کد خبر: 506430
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۴
پرفروش‌ترین ‌این روزها از چه خبر می‌دهد!
رضا فرجي
«کشتار با اره برقی در تگزاس» به یکی از پروفروش‌ترین فیلم‌های باکس آفیس تبدیل شده تا باز هم وحشت و جنایت هالیوودی ذهن مخاطبان آن را فرابگیرد. در این میان درباره پیشینه سری فیلم‌های کشتار در تگزاس صحبت‌های زیادی شده است که در اکثر آنها‌این فیلم‌ها به تعبیر کارشناسان خارج از خط قرمزهای روانشناختی مجاز برای مخاطب شناخته می‌شوند و حتی اکران آنها باید متوقف شود.
خلاصه داستان فیلم‌های کشتار با اره برقی یا همان صورت چرمی‌مشهور،درباره کشتارهای دهشتناکی مطرح می‌شود که در دوره تاریخی مشخص در تگزاس رخ داده است.هر چند که بنا بر مسائل تاریخی ‌این دوره در واقعیت وجود داشته اما به هر صورت آنچه در این سری فیلم‌ها به نمایش گذاشته می‌شود خارج از توان درک همه مخاطبان است.

ساخت تولیدات فاجعه، چرا؟
در‌این میان ساخت دوباره‌این فیلم وبازگویی دوباره قصه تکراری آن به صورتی دیگر‌این سوال را برای اهالی رسانه مطرح کرده که دلیل ساخت‌اینگونه فیلم‌ها چیست؟
سهراب رسولی،کارشناس رسانه دراین باره با تأکید بر اهداف خاص ژانر وحشت خاطرنشان می‌ کند:داستان فیلم‌های کشتار در تگزاس هیچ وقت چیز خاصی دربرنداشته است. بی‌محتوایی‌ این فیلم حتی گاهی باعث اعتراض علاقه‌مندان به سینما وحتی ژانر وحشت شده؛ چراکه در این فیلم کاراکتر همیشه تکراری صورت چرمی‌ با یک اره برقی در دست، به کشتار انسان‌ها به صورت عریان می‌پردازد. ظاهراً در هر قسمت ماجرا هم‌این عریانی خشونت بیشتر می‌شود. این بار هم نسخه سه بعدی‌این فیلم در سینماهای امریکا به نمایش گذاشته شده است.
نکته قابل توجه در این باره‌ این است که تاکنون بسیاری از کارشناسان حوزه فرهنگی و اجتماعی در امریکا درباره ‌اینگونه فیلم‌ها هشدار داده‌اند وحتی آن را باعث مرگ تدریجی روح انسانی و علاقه به حفظ امنیت جانی دیگران می‌دانند.بسیاری از روانشناسان دنیای غرب حتی از ‌اینگونه فیلم‌ها به عنوان عامل مهم افزایش کشتارها و بی‌اعتنایی به جان همدیگر در بین گروه‌های جوان اشاره دارند و درخواست توقف اکران فیلم‌های ‌این چنینی را داشته‌اند اما به برخی دلایل‌این تقاضاهای گسترده مورد اعتنا واقع نشده است.

قبح ریخته می‌شود، سندی هوک‌ها در راه است
احمد جلالی، روانشناس دراین باره می‌گوید: وقتی مخاطب در یک فیلم دوساعته شاهد تکه تکه کردن افراد آن هم با وسایلی همچون اره برقی و تبر است دیگر نمی‌توان انتظار پررنگ بودن اهمیت به جان یکدیگر در آن جامعه را داشت. چرا که قبح ‌این مسائل در سینماها و در چنین فیلم‌هایی به شدت ریخته شده و حتی برای مخاطب جوان به یک ملکه ذهنی مبدل می‌شود. این کارشناس حوزه روانشناسی می‌افزاید: ریختن قبح جنایت آن هم به‌این گستردگی می‌تواند عامل بروز هر بحران اجتماعی باشد از جمله جنایاتی مانند سندی هوک!

اما به نظر می‌رسد که به‌رغم موج عظیم اعتراضات به اکران ‌اینگونه فیلم‌ها و هشدار کارشناسان در‌ این‌باره دست‌های پشت پرده‌ای همچنان بر ادامه ‌اینگونه فیلم‌ها در آمریکا و سطح جهان دارند. فیلم‌هایی که سیاهی و ناامیدی و استیصال و در نهایت مرگ و یأس از مهم‌ترین پیام‌های همیشگی آنها بوده است.
سهراب رسولی، پژوهشگر ارتباطات در اين‌باره با اشاره به نفوذ لابی‌های قدرتمند در کمپانی‌های سینمایی آمریکا اشاره دارد که ژانر وحشت آمیخته با خشونت در چندین سال گذشته به یکی از ارکان تفکیک‌ناپذیر هالیوود تبدیل شده است. به گونه‌ای که ‌اینگونه فیلم‌ها همیشه در بهترین شرایط و زمان مناسب اکران شده‌اند.

