«تنها وزير زن جمهوري اسلامي بركنار شد!»، «اولين وزير زن ايراني بركنار شد!»، «آقاي احمدينژاد! چرا وزيري با نمره ۲۰ عزل ميشود؟!»، «چرا تنها زن كابينه از قطار دولت پياده شد؟»، «آيا با عزل دستجردي مسئله حل ميشود؟»، «نمره ۲۰ كابينه به هلوي دولت پيوست!»، «از تعريف و تمجيدهاي مسئولان تا بركناري ناگهاني خانم وزير!» و... اينها نمونهاي از انبوه تيترهاي رسانههاي داخلي و خارجي است، پس از عزل وزير بهداشت.
آقاي احمدينژاد چندي پيش در وصف تقابل دولت و مجلس گفته بود (نقل به مضمون): عدهاي گمان ميكنند هنوز عهد قاجار است. اما تا آنجا كه حافظه تاريخي اين مردم قد ميدهد، حتي در عصر قاجار هم وزراي اين مملكت، اينسان عجيب و غريب و يكشبه و گاه در حال مأموريت و در جلسه با رئيسجمهور سنگال، بركنار نميشدند. جالب است در حاليكه رياست محترم جمهور چنين آسوده و سادهتر از آب خوردن، هر وزيري را كه اندك اعتراض و استقلالي دارد كنار ميگذارد و با اين وجود، نظير آنتيبيوتيك، هر چند ساعت به چند ساعت، اينجا و آنجا اعلام ميكند؛ عدهاي نميگذارند او كار كند!
تجربه ثابت كرده است عمده چهرههاي اخراجي از دولت، پس از بركناري به منتقدان جدي رئيسجمهور بدل ميشوند، آنها به جلسات توديع خود نرفته و افشاي دقيق دلايل عزل خود را به بعد موكول ميكنند. بيشتر اين عزل و نصبها داراي نقاط مشترك آشكاري هستند. وزير يا مقام مسئول مربوطه كه اندكي استقلال رأي دارد، سعي ميكند با مردم صادق باشد. خودش از بركنارياش تا آخرين لحظات بيخبر است. قبلاً عزيز و مورد وثوق بوده و جانشين او گمنام و كم تجربه است. فراموش نكنيد تمام اين عزل و نصبها، به تعبير جناب آقاي رحيمي، در برنامه محوريترين دولت تاريخ ايران، از عصر مادها تا امروز دارد رخ ميدهد!
در مورد وزير بهداشت، هنوز صداي آقاي رحيمي معاون اول رئيسجمهور در گوش مردم بود كه چند شب قبل از بركناري ايشان در رسانه ملي به مردم از تواناييهاي منحصر به فرد او گفت. نظير رئيسجمهور نمرهاي عالي به عملكرد اين وزير داد و رسماً اعلام كرد تا من هستم و تا آقاي احمدينژاد هست، خانم وزير هم سر جاي خودش هست. اين همه نشان ميدهد كه دلايلي وراي عملكرد و خوب كار كردن و دغدغه مردم را داشتن در اين عزل و نصبها دخيل است. اين تصميمات گويا از جايي هدايت ميشود كه معاون اول رئيسجمهور نيز از آن بيخبر است. آيا كس يا كساني كه چنين خلقالساعه تصميم به اين عزل و نصبها ميگيرند، به آبروي داخلي و بينالمللي اين نظام نيز انديشيدهاند؟
هفت ماه مانده به پايان دولت، وزيري كه به اذعان همه، حتي خود اين بزرگواران نمرهاش ۲۰ بوده چرا بايد بركنار شود؟
چرا بايد ماشينهاي آنچناني مرفههاي بيدرد، زين اسب، غذاي سگ، چوب بستني و .... ارز مرجع ۱۲۲۶ تومان از دولت بگيرند، اما در همان زمان وزير نمره ۲۰ آقاي احمدينژاد نتواند براي بيماران سرطاني در حال مرگ و داروهاي مورد نياز آنان همين ارز را از بانك مركزي بگيرد؟
چه كساني به آن نوع واردات و تاجران آنها ارز مفت با يك سوم قيمت دادند و به داروي حياتي مردم ندادند؟ چرا؟