
در ادامه، همين موضوع در توافقي از پيش تعيين شده از سوي بسياري از منتقدان نيز مبناي نقد اثر و اظهارنظر درباره نويسنده ميشود و چندان تفاوتي هم نميكند آن نويسنده كيست و نسبش به چيست.
اما اين موضوع زماني جالب ميشود كه مدعيان روشنفكري در ادبيات كه همواره كوس آزادي ابراز عقيده را بلند ميكنند، در مواجهه با انتقادي از همين سنخ، دهان به دشنام باز ميكنند و تماميت فكري و علمي منتقد را به زير سؤال ميبرند و مدعي ميشوند آزادي يعني اينكه كسي حق ندارد به بتهاي روشنفكر به اصطلاح نويسنده از منظر ما سخني نازكتر از گل بگويد و هر انتقادي به آنها بايد در حلقوم گويندهاش خفه شود. صادق هدايت يكي از اين نويسندگان است كه در تمام سالهاي گذشته بر ادبيات ايران، چه در قبل از انقلاب و چه در سالهاي پس از انقلاب هرگز از سوي جماعت به اصطلاح روشنفكر ادبيات به درستي اجازه شناخت پيدا نكرد و هر انتقادي به افكار پوچگرايانه و متون وي كه گاه حتي از حيث ادبي و اصول داستاني نيز بسيار ضعيف و بيمايه است، به مثابه توهين به يكي از اصول مسلم داستان نويسي در ايران شمرده شد.
موضوع زماني تأسفانگيزتر ميشود كه اگر نويسنده يا محققي پيدا شود كه حتي نه درباره تكنيك و مضمون كه نسبت به برخي توهينهاي آشكار هدايت در آثارش به ساحت ائمه اطهار(ع) به ويژه امام حسين(ع) انتقاد كند، بلافاصله از سوي اين جماعت با شلاق ارتداد، كهنهپرستي و گاه وابسته بودن به دولت مورد عنايت قرار ميگيرد.
دكتر سيد علي موسوي گرمارودي، شاعر، نويسنده و مترجم قرآن و نهج البلاغه اين روزها تازهترين قرباني اين دسته از جماعت روشنفكر است. اديبي كه توهينهاي آشكار هدايت به امام حسين(ع) را برنتافته و در ضمن آن سخن گفته است.
جسارت بيان عقيده
گرمارودي در حاشيه مراسم رونمايي از تازهترين رمان مجيد قيصري با نام «سه كاهن» در بنياد ادبيات داستاني ايرانيان با اشاره به داستان بلند «توپ مرواري» هدايت اظهار ميكند: «شرم ميكردم از خودم اگر بر صادق هدايت لعنت نميفرستادم. خداوندا صادق هدايت را لعنت كن.»
وي در ادامه با بيان اينكه نويسنده «توپ مرواري» (صادق هدايت) توهينهاي زشتي در اين اثر به امام حسين(ع) كرده است، ميافزايد: «وظيفه هر قلم به دستِ اهل قبله ميدانم كه حداقل به جوانان اين كشور بفهماند كه چه بيشرفهايي در اين كشور قلم زدند كه از امويان هم بدتر بودند؛ اسمشان هم صادق بود و هدايت مردم را بر عهده داشتند.»
رمان هتاكانه هدايت چيست؟
توپ مرواري اما در ميان آثار هدايت شايد سرگذشت جالب توجهتري را نسبت به ساير آثار بر خود ديده باشد. هدايت اين اثر را در سال ۱۳۲۶ مينويسد اما متن آن به دليل نوع توهينهاي نويسنده در آن به ساحت ائمه(ع) در تمام طول زندگي او اجازه انتشار نمييابد و جالب اينكه تنها پس از مرگ او و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و در شلوغي روزهاي سال ۵۸ به صورت زيرزميني و آن هم با نام مستعار هدايت صادقي براي نويسنده منتشر ميشود. اين كتاب را شايد بتوان آشكارترين متن اين نويسنده پوچگرا در بياعتقادي و توهين به مقدسات مردم كشورش دانست. اين داستان، حكايت توپي جنگي به نام مرواري را بازگو ميكند كه پس از طي مسيري چند صد ساله به قرن معاصر رسيده است.
صادق هدايت با بيان گذشته و تاريخچه اين توپ و شرح گذر اين توپ از دريچه تاريخ، از تاريخ جهان سخن رانده و هيچ كس و هيچ چيز را از تيغ تند انتقادش بينصيب نگذاشته است. توهين آشكار وي به ائمه در متن اين اثر و نيز بازنويسي طنزآميز و سراسر توهين او از آيات قرآن در متن اين كتاب موجب شد كه حتي در سالهاي قبل از انقلاب نيز اين اثر اجازه انتشار نيابد. استفاده بيشرمانه از الفاظ ركيك، برگرداندن آيات قرآن و تعبير و تفسيرهاي عجيب و غريب احكام و توهينهاي آشكار به مراسم عزاداري سنتي دهه ابتدايي ماه محرم تنها بخشي از توهينهاي گزنده هدايت در اين اثر است.
معناي تازه آزادي از نگاه منورالفكرها
سيد علي موسوي گرمارودي در نقد خود به هدايت اما بدون هيچ گونه رودربايستي و به رسم همان آزادي كه اهالي روشنفكر ادبيات از آن دم ميزنند به نويسنده هتاك به اعتقادات خود توهين ميكند و جالب اينكه برخي از منتقدان به اصطلاح منورالفكر او در انتقاداتشان كه در صفحات شبكههاي اجتماعي منتشر شده است، وي را به نقض آزادي كه در سالهاي قبل از انقلاب مدعي آن بوده متهم ميكنند ولي پاسخ نميدهند كدام آزادي به معني آن است كه نميتوان به فكر و انديشهاي نقد كرد و توهينكننده به اعتقاد شيعه را لعن فرستاد؟ كدام آزادي به هدايت اجازه نوشتن اين متن را داده اما به هيچ كس اجازه انتقاد از هدايت را نميدهد؟ تمامي توهينهاي صورت گرفته به گرمارودي بدون شك، بهايي است كه او و ساير نويسندگان انقلاب اسلامي بايد در راه دفاع از اعتقادات و باورهاي خود در روزهاي آتي بپردازند. اين كمترين بها براي شمشيرزدن در ركاب امام حسين(ع) در كربلاي زمان است و چنين مصافي تنها عاشق ميخواهد.