طبق شايعههاي آن روزها، به پيرزن خبر ميدهند كه آنها احتمالاً در روزهاي آينده به خانه او مراجعه خواهند كرد و آنجا را ميگردند. پس به پيرزن هشدار ميدهند كه اگر در خانهاش چيز مشكوك و مسئلهسازي دارد، آن را از خانه خارج كند تا مشكلي برايش به وجود نيايد و داستان تازه از اينجا شروع ميشود.
در اتاق خانه پيرزن سه قاب عكس از سه مرد وجود دارد. قابعكس اول، پسر پيرزن است كه در جنگ شهيد شده است. قاب عكس دوم، متعلق به برادر اوست كه جزو منافقيني بوده است كه در جريان اتفاقات دهه ۶۰ اعدام ميشود و قاب عكس سوم هم متعلق به همسر پيرزن است كه ظاهراً از طرفداران مصدق بوده است كه در جريان كودتاي ۲۸ مرداد برايش اتفاقي ميافتد. روند داستان به گفتوگوي خيالي اين سه نفر با پيرزن در جريان شبي ميگذرد كه او خيال ميكند فردا به سراغش خواهند آمد. اين گفتوگوها ظاهراً نكات خاصي از تاريخ انقلاب و وضعيت جامعه ايران را بيان ميكند و انتقادات صريحي از دودستگيهاي اين دوران است. البته اين ظاهر داستان است كه بر اساس گزارشهاي رسيده، نوع پرداخت اميريوسفي به گونهاي است كه بسياري از ارزشهاي انقلاب اسلامي را زير سؤال برده است. بر اساس اين گزارش، پس از انتخابات رياست جمهوري سال ۸۸ فيلمهاي زيادي چون «پل چوبي»، «گزارش يك جشن»، «قلادههاي طلا»، «پايان نامه» و... درباره اين واقعه مهم و تاريخي كه به اذعان رهبر معظم انقلاب اسلامي از حوادث اوايل انقلاب هم مهمتر است، ساخته شده است. در اين ميان «آشغالهاي دوستداشتني» به لحاظ محتوايي مشكلات بسيار زيادي داشته كه در مرحله توليد متوقف شده است. جالب اينكه بنياد سينمايي فارابي اين فيلم را در سكوت خبري كليد زد و خبر توليد آن در نيمههاي راه از سوي يكي از بازيگران پيشكسوت سينما فاش شد. مشخص نيست پشت پرده سكوت و حمايت بنياد سينمايي فارابي از «آشغالهاي دوست داشتني» چه ميگذرد؟