حرف سيد علي گرمارودي در طعن و لعن به نويسنده پوچگراي ايراني كه متأسفانه به گمان برخي از پدران داستان نويسي نوين ايران به شمار ميرود، تكرار همان جملههايي است كه برخي از ما در زيارت ائمه اطهار خواندهايم و ميخوانيم. به ويژه اين جملات كه در زيارت امام رئوف (ع) به ما ياد داده شده كه:
اللهم العن الذين بدلوانعمتك و اتهموا نبيك و سخروا بامامك و حملوا الناس علي اكتاف آل محمد، آنهايي كه جوامع انساني را به طعن و اذيت خاندان نبوت در كلام و در عمل تحريص كردند و جامعه را بر دوش خاندان نبي افراشتند و سپس، بعد از سلام به امام رضا ميخوانيم؛ خدا لعنت كند كساني كه با دست و زبانشان شما را كشتند.
انتقاد موسوي گرمارودي به شرافت صادق هدايت و صادق هدايتها و توپ مرواري و توپ مرواريها (كه متأسفانه نمونههاي مرده و زندهاش در ادبيات روشنفكري ما كه هويت خود را در هجمه به مقدسترين مفاهيم بشري و درديدگي بيان يافته كم نيستند)، انتقاد به همان جرياني است كه براي جلب توجه راهي جز كشتن حسين و حسينها در عرصه قلم و انديشه براي ديده شدن نداشته و فهميده حالا كه نميتواند با حسين شدن محبوب خاص و عام شود، بايد يزيد باشد تا بماند كه متاع كفر و دين بيمشتري نيست.
اما واكنشهاي چند روز اخير به موسوي گرمارودي از سوي طرفداران هدايت كه ايشان را به بياطلاعي از ادبيات و دولتي بودن و انواع برچسبهاي ناشايسته متهم نموده است، يادمان ميآورد كه روشنفكري اين قدر كه نشان ميدهد هم بيرگ نيست. و دروغ است اينكه روشنفكر، مقدسات و ايدئولوژي ندارد. روشنفكري كه اين چنين سنگ هدايت را به سينه ميكوبد و موي پريشان ميكند و نغمه وا ادبيات و وا روشنفكري از خود سر ميدهد، بيگمان نشان داده آن طوري كه خودش را در وقعه پيشين لوس و بيمسئوليت نشان داده، نيست. از جمله اينكه، هنرمند روشنفكري كه اينچنين غصه شرافت صادق هدايت را ميخورد، هيچ دلش براي شرافت ملتي كه ۳۴ سال است براي شرافت خود ميجنگند را نخورده و هر كه از اين ملت و آرمانهاي اين ملت سخن گفته باشد را با طعن و لعن از خود رانده است.
خوب شد، موضوع هدايت علم شد تا متوجه شويم اين جماعتي كه در مقابل اهانت به پيامبر يك و نيم ميليارد مسلمان هناق گرفته و دم برنياورده، لال نيست و جماعتي كه حاضر نميشود براي پيامبرش يك خط بنويسد و حتي يك بيانيه امضا كند، شل نيست و باز خوب شد كه كسي به مقدسات و شرافت يكي از اينان متعرض شد تا متوجه شويم اينهايي كه هشت سال هجمه به شرافت يك ملت و دفاع جوانمردانه فرزندان آخر الزماني حيدر كرار را نديدند، كور نيستند. باري معيارهاي دوگانه و يك بام و چندهواي روشنفكري در قضيه اخير پرده از دروغهايي برداشت كه سالهاست نه تنها رهروان اين مكتب به خورد عوام الناس درباره آزاد انديشي و غيرمقدس دانستن امور جهان ميدهند، بلكه خودشان هم باور كردهاند و معلوم شد جماعتي كه براي اهانت به يك پيامبر و قطره قطره خون نيم ميليون نفر هموطنش در دفاع مقدس ذرهاي ارزش قائل نيست و واكنشي ندارد، اين قدرها هم بيرگ نيست.