نذر همگي قبول باشد. اما سؤالي ذهنم را قلقلك ميدهد. چرا در چنين روزي كه امام حسين(ع)، يارانش و شهداي كربلا تشنه و گرسنه بودند، حضرت ابولفضلالعباس براي آوردن آب براي كودكان امام حسين (ع) دستانش قطع شد، گلوي علياصغر طفل شش ماهه تير خورد، چنين روزي كه كودكان از شدت تشنگي گريه ميكردند، هر كجا كه ميرفتم شربت، چاي، شيركاكائو و شيريني پخش ميشد. غذا آنقدر زياد بود كه دست برخي از افراد حداقل سه عدد غذا ديده ميشد.
در هر خانهاي كه براي پخش كردن نذري باز ميشد، سرعت قدمها به سمت آن خانه بيشتر ميشد و در يك چشم به هم زدن، صفي ۳۰، ۴۰ متري براي گرفتن غذا درست ميشد. حتي يكي از اتومبيلها كه براي گرفتن غذا ايستاده بود، بسيار متعجبم كرد؛خانمي از ماشين پياده شد و بچه سه سالهاش را از خواب بيدار كرد و به همراه كودكش وارد صف شد تا غذاي نذري بگيرد. چشمهاي دختر بچه نيمه باز بود و كمي ناله ميكرد. صداي آن خانم را ميشنيدم كه ميگفت: ماماني، اگه تو هم با منو بابايي بياي، به ما سه تا غذا ميدن. . . . وقتي چشمم به ماشين آنها افتاد، پنج تا غذاي ديگر بر روي صندلي عقب ماشينشان ديدم و ميدانستم كه به زودي سه غذاي ديگر هم به آنها اضافه ميشود. در گوشه ديگري، صفي را ديدم كه طول بسيار زيادي داشت.
مردم زيادي ديده ميشدند كه انتظار گرفتن نذري را ميكشيدند. جعبههايي از غذاها پر ميشد و بيرون خانه ميآمد، اما هيچ كدام از آنها دست مردم نميرسيد و مردم همچنان منتظر پخش غذا بودند. چشمم به دنبال جعبهها بود كه به كجا ميرسند تا بالاخره در ماشيني باز شد و خانمي كه راننده آن بود با سلام و احوالپرسي گرمي كه با پخش كننده نذري داشت، به من اين اطمينان را داد كه آشناي صاحب خانه است. ديدن اين صحنه باعث شد جواب سؤال خود را نگيرم، بلكه سؤالات بيشتري هم وارد ذهنم شود.
گرفتن نذري امام حسين(ع) به چه قيمت؟ ملاك پخش غذا چيست؟ آشنا بودن؟ يا عزادار بودن؟ ارزش و ثواب اين روزها معادل با تعداد غذاهايي است كه ميگيريم؟ شايد بعضي از اين غذاهايي كه اضافه گرفته ميشود، خراب و دور ريخته شود. پس چرا برخي براي گرفتن نذري حتي فرزند خود را از خواب بيدار ميكنند و اين راه اشتباه را به او نيز ياد ميدهند. چقدر خوب ميشد اگر هزينههايي كه براي اداي اين نذرها خرج ميشود، در راه كمك به مستحقان باشد و اين نذورات به گونهاي مديريت شود كه باعث تأمين مخارج و خوارك آدمهاي نيازمند باشد؛ آدمهايي كه حتي در برخي از روزهاي زندگيشان غذايي براي سير كردن خود و خانوادهشان ندارند.