
اين روزها در خلال پخش مجموعه تاريخي «كلاه پهلوي» بازار نقدها و نظرات مخالف و موافق داغ است و كارشناسان و منتقدان فرهنگي هركدام نسبت به تابوشكنيها و عدول از برخي خطقرمزهاي اين مجموعه انتقادات تند و تيزي دارند اما آنچه ما را واداشت تا سطوري در مورد اين سريال بنگاريم، مربوط به چند نكته ميشود. نكتهاي كه خيلي اهميت دارد در مورد حضور و بروز روحانيت و علماي ديني در مجموعه «كلاه پهلوي» است؛ يعني گروه تأثيرگذار و مهم در تاريخ معاصر ايران كه همواره از موانع اصلي فعاليتهاي اجانب بودهاند و همين حضور علني برنامههاي آنها را سخت ميكرده است اما متأسفانه كارگردان با نگاه صرف ملي و خانسالاري به قضيه پرداخته است و هيچجا ردي يا نشاني از حضور روحاني در اين مجموعه نميبينيم، مگر در يك سكانس كوتاه و گذرا براي اقامه نماز جماعت.
از قرار تمام وزنه مذهبي مجموعه به عهده شريفينيا يا همان حاج رضاي تدين است كه تمام مخالفتها از سوي او بلند ميشود كه او هم يكي از كسبه و معتمدين شهر است. پس نقش روحانيت كجاست؟! در حاليكه روحانيت همهجا حضور داشتند و حداقل مردم براي مسائل مختلف زندگي به علما و روحانيون شهر مراجعه ميكردند نه كسبه اهل بازار! درست است كه خوانين قديم تا حدودي محل رجوع و حل اختلافات محسوب ميشدند اما اين هرگز به معناي حذف و به حاشيه راندن علما و روحانيون ديني نبود كه اينچنين ناجوانمردانه در مجموعه «كلاه پهلوي» حذف شدهاند؛ در حالي كه علماي دين همواره از بزرگترين موانع غرب در ايران بودهاند كه با شناسايي دسيسههاي آنها، مردم را آگاه و مطلع ميكردهاند و اين براي «كلاهپهلوي» كه ادعاي روشنگري تاريخي دارد ضعف بزرگي است. بهتر بود حداقل جناب حاج رضاي تدين (شريفي نيا) با يك روحاني و عالم ديني ارتباط داشت و بيننده اين ارتباط و خطدهي را ميديد و لمس ميكرد نه اينكه خودش يكهتازي كند و محور فعاليتهاي مخالفتي با برنامههاي عمال اجنبي باشد. از سويي در اين سريال اصلاً چيزي به نام مسجد و منبر وجود ندارد، چه برسد به اينكه آدمهاي متدين و نمازخواني كه نمادي از مذهب در شهر سامان باشند و حالا نگران تجددگرايي غربي؟! در حالي كه از قديم مساجد بهترين و مهمترين رسانه ديني و ارتباطي در كشور بوده است، چنانچه جلسات مختلف در مساجد صورت ميگرفته، همين باعث بيداري و روشنگري مردم از وقايع در توطئهها ميشده است كه غربيها را به تكاپو براي تخريب و تغيير ميانداخت، وگرنه غرب از مردم صمٌ بكم كه هيچ كاري نميدانند و برايشان چيزي مهم نيست و روحانيمحور نبودند چرا بايد واهمه ميداشت و اين همه برنامهريزي و هزينه براي تجدد و تغيير فرهنگ ديني ميكرد؟! در مجموعه «كلاه پهلوي» بهجاي مسجد، حجره جناب حاج رضا تدين محوريت جلسات سياسي، فرهنگي و عقيدتي مذهبيون است، انگار تجدد قبل از ورود آقاي فرماندار غربزده به اين شهر دورافتاده نفوذ كرده بود تا مستعد برنامههاي آنها باشد، آن هم شهري كه ظاهرش به تهران قديم هزاردستان بيشتر ميآيد تا يكي از شهرستانهاي چهارمحال و بختياري امروز و اصفهان آن روزها!
علاوه بر اينها بسياري از حوادث مجموعه «كلاهپهلوي» مثل ساخت ابليسك در چنين شهر دورافتادهاي بيشتر به حربه كارگردان براي راضي نگه داشتن منتقدان مذهبي مينمود تا حقايق تاريخي، از سويي در بعضي از صحنههاي اين مجموعه انسان به وضوح حس ميكند كه كارگردان سريال ميخواهد مخاطب مذهبي و ارزشي را در بند نگه دارد و سياست يك بام و دوهوايي خود را اجرا كند، البته حمايتهاي مختلف تلويزيون و بخشهاي خبري آن از اين سريال را نبايد چندان عجيب دانست زيرا بالاخره اين پروژه محصول همين سازمان و همين مديران سيماست اما گاه احساس ميكنيم اين سريال خود به نمادي براي تهاجم فرهنگ و قبحزدايي تبديل شده است تا روايت تاريخي، مانند لاك زدن خانمها و پوشش و آرايشهايي كه بيشتر مربوط به همين زمان هستند تا دهه ۳۰ و ۴۰.
راست ميگويند برخيها كه انتظار ما چيزي شبيه به «كيف انگليسي» بود از «كلاه پهلوي» هرچند در برخي از نقاط قويتر ظاهر شده است اما در بعضي قسمتهاي «كلاه پهلوي» شيطنتهايي را ميتوان ديد كه عمداً يا سهواً در سريال گنجانده شده و نميشود از آن گذشت و انكار آن دور از عقل است اما يكي از نقاط قوت اين مجموعه تاريخي، كارشناسان مطرحي همچون دكتر موسي حقاني است كه نكات و ظرايف تاريخي را كه اين داستان شهر سامان گنجانده است، بيان ميكند، مثل سخنان تقيزاده، غربزده دوآتشهاي كه با هنرمندي سخنانش به نمايش درآمده است و ديگر آنكه سنت زيباي «هنگام درنگ» كه بعد از سريال «مختار» ماندگار شد و توانست مردم را با تاريخ خارج، از داستانگوييها آشنا و مأنوس كند. در هر حال هرچند سريال «كلاه پهلوي» مجموعهاي تاريخي است كه ميتواند در معرفي فساد و ذكر حقايق عصر سياه پهلوي قدمي بردارد، اما قبحشكنيها و عدول از برخي خطقرمزهاي ارزشي و اخلاقي عمدي و سهوي سازندگان آن نبايد دور از نظر قرار گرفته و در سايه سنتهاي حسنه گذشته با اغماض به آن نگاه كرد.