
یادش بخیر. مدرسه رفتن در دهه ۶۰ تلخی و شیرینی را با هم داشت. یادش بخیر، هولهولکی بیدارشدنهای صبح و تند و تند صبحانه را خورده و نخورده کیف مدرسه را بردار و دِ بدو که رفتی، چرا؟ چون دیرمان شده بود. بیشتر وقتها چند دقیقهای بعد از نواخته شدنِ زنگ میرسیدیم و آن وقت بود که باید التماس بابای مدرسه را میکردیم یواشکی، تا ناظم و مدیر و معاون حواسشان نیست، از لای در راهمان بدهند توی حیاط، وگرنه یا باید اولِ صبحی به خاطر تأخیر پسگردنی و شلنگ میخوردیم یا از نمره انضباطمان کم میشد یا برمیگشتیم و پدر و مادرمان را به مدرسه میآوردیم تا ضمانت و عذرخواهی کنند. آن وقتها مدرسه و اصلاً بهتر است بگوییم زندگی، حال و هوای دیگری یا بهتری داشت. همه چیز شتابزده، سخت، اندک و بیکیفیت بود اما همان چیزهای ساده کلی خوشحالمان میکرد و برایمان خاطرهساز میشد. یکی از آن موارد، برنامههایی بود که تلویزیون برای بچهها پخش میکرد. کارتونها و سریالهای محدودی که از رسانه ملی و تکوتوک شبکههای آن پخش میشد، خیلی شیرین و دوستداشتنی بودند. روزهای مدرسه که میرسید، یکی از برنامهها که اگر اشتباه نکنم، از قضا آن را صبحها نشان میداد، آیتمهای کوتاهی بود به نام «باز مدرسم دیر شد»؛ یک سریال خاطرهانگیز و به یادماندنی که ماجراهای پسر شلخته و تنبلی بود به نام محسن (اکبر عبدی) که هر روز به دلیلی دیر به مدرسه میرسید. این سریال در سال ۶۴ ساخته شده و برای خیلی از بزرگسالهای امروز، یادآور خاطرات کودکیشان است. غیر از عبدی، بازیگران دیگری نظیر زندهیاد اسماعیل داورفر، مرحومه مهین شهابی، عنایتالله شفیعی و مجید رزاز در آن بازی میکردند. کارگردان هنری آن نیز «حسین افصحی» بود، همچنین موسیقی زیبای «محمد شمس» حال و هوای ویژهای به این سریال بخشیده بود.
اکبر عبدی در آن سریال، با آن هیکلِ گوشتالو و لپهای بادکردهاش، نقش پسربچه کوچکی را بازی میکرد که همیشه با اضطراب و نگرانی در حال دویدن به سمتِ مدرسه بود. در این میان، دو شخصیت هم بودند به نامهای «آقامرشد» و «بچهمرشد» که با لباسهای قدیمی ایران و در شکل و شمایلِ پردهخوانهای دورهگرد، از راه میرسیدند تا به خانه او بروند و همانطور که خودشان میگفتند، کارهایش را نظاره و مشکلش را چاره کنند. جالب است که بدانید این سریال همراه با برخی دیگر از برنامهها و مجموعههای تلویزیونی آن روزها مثلِ «خانه ما»، «خونه مادربزرگه» و «چاق و لاغر» جزو پرتماشاگرترینها بودند و گویا هنوز هم برای خیلیها دیدنی و نوستالژیک هستند، چراکه چندی پیش بر اساس سریال «باز مدرسم دیر شد»، انیمیشنی به همین نام ساخته شد، درست مثل اتفاقی که در نمونه جهانیاش برای مجموعه طنزهای موفق «اَبوت و کاستلو» و «مستر بین» افتاده بود. به هر حال، اینک از آن مجموعه، تنها یک موسیقی تیتراژ باقی مانده با چند ویدئوکلیپِ بسیار بیکیفیت.
کاش دستکم صدا و سیما مشکلِ آرشیوکردنِ این برنامههای قدیمی و خاطرهانگیز را چاره میکرد تا آیندگان بدانند ما با چه برنامههایی سر کردیم و بزرگ شدیم و آنها با چه آثاری دمخور شدهاند.