خدایی که نیست، یأس و مرگ هست
احمد جلالی، روانشناس تأکید دارد که حضور چنین عناصری در‌ اینگونه فیلم‌ها دقیقاً بر پایه دین‌گریزی و خدافراموشی استوار شده است. چرا که به عنوان نمونه فیلمی‌ مانند کشتار در تگزاس مملو از صحنه‌هایی است که کاراکترهایی که در این فیلم بی‌گناه هستند بدون هیچ پشتوانه توسط یک فرد جنایتکار سلاخی شده و در نهایت همه می‌میرند. در این فیلم همه کاراکترهای مثبت قصه بازنده هستند به جز کاراکتر خون‌ریز داستان که تا انتهای فیلم بدون ‌اینکه اتفاقی برایش رخ دهد به جنایت‌های خود ادامه می‌دهد. این رویه در این فیلم به شدت ناامیدسازی مخاطب را از هرگونه مسائل ماورایی پیگیری می‌کند.

این پژوهشگر می‌افزاید: در بسیاری از فیلم‌های‌ این دست مخاطب مرحله به مرحله با افرادی روبه‌رو می‌شود که بی‌گناه هستند اما تنها به دلیل جنون یک قاتل به فجیع‌ترین شکل ممکن کشته می‌شوند. با تماشای ‌این صحنه‌ها بدون تردید مخاطب در نهایت دچار یک یأس از حیات و زندگی و گرداننده جهان می‌شود. چرا که ممکن است‌ این تصور به او القا شود که در این جهان هیچ چیز برتر از قدرت یک دیوانه نیست. هر چند که ‌این دست از شهروندان در دنیای غرب در طول چندین سال گذشته آنقدر در معرض محتوای چنین محصولاتی قرار گرفته‌اند که خشونت برای آنها عادی شده است.

تشویق به دیدن جنایت و کشتار
برای رسیدن به هدف

سهراب رسولی، کارشناس رسانه می‌افزاید: اکران کشتار با اره برقی در تگزاس و تبلیغات بی‌وقفه برای فروش بیشتر نشان از لابی‌های گسترده فرهنگی- سیاسی در سینمای غرب است.لابی‌هایی که به هر جهت از اکران ‌این چنین فیلم‌های مخرب و ضد اجتماعی سود می‌برند. ضمن‌ اینکه نباید فراموش کرد که محتوای‌ این فیلم مطابق با خواسته‌های گروه‌های‌ ایوانجلیستی رسانه‌ای است که قدرت برتر را در رسانه‌های غربی دارند. به نحوی که هر ساله شاهد تولید فیلم‌های زیادی با حمایت‌های‌ این گروه‌ها هستیم. در این میان با وجود چنین مسائلی چند وقتی می‌شود که کارشناسان غربی نگرانی فوق‌العاده در باب گسترش خشونت در میان جوانان خود دارند که موارد متعدد تیراندازی در مدارس و استفاده از انواع سلاح سرد در میان جوانان و نوجوانان از نمونه‌های ‌این موضوع است. ضمن‌اینکه به تازگی قتل‌های فجیع در دنیای غرب گسترش پیدا کرده که همه‌این مسائل یک بحران قابل توجه برای دنیای غرب محسوب می‌شود.

از کشتار مجازی تا مثله کردن واقعی
احمد جلالی، استاد دانشگاه با باز تأکید بر محتوای محصولات غربی خاطر نشان می‌کند: نمی‌توان از نوجوانانی که هر روز شاهد یک خشونت تمام عیار در فیلم‌های مختلف غربی هستند انتظار داشت که آنان مرز میان واقعیت و مجاز را درک کنند. دقیقاً مانند اتفاقی که در فیلم‌هایی همچون هالووین می‌افتد که درآن یک نوجوان کوچک وکم سن و سال اقدام به کشتار خانواده خود می‌کند. هر چند که هالووین هم جزو فیلم‌های مضر برای جامعه محسوب می‌شود اما به هر صورت هالووین یک بازنمایی از دنیای غرب و بنیان خانواده در آن محسوب می‌شود. به باور جلالی تفاوت میان هالووین و کشتار در تگزاس در‌ این است که در هالووین مخاطب شاهد یک بحران تمام عیار در یک خانواده غربی است. شرب خمر و فساد و خیانت والدین به یکدیگر که در جوامع غربی به شکل قابل توجهی به چشم می‌خورد در‌ این فیلم به عنوان عامل قتل‌های جنون‌آمیز توسط یک کودک عنوان می‌شود. این در حالی است که در فیلمی ‌مانند کشتار در تگزاس مخاطب شاهد سلسله قتل‌های فجیع و غیر قابل توجیه است. هر چند که فیلمی‌ مانند کشتار در تگزاس روشنگر بخش تاریک دنیای غرب و جنایت‌های صورت گرفته در آن است. از سوی دیگر به تعبیر جلالی پرفروش شدن محصولاتی مانند کشتار در تگزاس در شرایط فعلی، ‌نشان از مسائل خفته در جامعه امریکاست. چرا که اگر جامعه امریکا خشونتی پنهان در خود نداشت علاقه‌ای به دیدن چنین فیلم‌هایی پیدا نمی‌کرد که‌این مسئله قطعاً می‌تواند برای دولتمردان امریکایی نگران‌کننده باشد و حتی احتمال رخ دادن حادثه‌های مشابهی همچون سندی هوک را در‌ آینده‌ای نه چندان افزایش دهد.چرا که فرهنگ جامعه پذیرای چنین خشونتی هست و نمود بارز ‌این پذیرا بودن را می‌توان در استقبال از فیلم‌های فاجعه‌باری همچون کشتار در تگزاس مشاهده کرد. قطعاً اگر جامعه پذیرای ‌این خشونت نبود چنین فیلم‌هایی پرفروش نمی‌شدند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار