
انيميشن كشورمان چند سالي است رشد خيلي خوبي داشته و توانسته است به اندازهاي توسعه پيداكند كه نه تنها در رقابت با انيميشنهاي خارجي دربيايد، بلكه مسئولان در اقدامي كه براي اكثر ما غيرقابل باور بود، شبكه انيميشن يا پويا را راهاندازي كردند. همه اينها حركتهاي خوب و نويدبخشي است چراكه روزگاري را به ياد ميآوريم كه اثري از انيميشنهاي ايراني و بومي در تلويزيون ملي نبود، چنانچه همه با انيميشنها وكارتونهاي ژاپني بزرگ شديم و اين كارتونها به قسمتي از خاطرات نوستالژيك دوران كودكيمان تبديل شده، به شكليكه حتي برنامهاي با اين موضوع نيز در شبكه پنج تهران مدتهاست روي آنتن ميرود. آن روزها تنها انيميشنهاي بومي و وطني را كه ميتوانيم به ياد بياوريم، سريال كارتوني «وقتي بابا كوچيك بود» و فيلم زيباي «تبر» بود فيلمي كه بعدها فهميديم در جشنوارههاي بزرگ و معتبر جهاني نيز جايزه گرفته است و آن زمان ميتوانست خود به نقطه اميدي براي انيميشن كشور تبديل شود اما به هر دليل اين اتفاق صورت نگرفت و حسرت رشد و نمو انيميشن در آن سالها در دل ما و علاقهمندان به فرهنگ بومي ماند.
عمدتاً يكي از نقدهاي اساسي كه به تلويزيون وارد بود، اين بود كه وقتي كودكان ما با كارتونهاي ژاپني بزرگ ميشوند و بزرگسالان ما با فيلمهاي امريكايي و فرانسوي سرگرم ميشوند چگونه ميتوان سبك زندگي ايراني- اسلامي را به آنها آموزش داد؟! به مرور زمان و با همت برخي مسئولان از جمله مسئولان مركز پويانمايي صبا تحولي بزرگ در عرصه انيميشن كشور روي داد كه ماحصل آن را امروز در توليدات شبكه پويانمايي شاهديم؛ برنامههايي كه با اقبال خوبي هم از سوي مخاطبان مواجه شده است اما وقتي نگاه ميكنيم در ميان اين هجمه انبوه كارهاي توليدي داخلي در عرصه پويانمايي، آثار ماندگار و فاخر را كمتر ميبينيم حتي ميتوان گفت اصلاً نميبينيم؛ آثاري كه در ذهن و خاطر ما مانده باشد و بتوانيم بگوييم در آينده قسمت اعظمي از خاطرات نوستالژيك كودكان امروز ما را تشكيل ميدهند، شايد بتوان گفت هنوز سهبعديسازيهاي ايراني آنگونه كه بايد و شايد نميتوانند حس حماسي را كه همه ما به آن نياز داريم ارضا كنند، به شكليكه گاه چهرهها و تصاوير به كاريكاتورهاي طنزآميز بيشتر شبيه هستند تا ابهت يك شخصيت حماسي، با اين وجود انيميشن دوبعدي هنوز توانايي زيادي براي اجراي اين كار دارد كه از ديد بعضي مسئولان عجول ما اين كار چندان به صرفه نيست چراكه آنها ميخواهند در زمان كم توليدات بسياري را در بيلان كاري خود قرار دهند. متأسفانه صنعت انيميشن كشورمان هنوز آنگونه نيست كه بتواند به بخش خصوصي واگذار شود؛ بخشي كه گاه از مسئولان كشور دلسوزانهتر عمل ميكند. آثار بخش خصوصي در زمينه بازيهاي رايانهاي شاهد اين مدعاست اما انيميشن با توجه به نوع كار خود نيازمند حمايت بيشتري از سوي مديران و مسئولان ماست. اي كاش آن روز كه استانداريها بودجههاي چند صد ميلياردي فرهنگي رياست جمهوري را صرف ساخت و ساز و چاله و چولههاي اداري و سياسي خود ميكردند، در اين عرصه هم ورود مينمودند تا شاهد انقلابي در عرصه پويانمايي حماسي كشور باشيم. هنوز كه هنوز است كارتونهاي اي.كييوسان، زنان كوچك، فوتباليستها، رابين هود، گاليور و... نه تنها در يادمان مانده بلكه در شكلگيري شخصيتهاي امروزيمان نيز اثر گذاشته است، اين چيزي است كه به نظرنميرسد در انيميشنهاي امروزي چه داخلي و چه حتي خارجي بتوان آنها را يافت. اين روزها هم كه انيميشنهاي خارجي از تلويزيون پخش ميشود از نظر محتوايي جذابيت و معناي خاصي را ندارند اما از سوي ديگر آنچه دل انسان را به درد ميآورد، آن است كه بعد از اين همه سال انيميشن در خور زيبا و اثرگذاري ساخته و توليد نشده است تا بتوان گفت علاوه بر آنكه به آنها مينازيم، هويت مليمان را نيز بازگو و معرفي ميكنند.
