کد خبر: 504064
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۴
جايگاه پژوهش ديني در آثار تصويري كجاست؟
مونا قائمي
در پاسخ به اين پرسش كه مشكل آثار سينمايي و تلويزيوني و تئاتري ما چيست، به نظرم يك پاسخ صريح و روشن وجود دارد و آن فقدان پژوهش است. اين اشكال در آثار تاريخي و ديني بيشتر به چشم مي‌خورد، زيرا مخاطب به هر حال از اصل موضوع باخبر است و نمي‌توان از داستان‌پردازي به شيوه مرسوم بهره چنداني برد. اين مسئله‌اي است كه كم و بيش در همه اين آثار به چشم مي‌خورد و شگفت آنكه فكري هم به حال اين مسئله نمي‌شود. 

در اغلب كارهاي ديني و تاريخي، پژوهشگر حرف خودش را مي‌زند و كارگردان ساز خودش را مي‌نوازد و از پژوهشگر فقط نامي در تيتراژ به چشم مي‌خورد، طرفه آنكه برخي از اين پژوهشگران در حيطه كاري خود سوابق قابل قبولي هم دارند و معلوم نيست يك اثر سينمايي يا تلويزيوني چه مسيري را طي مي‌كند كه از زير دست اين كارشناسان عبور هم مي‌كند و باز چنين اشتباهات فاحشي در آن ديده مي‌شود، در حالي كه علي‌القاعده كارگردان و پژوهشگر بايد تا پايان راه با دقت تمام اثر را بازبيني و اصلاح كنند، البته اين فرآيند نبايد اجباري باشد، بلكه بايد بر پايه صميميت و دلسوزي، ضرورت آن از هر دو سو درك شود. 

مشكل دوم برداشت‌هاي غيركارشناسانه از قرآن و روايات، بدون ارجاع به منابع دقيق و پذيرفته شده ديني است، به همين دليل كارگرداني كه هم دغدغه دين دارد و هم انساني اخلاقي است، با بي‌توجهي، موضوعي غيرديني را در قالبي ديني به خورد مخاطب مي‌دهد و مثلاً در حالي كه خودكشي در اسلام قتل نفس و گناه كبيره محسوب مي‌شود، به سبك و سياق فيلم‌هاي هاليوودي و ژاپني، قهرمان سمپاتيك فيلمش را با شيوه‌اي سوزناك به خودكشي وامي‌دارد و يك شكم سير اشك از مخاطب مي‌گيرد و او را كه اطلاعات ديني‌اش را متأسفانه از همين فيلم‌ها و سريال‌ها مي‌گيرد، به‌كلي به اشتباه مي‌اندازد و‌ اي‌ بسا خودكشي را در ذهن او موجه جلوه مي‌دهد، البته اين دم دستي‌تري مثالي بود كه براي تقريب ذهن مخاطب آوردم و اشتباهات، بسيار اساسي‌تر از اين حرف‌ها هستند و گاه اصل اعتقادات ديني مخاطب را به چالش مي‌كشند. 

به هر حال هنرمندان ما غالباً با برداشت‌هاي سليقه‌اي به سراغ قرآن و روايات مي‌روند و دين را آن‌ گونه كه خود مي‌فهمند يا مايلند، به تصوير مي‌كشند، در حالي كه مفاهيم ديني را بايد از متون ديني استخراج كرد.
موضوع موقعي وخيم‌تر مي‌شود كه پاي فرشتگان و عالم برزخ و غيب به ميان مي‌آيد كه كار در زمينه آنها حقيقتاً به مطالعات وسيع و حتي مي‌توان گفت قدرت اجتهاد نياز دارد، چون اندكي اشتباه، به‌راحتي حقيقتي قرآني را يكسره تبديل به خرافه مي‌كند. جالب اينجاست كه اتفاقاً اين موضوع تا مدت‌ها دستمايه آثار تلويزيوني و سينمايي بود كه هر يك در جاي خود از نظر آيات و روايات به اندازه تمام صحنه‌ها‌يشان اشكال و اشتباه داشتند، البته بخش اعظم اين اشكالات به حوزه پژوهش برمي‌گردد، وگرنه كارگردان و ساير عوامل زحمت خود را مي‌كشند و جز در موارد بسيار نادر، اساساً فهم اين ظرايف و دقت در آنها كار آنها نيست و اين كارشناس ديني است كه بايد سواد و دقت لازم را داشته باشد و به هنرمند كمك و نقص‌ها را برطرف كند. 

گاهي درباره روح و عوالم پس از مرگ چنان تصاويري ارائه مي‌شود كه انسان در مي‌ماند نكند دوستان اطلاعات خود را از ‌فالگيرها گرفته‌اند!
پرسش اساسي اين است: آيا اينكه در باب تأثير دين در دنيا و آخرت، يك جور گيجي و بي‌سر و صاحب بودن و يله‌گي تصوير مي‌شود، تقويت اعتقادات ديني است؟ چنين دين و خدايي چه تبعاتي براي جامعه دارند؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار