موج جديد تحريمهاي اقتصادي غرب به كشورمان كه صورت گرفت، تبعات مختلفي بههمراه داشت، به نوعي كه بازار را بههم ريخت. تقريباً اغلب تجار و بازاريان متفقالقول هستند كه اوضاع بهوجود آمده به دليل عدممديريت و نظارت نهادهاي مسئول است و البته دراين ميان اهالي فرهنگ شايد بيشترين آسيب را متحمل شدهاند، زيرا به قول دكتربنيانيان در دولتهاي مختلف هميشه وقتيكه بودجهها كم ميشوند اولين جاهايي كه بودجهها و هزينههاي آنها تعديل ميگردد، حوزههاي فرهنگي است وگويا هميشه ديوارفرهنگ كوتاهتر ازهمه ديوارها بودهاست! اين درحالياست كه طي چند ماه آينده انتخابات سرنوشتساز ديگري پيشرو داريم و بايد بنيههاي فرهنگي را تقويت و بهسازي كنيم تا خداي ناكرده تجربه تلخ فتنه ۸۸ اتفاق نيفتد چراكه دشمنان خارجي و مزدوران داخلي بيكار ننشستهاند و از تمام خلأها و ضعفهاي ما براي حمله به خودمان سوءاستفاده ميبرند و از آنجايي كه برهمگان مسجل شده است، حمله نظامي ازسوي هيچ كشورمدعي به ايران صورت نخواهد گرفت زيرا با وجود تمام بوق و كرنايي كه مبني برجنگ عليه ايران در رسانههاي خود بهراه انداختهاند، هر نوع تهاجم علني نظامي تبعات جبرانناپذيري براي كشورمتخاصم بهبارخواهد آورد، چنانچه تجربه جنگ۳۳ روزه لبنان و ۲۲روزه غزه نشان داد كه پايان چنين جنگي بهجز شكست براي دول مهاجم، ثمري نخواهد داشت، پس بنابراين بهترين و مؤثرترين جنگ، همان جنگ نرم است كه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي سالها قبل آن را به مسئولان كشور گوشزد نمودند؛ جنگي كه شايد شروع علني آن درفتنه ۸۸ نمايان شد و قبل از آن امام خامنهاي خطاب به مسئولان در هيئت دولت هشدار داده بودند كه فرهنگ را از مظلوميت بيرون آوريد و مراقب باشيد تا اين مهم فداي اهداف ديگر نگردد، دولت در آن سال چندان وقعي به اين هشدار نداد و نتيجهاش آن شد كه نبايد ميشد؛ فتنهاي كه در جريان انتخابات رياست جمهوري اخير رخ داد و متأسفانه تاكنون همچنان تبعات آن را كم و بيش شاهديم.
موج جديد و همه جانبه تهاجمات نرم دشمن در حوزه فيلمسازي چه فيلمهاي هاليوودي ضدايراني مثل نسخه دوم ۳۰۰، آرگو و حتي بعضاً فيلمهاي داخلي مثل خانواده محترم و... همه وهمه در راستاي جنگ نرم هستند كه آرامآرام در فرهنگ ديني وملي ما رخنه ميكنند تا بنيههاي ارزشي و آرماني آن را بشكنند و اينجاست كه فعاليتهاي فرهنگي مثبت بايد بهصورت عميق و گسترده تقويت و حمايت شوند تا جبهه دفاعي محكمي درمقابل پاتكهاي فرهنگي دشمنان داشته باشيم، در حاليكه پاي صحبت هركدام ازمسئولان و متصديان امورفرهنگي كه مينشينيم همهشان ميگويند چند ماه است كفگيرمان به ته ديگ خورده و بودجههاي ما را كم يا قطع كردهاند! پول كارمندان خودمان را هم نداريم بدهيم، چه برسد به انجام پروژههاي فرهنگي! و با اين شرايط كه گويا نفت تحريم شد تا فرهنگ تعطيل شود، خيلي از برنامههاي فرهنگي لازم ومفيد معلق ومعطل ماندند، از سويي ديگر بودجههاي فرهنگي خيلي از سازمانها هم قطع شد، حتي بعضي ازسازمانهاي تأثيرگذار دست به تعديل نيرو زدهاند. آنچه انسان را در اين ميان نگران ميكند آن است كه در حالي كه دشمن خود را براي حمله و دسيسههاي خود آماده ميكند چرا مسئولان كشوري سنگرهاي مهم و مؤثر فرهنگي را تعطيل كردهاند و به جاي حمايت و تقويت بهحال خود واگذاشتهاند؟! يا از رساندن تداركات و ملزومات به پايگاههاي اصلي فرهنگي جلوگيري ميكنند. درست است كه دراين شرايط تحريم و اقتصاد مقاومتي بايد در بسياري از امور صرفهجويي كرد اما آيا در مورد حوزههاي مهم فرهنگي هم اين مسئله صدق ميكند؟!
اينها در حالي است كه گاه اخبار ضد و نقيضي درباره ولخرجيهاي ميلياردي در عرصههاي گوناگون ميشنويم. سازمان سينمايي كه اين همه بر پروژه غربزده پرهزينه لاله تأكيد ميكند و حتي خبراز توليد پروژههاي ميلياردي ديگر را با بودجه بيتالمال ميدهد يا شهرداريها انبار حيف و ميل بودجههاي خود را كه در عرصههايي كه به هيچ وجه دردي از زخمها و آلام جامعه در اين زمان دوا نميكند و... منتشر ميكنند، اگر اينها را با شرايطي كه براي سايرمجموعههاي فرهنگي ايجاد شده مقايسه كنيم، نميدانيم بودجههاي فرهنگي كم شدهاند يا نه؟! دكتر اميني كارشناس مهندسي فرهنگي حرف جالبي ميزد، ميگفت: «اگر ميخواهيم سند چشمانداز ۲۰ ساله كشور بهخصوص درحوزه فرهنگي موفق باشد بايد مهندسي فرهنگي اول از خودكلان دستگاههاي فرهنگي انجام شود كه آن آسيبها مرتفع گردد، دستگاههاي فرهنگي بايد موازيكاري را رها كنند. بسياري از اين دستگاهها بودجههاي كلان را ميگيرند ولي كارهاي تكراري دارند با اين عدمانسجام نميتوان اهداف سند را محقق كرد.»