
پس از اعلام عناوين فيلمهاي سينمايي منتخب سوداي سيمرغ سي و يكمين جشنواره فيلم فجر، اولين نكتهاي كه به ذهن متبادر ميشود، نقش كمرنگ سينماي دفاع مقدس در اين دوره از جشنواره است. اين نقش كمرنگ زماني ملموستر ميشود كه نظري بر فيلمهاي برگزيده دوره پيشين جشنواره فجر بيفكنيم. فيلم دفاع مقدسي «روزهاي زندگي» در دوره پيشين توانست سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني و ديپلم افتخار بهترين فيلم را از آن خود كند. زماني كه موفقيت اين فيلم را در كنار جايگاهي كه فيلمهاي دفاع مقدس ديگري مانند «ضدگلوله»، «ملكه»، «بوسيدن روي ماه» و «شور شيرين» در جشنواره سيام از آن خود كردند بگذاريم، بيش از پيش متوجه جاي خالي فيلمهاي دفاع مقدسي در اين دوره از جشنواره ميشويم.
در جشنواره سيويكم فجر اما به غير از فيلم «برلين ۷- » به كارگرداني رامتين لوافي كه داستان چند مهاجر كه عواقب جنگ و حمله به عراق آنها را به دنبال جايي براي زنده ماندن ميكشاند را روايت ميكند و فيلم زيباتراززندگي انسيه شاهحسيني كه ماجراي زندگي شهيد علمالهدي و رزمندگاني كه در عمليات نصر حضور داشتند را به تصوير ميكشند، فيلم دفاع مقدس ديگري در فهرست فيلمهاي سوداي سيمرغ امسال وجود ندارد، در حالي كه فيلمهاي سينماي جنگ معمولاً در تمام دورههاي فجر جايگاه برجستهاي را به خود اختصاص داده و بيشتر جوايز فجر را هم از آن خود كرده بودند. فيلمهايي مانند «كيميا» و «دوئل» احمدرضا درويش، «آژانس شيشهاي»، «از كرخه تا راين»، «به نام پدر» و به «رنگ ارغوان» ابراهيم حاتميكيا، «اتوبوس شب» كيومرث پوراحمد، «هيوا» و «ميم مثل مادر» رسول ملاقليپور، «باشو غريبه كوچك» بهرام بيضايي و «گيلانه» رخشان بني اعتماد تنها نمونهاي از فيلمهاي دفاع مقدس بودند كه در دورههاي مختلف جشنواره فجر توانستند توجه داوران و مردم را به خود جلب كنند و از سوي ديگر هر كدامشان يكي از شاهكارهاي سينماي ايران نيز لقب بگيرد. براي آگاهي از جايگاه سينمايي جنگ در كشورهاي جهان هم كافي است كه به فهرست فيلمهاي توليدي در كشورهاي مختلف به خصوص سينماي هاليوود نظري بيندازيم.
با نگاهي اجمالي مشخص ميشود كه در هاليوود هر ساله فيلمهاي سينمايي با محوريت جنگ ساخته ميشود و به قولي سينماي جنگ از اركان اساسي سينماي امريكاست كه در بيشتر موارد در راستاي اهداف سياسي و اقتصادي اين كشور نيز قرار ميگيرد. سينماي ما در سال جاري در حالي كه در زمينه توليدات ژانر دفاع مقدس بسيار كم كار ظاهر شد كه حتي فيلم «شهيد چمران» به كارگرداني ابراهيم حاتميكيا كه از ابتداي سال به همراه موجي خبري در حال توليد بود هم سرانجام پس از اما و اگرهاي فراوان نتوانست به فهرست فيلمهاي ارائه شده به دبيرخانه جشنواره برسد. فيلم ژانر دفاع مقدس «آسمان زرد كمعمق» به كارگرداني بهرام توكلي هم كه در فهرست متقاضيان فجر قرار داشت، تنها يك رأي مثبت در هيئت انتخاب را از آن خود كرد و مابقي اعضا با حضور آن مخالفت كردند و در نهايت به دليل كسب نكردن حداكثر آرا نتوانست به بخش مسابقه راه پيدا كند.
مسئله ديگري كه فهرست نامهاي فجر امسال رخ مينمايد، نبود فيلمهاي استراتژيك در اين دوره است. به رغم دورههاي گذشته كه فيلمهايي مانند «قلادههاي طلا» و «پايان نامه» به عنوان فيلمهاي ارزشي و استراتژيك در جشنواره فجر حضور داشتند اما در اين دوره تنها فيلم استراتژيك متقاضي در جشنواره «آشغالهاي دوست داشتني» بود كه اين فيلم هم سرانجام نتوانست به فجر راه پيدا كند. پرسشي كه در اين ميان مطرح ميشود، اين است كه با توجه به تأكيداتي كه بر مسئله دفاع مقدس و مواضع استراتژيك در كشور ما وجود دارد، چه عاملي باعث شده است كه توليدات سينمايي با چنين محورها تا به اين اندازه پايين باشد؟ با توجه به اينكه سال گذشته شمقدري، معاون سينمايي ارشاد اظهار كرده بود كه از اين به بعد در هر دوره از فجر چند فيلم ژانر دفاع مقدس حضور خواهد داشت، چه تضميني وجود دارد كه در فجر سي و دوم هم ما با جاي خالي توليدات اين ژانر روبهرو نشويم؟