کد خبر: 499095
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
گفت‌وگوي «جوان» با حسن روح‌الامين، نقاش جواني كه شور علقمه را تكرار كرد
علي خدايي بيجاري
روح‌الامين مادر مرحومه‌اش را مشوق اصلي خود در خلق آثار مذهبي مي‌داند. روزنامه جوان با اين نقاش خوش ذوق گفت‌وگويي در خصوص تابلو «علقمه» ترتيب داده است كه در ادامه تقديم مي‌شود.

در ابتدا در مورد كليت تابلو «علقمه» توضيح دهيد. 

تابلو علقمه درباره رشادت‌هاي حضرت عباس (ع) كار شده و از لحاظ مقطع زماني، لحظه‌اي را تصوير مي‌كند كه ايشان مشك آب را پركرده‌اند و به سمت خيمه‌هايشان بر مي‌گردند كه لشكر كفر دست‌هاي مباركشان را از تن جدا مي‌كند. 

يعني هدف شما از خلق تابلو علقمه، روايت تاريخ صرف است يا در وراي تاريخ به دنبال اهداف ديگري نيز بوده‌ايد؟ 

نه. تنها روايت تاريخ مدنظر من نبوده، هدف من از ساختن تابلو علقمه يك روايت است كه مي‌گويد زماني كه دست‌هاي حضرت عباس (ع) قطع مي‌شوند و ايشان روي اسب هستند و شمشير و نيزه‌اي هم ندارند، با وجود اين افراد دشمن به خاطر قدرت و جنگاوري حضرت عباس (ع) از ايشان فرار مي‌كنند. در تابلو هم تنها فيگوري كه با ايشان به مقابله مي‌پردازد فردي است كه يك خنجر در دست دارد و اكثر افراد در حال فرار تصوير شده‌اند و در نهايت از دور با تير و كمان ايشان را هدف قرار داده‌اند.
اين روايت سوژه و هدف اصلي من در ساختن تابلوي علقمه بوده است. 

يكي از شاخصه‌هاي مهم در تصوير كردن حضرت قمربني‌هاشم (ع) «يل» بودن ايشان است و طبق رواياتي كه در لهوف سيد‌بن طاووس آمده زماني كه ايشان سوار بر اسب مي‌شدند زانوهاي مباركشان به موازات گوش مركب مي‌رسيد. در حالي كه شمايلي كه شما از اين حضرت ساخته‌ايد، جثه‌اي معمولي دارد، چرا؟ 

ما يك سري محدوديت‌ها داريم. مثلاً ‌در روايات هست كه در قضيه خيبر اميرالمومنين (ع) در خيبر را از جا مي‌كنند. حالا ما بياييم بگوييم كه نغوذ‌بالله اين روايت دروغ است يا اينكه ما تحت تأثير قرار گرفته‌ايم و بزرگنمايي كرده‌ايم. نه اين روايت، روايت درستي است و همه اين را مي‌دانند و بيشتر راويان مطرح اين روايت اهل تسنن هستند. مسئله اين است كه ما نمي‌توانيم اين روايت را تصوير كنيم و اگر يك نقاش اين روايت را تصوير كند، در ذهن مخاطب نمي‌گنجد.براي همين اينكه مي‌گويند حضرت عباس (ع) زماني كه روي اسب مي‌نشستند زانوهايشان از گوش اسب رد مي‌شد كاملاً درست است. اما مشكل اين است كه ما نمي‌توانيم آن را تصوير كنيم به خاطر اينكه گاهي با تصوير كردن چنين مواردي، بهانه به دست افراد سست ايمان مي‌افتد و اين درست نيست. مسئله ديگر اين است كه ما زماني كه تصويري از ائمه معصومين (س) مي‌كشيم به آن تمثال مي‌گوييم. يعني نقشي شبيه به يكي از بزرگان مذهبي ما. به همين خاطر من نمي‌گويم اين تصويري كه من كشيده‌ام تصوير حضرت اباالفضل (ع) است. نه اين تصوير تمثالي است از اين حضرت. 

ساده‌ترين و گاه مهم‌ترين شاخصه ظاهري حضرت اباالفضل(ع) از نگاه خيلي از نقاشان همين اندام رشيد و پهلوان‌وارگي حضرتشان است. شاخصه‌اي كه به راحتي با فيگور و فيزيك يك پهلوان مي‌تواند تداعي‌گر ايشان باشد، اما شما از اين شاخصه استفاده نكرده‌ايد چرا؟ 

عظمت حضرت عباس (ع) به هيكل و زور و بازويشان نيست. عظمت حضرت عباس (ع) در اين است كه توانايي دارند بجنگند اما دستور امام خود يعني امام حسين (ع) را ارجح مي‌دانند بر قدرت جنگاوري و زور بازوي خودشان. ايشان كلي صبر كرده بودند كه بيايند در چنين جايي مثل كربلا بجنگند، اما چون امام حسين (ع) به ايشان مي‌فرمايند نبايد بجنگي ايشان هم اطاعت مي‌كنند و مي‌گويند من آمده‌ام تا به دستور شما بجنگم، نيامده‌ام كه خودم را نشان دهم و قدرتم را به نمايش بگذارم. 

حضرت اباالفضل العباس (ع) دو شاخصه مهم ديگر هم دارند كه در كارهاي مختلف هنري و ادبي خيلي روي آنها تأكيد شده؛ يكي از آنها «علمدار»ي و ديگري «سقا» بودن حضرتشان است. با اين اوصاف در تابلو علقمه به اين دو شاخصه هم اشاره‌اي نشده، در اين مورد توضيح دهيد. 

ما يك شاخصه ديگر هم از حضرت اباالفضل (ع) داريم كه بي‌دست بودن ايشان است. ما همه المان‌ها را نمي‌توانيم در كار داشته باشيم من بيشتر ترجيح دادم كه روي دست‌هاي قطع شده ايشان كار كنم. چون فكر كردم اگر همه اين المان‌ها و شاخص‌ها را با هم بياورم نقاشي‌ام به سمت و سوي نقاشي قهوه‌خانه‌اي كشيده مي‌شود. 

نورپردازي تابلو علقمه يادآور نورپردازي در تابلوهاي مكتب رمانتيك و مشخصاً يادآور نورپردازي در آثار «رامبراند» است و اين نكته تداعي‌كننده آن فضاي پررمز و راز است. با اين وجود بفرماييد كه اين تشابه اصولاً درست است يا اين تشابه تعمدي بوده است؟ 

كاملاً درست است. من آثار نقاشان رمانتيك و باروك را خيلي دوست دارم. اما از آنجايي كه شيوه‌ها و تكنيك‌هاي كار در گذشته آنقدر متنوع است كه اگر در اين زمان هر نقاشي يك تابلو كار كند خود به خود تابلوي او منتسب به يكي از اين تكنيك‌ها مي‌شود و ما هر كار و تكنيكي هم روي تابلو اعمال كنيم باز نتيجه نهايي شبيه برخي از آثار نقاشان غربي مي‌شود. چون كارهاي نقاشان غربي زياد ديده شده‌اند و زياد روي آنها تبليغ صورت گرفته اما با اين وجود عمدي روي اين كار نداشته‌ام و اين نوع نورپردازي را دوست دارم، اما من افتخار مي‌كنم كه به من بگويند قلم تو ما را به ياد قلم اساتيد بزرگي چون رامبراند مي‌اندازد، براي من افتخار بزرگي است و از اين بابت خوشحالم. 

روشن‌ترين تناليته (طيف) رنگي كه روي گردن و كپل اسب كار شده، به صورت تاش‌ها و لكه‌هاي رنگ باز در بالا و افق تابلو هم تكرار شده. تكرار نور روشن در افق تصوير، به خاطر ايجاد و اعمال هارموني و تكنيك‌هاي تكثر و تكرار تناليته‌هاي رنگي است يا مفهومي چون عاقبت به خيري چنين شهيد بزرگواري مدنظر بوده است. 

دقيقاً برداشت دوم شما يعني عاقبت به خيري حضرت عباس(ع) و شهداي كربلا مدنظر من بوده است. حتي در تمثيل و فرهنگ عاميانه هم ما مي‌شنويم كه مي‌گويند افق و آينده يك مسئله روشن است. درست است كه در اين مقطع حضرت عباس(ع) جور و جفاهايي را تحمل مي‌كند اما آينده‌اي روشن در انتظار اوست و آن آينده باب‌الحوائج شدن ايشان است. دقيقاً مثل حكايت امام حسين(ع). در آنجا هم روايت شده كه فرشتگان و ملائك در آسمان به امام حسين(ع) مي‌گويند به نزد ما بيا، ما طاقت دوري شما را نداريم. در حالي كه در همان لحظه كوفيان دارند امام حسين(ع) و فرزندان و اصحابش را با عذاب به شهادت مي‌رسانند. در مجموع تناليته رنگ روشن در افق تابلو كنايه از اتفاقي مبارك است. 

در بافت تابلو به خصوص سمت چپ تابلو خطوطي ديده مي‌شود كه شايد تداعي‌كننده تيرهايي باشد كه به سمت سوژه اصلي يعني حضرت قمربني‌هاشم(ع) پرتاب شده است و اين خطوط به نوبه خود در تمركز نگاه مخاطب روي سوژه اصلي نقش مهمي را ايفا مي‌كند. با اين وجود بفرماييد براي دستيابي به چنين بافتي تعمدي در كار بوده يا خير؟ 

درست است. منظور من همان تيرهايي است كه به سمت ايشان پرتاب شده‌اند. در حالي كه در روايات داريم كه تيرهاي بي‌شماري به بدن مبارك حضرت اصابت كرده است اما من اين تيرها را كم و اشاره‌اي كشيده‌ام، چون فكر كردم لزومي ندارد كه همه تيرها به بدن حضرت عباس(ع) اصابت كند و خيلي از تيرها را در حالي كشيده‌ام كه از كمان رها شده‌اند و در راه رسيدن و اصابت به بدن مبارك ايشان هستند، ضمن آنكه با اين ترفند نگاه مخاطب را بيشتر به مركز تابلو جلب كرده‌ام. 

اين روزها بخش‌هاي حذفي آب آوردن حضرت اباالفضل(ع) در علقمه كه مربوط به سريال مختارنامه مي‌باشد، در اينترنت پخش و تكثير شده است. آيا اين تصاوير حذفي را ديده‌ايد؟ 

بله. 

به عنوان كسي كه تحقيقات كاملي روي اين واقعه انجام داده‌ايد، بفرماييد كه نظرتان راجع به كليت بازنمايي حماسه علقمه چيست؟ 

راستش بايد بگويم يكي مثل آقاي ميرباقري مي‌آيد و بخش علقمه را مي‌سازد و با نيت خوب هم مي‌سازد و ما بايد به ايشان بگوييم دست مريزاد، اما اين مسئله مثل اين است كه بلاتشبيه شما به خانه من بياييد و من با نيت خوبي تمام سعي‌ام را بكنم كه پذيرايي درست و حسابي از شما بكنم اما ممكن است اين نوع پذيرايي من زياد به مزاج شما خوش نيايد، در حالي كه نيت من نيت خوب و مثبتي بوده است. در اين كار هم با وجود اينكه آقاي ميرباقري و گروه‌شان زحمات زيادي براي سريال مختارنامه به خصوص بخش علقمه كشيده‌اند، اما بايد بگويم كه اين بخش اصلاً در شأن حضرت عباس(ع) نيست، ضمن آنكه همين كاري هم كه من كشيده‌ام، باز در شأن اين بزرگوار نيست. ما اگر حضرت اباالفضل(ع) را نسبت به امام حسين(ع) كمتر بدانيم، جهل ما را مي‌رساند. مثل اين مي‌ماند كه ماه را كنار خورشيد بگذاريم. در آن صورت است كه شايد فكر كنيم ماه نور ندارد و به زيبايي خورشيد هم نيست. در حالي كه بايد بفهميم كه اين ماه چون در كنار خورشيد قرار گرفته اينطور به نظر مي‌رسد و اگر ماه به تنهايي در آسمان باشد آن وقت نور و زيبايي‌اش عيان مي‌شود. در اينجا هم بايد درك كنيم كه فاصله حضرت عباس(ع) با يك عالم و يك مرجع تقليد فاصله زمين تا آسمان است. اين موارد بايد در فيلمسازي ما رعايت شود، مثلاً قرار بر اين مي‌شود كه فيلم محمد رسول‌‌الله(ص) ساخته شود. بايد آنقدر روي اين پروژه كار شود كه مثلاً شخصيت «حمزه» عموي پيامبر(ص) به درستي و با ظرافت در ذهن مخاطب بازسازي شود، طوري كه تصور درست و شايسته و بايسته‌اي از اين بزرگوار در اذهان مردم ايجاد شود، بنابراين ما بايد در ابتدا بدانيم كه قرار است در مورد چه كسي فيلم بسازيم، مثلاً امام خميني(ره) در يكي از سخنراني‌هايشان كه به مناسبت تولد اميرالمؤمنين(ع) ايراد شده، مي‌فرمايد (نقل به مضمون): من نمي‌توانم بگويم كه اميرالمؤمنين(ع) كي بود، چون من آنقدر معلومات ندارم و فقط مي‌توانم بگويم كه چه چيزهايي از اميرالمؤمنين(ع) شنيده‌ام. اين حكايت مثل دفاع مقدس خودمان است. بارها ديده‌ايم كه در تلويزيون گفته‌اند شهداي ما اينگونه بوده‌اند و اين رشادت‌ها را انجام داده‌اند، در حالي كه چنين برنامه‌هايي تنها بخش ناچيزي از واقعيت جبهه‌ها و رشادت رزمندگان ما را بازگو مي‌كند، حال آنكه حقيقت چيز ديگري است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار