
مخاطبان تلويزيون اين روزها با شبكههاي مختلف و متنوعي مواجه هستند كه به آنها امكان ميدهد برنامههاي مورد علاقه خود را از كانالهاي تخصصي تماشا كنند. كانالهاي موضوعي كه هر يك با هدف عرضه محصول و كالاي فرهنگي خاصي راهاندازي شده و قرار است به علاقهمندان اين امكان را بدهد كه به صورت خالص برنامههاي نمايشي، مستند، ورزش و... را از شبكه دلخواه خود تماشا كنند. در شكل عموميتر، شبكههاي مختلف تلاش ميكنند با انتخاب سوژههاي خاص، استفاده از كارگردانها و فيلمنامهنويسان خود، بهرهگيري از مجريان انحصاري و... به توليدات هر شبكه رنگ و بويي ويژه دهند و آن را از ديگر شبكهها متمايز كنند اما گاهي ديده ميشود برخي نكات، تمايز آن شبكه از ديگر شبكهها را از ميان ميبرد. يكي از اين نكات «مشترك بودن بازيگران» و «يكسان بودن مجريان و كارشناسان» در چند شبكه است. موضوعي كه به نظر ميرسد مسئولان سيما بايد با ايجاد يك فرماندهي واحد و يك مركز كنترل متمركز، از تبديل آن به يك اپيدمي جلوگيري كنند.
شريفينيا با سه چهره در شبكه يك يكي از مثالهاي اين مسئله سريالهاي اخير شبكه يك سيما است. «محمدرضا شريفينيا» بازيگر توانايي است كه مخاطبان تلويزيون و سينما نقشهاي مختلفي از او را ديدهاند. شريفينيا سينماگري توانا در عرصه توليد است و اصطلاحا ميتواند از صفر تا صد يك پروژه را به سرانجام برساند. او اين روزها در سريال «كلاه پهلوي» ايفاي نقش ميكند. نقش آفريني او در اين سريال تقريباً از اواسط مهرماه آغاز شده و شريفينيا نقش مردي به نام «ميرزا رضا» را ايفا ميكند كه يك فرد مذهبي و متدين است كه در شهري كوچك به نام سامان زندگي ميكند. شريفينيا در اين سريال نمونهاي از يك فرد مذهبي مؤمن و ميانهرو است كه ضمن پايبندي به شعائر دين، اهل مطالعه است و همسرش فروغ فعاليت اجتماعي گستردهاي در خارج از منزل دارد و دخترش نيز با متقضيات روز بزرگ شده است. در شرايطي كه بازي شريفينيا در تلويزيون در اين نقش در حال پخش است، مخاطبان اين بازيگر را در سريال «ميلياردر» ميبينند. شريفينيا در اين سريال نقش مردي را ايفا ميكند كه صاحب شركتي است كه گرفتار مناسبات خانوادگي شده و حالا قصد اصلاح آن را دارد. شخصيت او در اين سريال يك «بيزينس من» است حتي از جهت نوع چهرهپردازي، در نقطه مقابل ميرزا رضا است. در چنين شرايطي بلافاصله پس از پايان سريال ميلياردر و در حالي كه همچنان سريال كلاه پهلوي در حال پخش است، مخاطبان شاهد بازي شريفينيا در سريال «يلدا» هستند. سريالي كه هر شب پخش ميشود و شريفينيا در آن نقش مردي را ايفا ميكند كه ظاهري مذهبي دارد اما به شدت منفعت طلب است و تقيد او به مظاهر مذهبي، بهانهاي براي كسب منافع مالي و مادي است. او حتي در دورهاي نماينده مجلس شده اما رأي نياورده و از سوي اعضاي خانوادهاش به رانت خواري نيز متهم است. اين تصوير دقيقاً در نقطه مقابل شخصيت شريفينيا در كلاه پهلوي است.