امسال دولتيها با هياهوي زياد بزرگداشت ميرزاكوچكخان را برگزار كردند، اين حركت بهجتزايي بود اما اي كاش كمي از اين بودجههاي كلان را كه براي چنين همايشهاي تاريخ مصرفدار و گذرا كه تنها يك روز بازده دارد، در عرصه انيميشنسازي در مورد ميرزاكوچكخان صرف ميشد تا ماندگاري و اثرگذاري بالايي داشته باشد. به غير از فيلم «مسلم بن عقيل» كه كارتوني دوبعدي بود و سال قبل از تلويزيون پخش شد، اثر زيبايي كه انسان را چه كوچك و چه بزرگ به وجد بياورد كه تا پايان بخواهد پاي آن بنشيند، نداشتهايم. دلمان ميسوزد وقتي ميبينيم شبكه نمايش، افسانه قديمي چيني«سه برادر» كه قبلاً مجموعه عروسكي آن پخش ميشد را بازپخش ميكند؛ مجموعهاي كه به زيبايي ساخته و پرداخته شده و جلوههاي بصري به يادماندني براي فرزندان ما دارد، در حالي كه براي كودكانمان سرگذشت واقعي افرادي چون ميرزاكوچكخان را اينگونه روايت نكردهايم تا حداقل اسمش بر سرزبانهايشان بيفتد.
درست است هزينه كردهايد و چند فيلم و سريالي از ميرزا ساختهايد اما مخاطبان آنها بزرگسالان هستند نه كودكان. فراموش نكنيم از منظر روانشناسي رسانه، تأثيري كه انيميشن جذاب و ديدني ميتواند بر ذهن كودكان بگذارد به مراتب بيشتر از آموزههاي گفتاري و كلامي است، لذا توسعه پويانمايي كشور بهويژه در حد بينالمللي و جهاني كاري است كه قطعاً نياز به سرمايهگذاري درست و حسابي دارد، البته مديريتي كه به آرمانهاي انقلاب و هويت ايران اسلامي پايبندي كامل داشته باشد تا بتواند به خوبي آنها را ارائه دهد. اگر انيميشنهاي باكيفيت بسيار بالا توليد شود ما نيز ميتوانيم تاريخ عقايد و انقلابمان را با اين ابزار اثرگذار نه تنها به كودكان و نوجوانان خودمان منتقل كنيم بلكه به جهان صادر كنيم، چنانچه حضرت امام زماني فرمودند: «انقلاب ما فرهنگي است و بايد به جهان صادر شود» و چه ابزاري بهتر از توليدات فاخر انيميشن. ما همانگونه كه تاريخ چين را با افسانه سه برادر ميشناسيم، ميتوانيم تاريخ و هويتمان را به ديگران بياموزيم، هرچند اين روزها تب انيميشن سهبعدي خيليها را گرفته است و آثاري مثل تهران ۱۵۰۰ ساخته شده كه خوب هستند ولي نياز داريم تا هويتهاي ملي و ديني را به شكل پويانمايي توليد كنيم تا بچهها از همان كودكي تاريخ كشورشان را بشناسند. اين همه موضوع داريم كه ميتوانيم با ساخت پويانماييهاي فاخر و جذاب آنها را از كنج كتابخانهها و لاي اوراق كتابها بيرون بكشيم و زنده كنيم. ماجراي قيام ميرزاكوچكخان، دلاوريهاي رئيسعلي دلواري، هوشمنديهاي آيتالله مدرس، شجاعت نوابصفوي و حتي در زماني نزديكتر ايثار و رشادت سرداران جنگ تحميلي و... درست است انيميشن «شكرستان» خوب گرفته و مخاطبان زيادي هم دارد، براي احياي داستانهاي ايراني حركت خوبي است اما مسلماً با اين سبك انيميشنسازي نميتوان حماسه آفريد. به تجربه ديدهايم كه ميتوانيم و پويانمايي فاخر «مسلم بنعقيل» هم شاهدي براين ماجراست اما چرا در اين عرصه گامهاي مؤثر و مداوم برداشته نميشود؟! اين مسئله جاي بسي سؤال دارد. به اميد روزي كه بهجاي افسانه سه برادر، در همين شكل و ساختار حقايق تاريخي خودمان مانند قيام ميرزاكوچكخان و امثالهم را به تصوير بكشيم تا نسل امروز ما بيشتر از اين هويتهاي تاريخي مطلع شوند.