
آيتالله جواديآملي گفتهاي دارد كه در آن به نكتهاي بسيار مهم اشاره ميكند و آن اينكه ارتباط با حسين بايستههايي دارد كه بدون آن شاهد ارتباطي شايسته شأن آن حضرت نخواهيم بود.
حسين چنان است كه «با او» بودن را مشروط به شرايطي ميسازد و اين شرايط تابع پسند و ناپسند ما نيست؛ بلكه برخاسته از جايگاه و شأن والاي حسين است. با حسين بودن حقيقتي است كه خواستههاي ما را جهت ميبخشد و شكل ميدهد. از همينرو است كه اگر همچون حسين دغدغهمند فضيلتها و نگران رذيلتها نباشيم، هركس كه باشيم، قطعاً با او نيستيم.
تنها در عاشورا نبود كه با حسين بودن دشوار بود. هنوز نيز دشوار است و تا به آخر نيز دشوار خواهد بود مگر آنكه عشق مدد رساند. اگر امروز گمان ميبريم كه با حسين هستيم اما براي با او بودن، هيچ دشواري و سختي را متحمل نميشويم و هيچ هزينهاي نميپردازيم؛ در اينكه همپاي او يا در راه او هستيم ترديد بورزيم. ممكن نيست با او در يك مسير باشيم اما كولهباري از رنج و محنت او بر دوش نداشته باشيم.
با حسين بودن گاه مال آدمي را بر باد ميدهد، گاه جان او را و گاه نيز حيثيت و آبرو را. با حسين بودن يك حقيقت است و تحقق آن به ادعا نيست. تا سنخيتي ميان خود و حسين فراهم نسازيم، ادعاي با حسين بودن جز گزافهگويي نيست. ما را گفتهاند كه به خونخواهي حسين برخيزيم اما خونخواه حسين بودن خود افتخاري است كه هرگز ارزان و كمبها نيست. لياقت و شايستگي ميخواهد. بايد آن لياقت و شايستگي را فراهم كرد و گرنه خونخواه حسين بودن به ادعا نيست. سخن آيتالله جوادي ناظر به همين معناست.
«ما وقتي ميتوانيم خونبهاي حسين را بگيريم كه وارث او باشيم؛ چون اگر وارث او نباشيم، خونبها خواهي به ما ارتباطي ندارد. اگر كسي نسبت به مقتول يا شهيدي بيگانه باشد، حق ندارد براي خونخواهي او انتقام بگيرد.» (شكوفايي عقل، ص ۱۰۷)
ايشان به بيان خود بر اين نكته تأكيد ميورزند كه حسين پرچمدار سپاه اهل حق و وارث انبياست. نه فقط وارث پيام انبيا كه وارث رنج و محنتهاي آنان نيز است. حسين به تنهايي همه مصيبتهاي انبيا را بر دوش كشيده است. شايد بيانصافي باشد اگر بگوييم عاشورا «چكيده» تاريخ است. نه چنين نيست؛ عاشورا در پيام و قيام «تمام» تاريخ انبياست.
«اگر بنا بود حضرت نوحي باشد و طوفاني، چنين طوفان توفندهاي در كربلا بود... اگر بنا شد آتش نمرودي باشد و ابراهيم خليل، طعمه امواج اين آتش شود... وجود مبارك سالار شهيدان آن آتش نمرودي را تحمل كردند و خيمههايش يك جا طعمه حريق شدند... اگر خطرهايي براي حضرت كليم حق بود، حسين بن علي(ع) نيز مشابه آن را تحمل كردند و اگر رنجهايي براي حضرت مسيح بود، حسين بن علي نيز نظير آن را بر دوش كشيدند و اگر پيامي از ذوات مقدس نوح، ابراهيم، كليم و مسيح به گوش جوامع بشري ميرسد، عاشوراي حسيني چنين پيامي را به همراه دارد و اينكه در زيارت آن حضرت عرض ميكنيم؛ السلام عليك يا وارث آدم، يا وارث نوح، يا وارث ابراهيم، ... يا وارث موسي، ... يا وارث عيسي، ... از همين رو است.» (شكوفايي عقل، ص ۱۰۰)
حسين امروز نيز معلم انسانهاست. هيچ چيز مانع از آن نيست كه ما مخاطب پيام حسين قرار بگيريم. براي مخاطب حسين بودن، انسان بودن كافي است اما شنيدن پيام، مشروط به امر ديگري است و مهمترين شرط، زدودن غبار و زنگار از دلهاست. حسين امروز نيز معلم انسانهاست.
«هيچكس نميتواند بگويد: من از مراسم سوگواري سالار شهيدان بينيازم، خواه شيعه يا سني، خواه كليمي يا مسيحي يا زرتشتي و خواه مسلمان يا كافر؛ زيرا حسين به علي(ع) گفتارها، رفتارها و نوشتارهاي فراواني در سطوح مختلف ارائه كرده است. به برخي فرمودند اگر مسلمان نيستند، آزادانديش باشيد و خاصيت آزادانديشي و آزادمنشي اين است كه انسان نه سلطهپذير باشد و نه سلطهگر «ان لم يكن لكم ديهن و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احراراً في دنياكم.»
و سخن آخر اينكه: «... تا آنجا كه شعاع انسانيت هست، پيام حسيني نيز هست، خواه در پهنه زمين، خواه در گستره زمان... قلمرو پيام نهضت حسيني محدود نيست، بلكه مخاطب اصيل آن، انسان است.» (شكوفايي عقل، ص ۸۴)