در دنياي سينما هربار بازيگري با اين سؤال مواجه ميشود كه «چرا رفتار عادي او در اجتماع با نقشي كه ايفا ميكند تفاوت دارد»؟ پاسخ ميدهد: «ما بازيگريم و اين شغل ما است. يك روز بايد نقش آدم خوبه رو بازي كنيم، يك روز آدم بده ميشيم!» با وجود اين استدلال، مخاطبان دوست دارند بازيگر مورد علاقه خود را در خارج از محيط سينما و تلويزيون در همان وضعيت ببينند و حتي گاهي دوست دارند بازيگر را در نقشي واحد ببينند. البته ديدن بازيگر در نقش متفاوت هميشه جذاب است و به همين دليل برخي كارگردانها انرژي زيادي صرف ميكنند تا با گريمي متفاوت، چهرهاي غيرتكراري از بازيگر ارائه دهند اما وقتي چهرههاي متفاوت از يك شبكه و در فاصله زماني نزديك و گاهي به صورت همزمان ارائه شود، قطعاً براي مخاطب خوشنود نيست. پخش سه سريال آن هم از يك شبكه و با يك بازيگر كه در هركدام چهرهاي از خود را نشان ميدهد، هرچند ميتواند دليلي بر توانايي آن بازيگر باشد اما به نظر ميرسد در ذهن مخاطب تعارض ايجاد ميكند و شايد بد نباشد در چنين مواقعي، يكي از سريالها ـ مانند يلدا كه محصول سيما فيلم است و ميتواند از شبكههاي ديگر پخش شود ـ از شبكهاي به جز شبكه پخشكننده كلاه پهلوي و ميلياردر پخش شود.
بازيگر همه سريالهانكته قابل تأمل در اين زمينه اين است كه گاهي بازيگران با وجود حضور در چند اثر، بازي يكدست و كليشهاي را از خود ارائه ميدهند و حتي تفاوت شبكههاي پخش كننده هم نميتواند به امكاني براي عرضه توانايي بازيگران تبديل شود. «نيما شاهرخ شاهي» يكي از اين بازيگران است كه تا چند هفته قبل همزمان سريالهاي «دختران حوا»، «مرد نقرهاي» و «ميلياردر» با بازي او در حال پخش از تلويزيون بود. اگر شما به عنوان مخاطب اين مطلب اهل مغازه رفتن و خريد خارج از منزل هم باشيد، حتماً پوسترهاي فيلم ويدئويي با بازي اين بازيگر را در مغازهها نيز ديدهايد. با وجودي كه اين مسئله ميتواند امكان خوبي براي عرضه توانايي بازيگر جواني مانند شاهرخ شاهي باشد، او تقريباً در تمامي اين سريالها و آثار نمايشي يك تيپ، يك شخصيت و يك فرد است با گريمهاي مشابه! گويي او به طراحان چهرهپردازي هيچ كدام از اين آثار اجازه دست بردن در چهرهاش را نداده و حداكثر تغيير چهرهپردازي او، ته ريشي است كه در يك سريال دارد و در ديگري ندارد. او حتي مدل موهايش را هم تغيير نداده و اين شباهت چهرهپردازي ميتواند مخاطبان فراواني را به اشتباه بيندازد و نتوانند ميان نقشهاي او در اين سه سريال تمايزي قائل شوند و به همين دليل يك سريال را به جاي سريال ديگر اشتباه گرفته و تا پايان اثر اشتباهي را دنبال كنند!
شاهرخ شاهي در سريالي كه قصهاش در اصفهان ميگذرد، با اينكه ميتواند با ته لهجهاي اصفهاني، نقش خود را متمايز كند اين كار را انجام نميدهد و همان جوان شيك و شمال شهري ميشود كه در همه سريالها به صورت يكسان قابل رؤيت است. او در مصاحبهاي گفته بود براي اينكه بتواند در تمام سريالها و فيلمهايي كه قرارداد دارد بازي كند، گاهي مجبور ميشده در ماشين بخوابد! ضمن تحسين اين پشتكار، بايد مصاحبهكننده به او يادآوري ميكرد كه ميتواند پيش از خوابيدن در ماشين و براي آنكه چشمهايش گرم شود، كمي كتابهاي بازيگري را مطالعه كند تا بتواند ميان نقشهايش تفاوت ايجاد كند و اينگونه در همه نقشهايش يكسان نباشد.
همزماني حضور يك بازيگر در دو شبكهمصداق سوم اين مسئله حضور «رحيم نوروزي» در سه تلهفيلم بود كه در تعطيلات پاياني هفته پخش شد. نكته جالب توجه اينكه دو تله فيلم هم همزمان پخش شد. پنجشنبه شب ۲۱ دي ماه در حالي كه شبكه دو سيما تلهفيلم «خانه كاغذي» را با حضور اين بازيگر نشان ميداد، شبكه سه نيز تله فيلم «پشت نيمه شب» را از اين بازيگر نشان ميداد و باز هم جالبتر اينكه چهره و گريم او نيز تفاوتي نداشت. تله فيلمي هم از اين بازيگر روز جمعه پخش شد. نكته قابل تأمل در اين زمينه اين است كه اغلب تلهفيلمها در زمان توليد، مناسبت و زمان مشخصي براي پخش دارد. مثلاً مشخص است اين تلهفيلم براي اربعين پخش خواهد شد و بازيگر اغلب اين مسئله را ميداند اما به جاي «نه گفتن» به پيشنهادهاي مشابه، اصطلاحاً «صدايش را هم درنميآورد» كه در كاري با مضمون مشابه قرارداد بسته است!
