
شبكه سه سيما برنامه گفتوگو محوري دارد با عنوان «ديروز، امروز، فردا». چند شب قبل آقايان «حميد رسايي» و «شجاعي كياسري»، دو نماينده مجلس ميهمان اين برنامه بودند. مردم از رسانه ملي بحق انتظار دارند تا به نمايندگي از آنان، مسئولان مختلف كشور را به اين جعبه جادو آورده و سؤالات و دغدغههاي مردم را با آنان در ميان بگذارد و پاسخ بگيرد. اجازه ندهد مسئولان بنا به ميل خود از اين جلسات مناظرههاي جناحي يا جلسات تبليغاتي و گزارش كاري بسازند. مجري و سازندگان چنين برنامههايي، وظايف پيچيده و حساسي در قبال مردم دارند؛ خبرنگاري كه مقابل مسئولان مينشيند بايد بداند چشم اميد ميليونها نفر از مردم براي طرح مهمترين مشكلات و دغدغههاي آنان و پاسخ گرفتن يا واردكردن مسئول مورد نظر به لطايفالحيل به پاسخ دادن به آنهاست. وظيفه اصلي آنها انتقال درخواستهاي مردم است. نبايد نظير آنچه در چند مصاحبه تلويزيوني رئيسجمهوري شاهد بوديم، خبرنگار تنها نقش تأييدكننده و مساعدت و كمك به مصاحبه شونده را داشته باشد، بلكه بايد او را به چالش بكشد. نه آنكه دست به سينه و با ترس و لرز مقابل وي زانو بزند و... بگذريم.
در اين برنامه اما تلاش شده تا اندكي از آنچه آمد، تأمين شود. اما چنانكه گفته شد باز هم كار به جر و بحثهاي جناحي كشيده شد. يكي از ايرادات اصلي در گفتوگوي اين دو بزرگوار، تلاش آنان- به ويژه از سوي آقاي حميد رسايي- براي مايه گذاشتن از رهبر انقلاب و تفسير به رأي رهنمودهاي ايشان بود. اين حركت به تازگي از سوي برخي از مسئولان ديگر نيز دنبال ميشود كه به گمان اين قلم انشاءالله از سر تساهل است و عمدي در آن نيست. اما هر چه هست ضرر آن بيشتر از منفعت آن براي مخاطب است. به طور مثال در همين مناظره آقاي رسايي در ماجراي طرح سؤال از رئيسجمهور در مجلس اعتراض كرده و ضمن آن ميگويد: رهبري عاقبت مجبور به موضعگيري علني شدند و... هر چند نماينده ديگر در اين خصوص به وي تذكر داد، اما اين قبيل اظهارات كه مسئولي به خود اجازه دهد از مواضع رهبر انقلاب رمزگشايي كرده و چنين تعبيري را به كار ببرد، بسيار نادرست و نگرانكننده است. هر چند هم كه نيت آنان خير باشد. اين بزرگواران بايد شأن و جايگاه خود را بشناسند.
نكته ديگر در مناظره آن شب، افشاگري عجيب آقاي شجاعي كياسري بود. او علناً و رسماً اعلام كرد، دولت نمايندگاني كه خلاف ميل او رأي بدهند را تهديد ميكند. مثال هم زد كه بعضي نمايندگان تهديد ميشوند و به دستگاههاي دولتي حوزه انتخابيهشان خط داده ميشود كه در صورت عدم همراهي با دولت به آنان خدمات ندهند و در عزل و نصبهاي محلي و استاني با آنها مشورت نشود و... اين بسيار رويه خطرناكي است. حيرتآور است كه اين ادعاي عجيب و مهم چندان مورد توجه رسانهها قرار نگرفت. چطور چنين نماينده مردمي با اين محدوديتها قادر است به وظايفش عمل كند؟ دولت با كدام مجوز و جرئت، چنين رفتاري در قبال نمايندگان مخالف خود ميكند؟ در اين سرزمين چه خبر است؟!