به نظر ميرسد زماني كه اين آثار در سيما در جدول پخش قرار ميگيرد، ميتوان نظارتي روي اين مسئله انجام داد و حداقل ميان پخش دو فيلمي كه بازيگر مشابهي دارند، فاصله ايجاد كرد و حداقل اين آثار را در دو روز، دو ساعت متفاوت و در دو شبكه مختلف نمايش داد تا مخاطبان سيما به مرور و در شبكههاي مختلف از توانايي اين بازيگران بهره ببرند! نه اينكه ناگهان سيل توانايي اين بازيگران به سوي مخاطبان عرضه شود و مخاطب از درك و جذب اين همه هنرنمايي ناتوان شود!
كارشناسان تكراري«چهرههاي تكراري» آفت برنامههاي زنده تلويزيوني هم هست و به محض آنكه يك كارشناس در برنامهاي با استقبال مواجه ميشود، حجم عظيمي از تقاضا براي حضور او در برنامههاي مشابه مطرح ميشود. كارشناس عزيز! هم معمولاً با بهرهبرداري بهينه از اين فرصت و گاه بدون اطلاع به تهيهكنندگان گرامي برنامه، از شبكهاي به شبكه ديگر رفته و حتي در فواصل زماني كوتاه، برنامه اجرا كرده و گاه مباحث تكراري يك برنامه را در برنامه ديگر مطرح ميكنند. متأسفانه تهيهكنندگان نيز به جاي تلاش براي يافتن چهرههاي توانا، موجه و مناسب تلويزيون، در اقدامي غيرمتعهدانه از همان كارشناسان استفاده ميكنند. نمونه چنين رفتاري اين روزها در دو شبكه يك و پنج سيما قابل مشاهده است. شبكه پنج در برنامه صبحگاهي خود، روزهاي چهارشنبه را به بحث سينما اختصاص داده و شبكه يك، روزهاي پنج شنبه به مسائل سينما ميپردازد و جالب اينكه با وجود تفاوت مأموريتهاي اين دو شبكه ـ كه قاعدتاً ميتواند نگاهي متفاوت نسبت به مقوله سينما براي هر دو شبكه به همراه داشته باشدـ فرد واحدي به عنوان مجري ـ كارشناس در هر دو شبكه حضور دارد و در هر دو برنامه، مباحثي مشترك و نسبتاً يكسان با اندكي تفاوت را مطرح ميكند، حال آنكه «شبكه تهران» به عنوان شبكه مردم تهران رويكردي كاملاً متفاوت از شبكه يك سيما به عنوان شبكهاي سراسري نسبت به مبحث سينما بايد داشته باشد.
همين موضوع به شكلي گستردهتر درباره «كارشناسان سياسي سيما» نيز صدق ميكند و تقريباً در اغلب برنامهها و مباحث چهرههايي ثابت حضور دارند و در رأس آن «حسن عابديني» است كه به عنوان چهره ثابت اغلب برنامههاي سياسي با موضوع مسائل بينالمللي قابل رؤيت است، حال آنكه دايره چنين كارشناساني قطعا گستردهتر است و ميتوان با جذب چهرههاي توانا و آشنا ساختن آنها با مباحث تلويزيوني همچون نحوه اجرا، فن بيان و... دايره اين كارشناسان را گستردهتر كرد.
تلويزيون عرصه كشف استعدادها و تواناييهاست و اگر چنين اتفاقي رخ ندهد، براي بيننده مباحث اينچنيني عادي ميشود. بديهي است حضور بازيگران و مجريان توانا و ارائه چهرههاي تازه از سوي تهيهكنندگان نيز مسئلهاي نيست كه با مخالفت مسئولان سيما مواجه شود، البته كار پُر زحمتي است و مسئله اين است كه گاهي اوقات برنامهسازان حاضر نيستند به خود زحمت بدهند و كار خلاقهاي انجام دهند.