
محمد سليميان بسيجي و جانباز اهل زرين شهر اصفهان است كه مبارزه خود با ظلم و استكبار را از دوران طاغوت آغاز كرد و خاطره تنبيه مستشار انگليسي مويد اين مطلب است. خاطرات او از دوران دفاع مقدس و همچنين مشاهده مورد اصابت قرار گرفتن هواپيماي مسافربري كشورمان توسط ناوگان امريكايي جالب توجه است. متن زير ماحصل خاطرات و واگويههاي اين هنرمند جانباز است كه خلاقيت بسيجيگونهاش وي را به خلق آثار تجسمي زيبايي واداشته است.
تو دهني به يك اجنبي در سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۲ به خدمتسربازي رفتم. آموزشي خدمتم در قلعهمرغي تهران بود. بعد از چهار ماه براي ادامه خدمت سربازي ما را به سر مرز شوروي كنار رودخانه اترك فرستادند.
سال ۱۳۵۰ در ايستگاه رادار ۱۲ نيروي هوايي از ساعت ۱۲ تا ۲ صبح مشغول نگهباني بودم كه ديدم يك ايراني به همراه يك مستشار انگليسي وارد محوطه ايستگاه شدند. از قبل با رفتار متكبرانه اجنبيها روبهرو شده بودم. هرچقدر به آنها اخطار «ايست» دادم توجه نكردند، من هم بنا به دستور با گلوله تفنگ M۱ خود به سمت مستشار انگليسي شليك كردم. در همان لحظه شليك، پاي مستشار قطع شد. افسر نگهبان هم با شنيدن صداي تيراندازي در پادگان آماده باش كامل اعلام كرد. بعد از آن در پادگان، دادگاه نظامي گرفتند و مرا شكنجه روحي داده و مورد مؤاخذه قرار دادند. در زمان طاغوت كسي جرئت نداشت يك سگ انگليسي و امريكايي را زير ماشين بگيرد، چه برسد كه يك مستشار را مورد حمله قرار دهد. لذا بعد از پايان خدمت سربازي مجدداً در پادگان قصر فيروزه تهران برايم دادگاه نظامي برگزار كردند، حكمشان زندان بود، اگر انقلاب به پيروزي نميرسيد، شايد براي ارتكاب به اين كار، اعدام ميشدم!
جبهه من، خليج فارس طي مبارزات عليه شاه خائن، نيروگاه۱۱۰ كيلوواتي ذوبآهن اصفهان به تحريك من به اعتصاب كشيده شد. مزدوران ساواك به خاطر اين كار بسيار شكنجهام كردند. بعد از انقلاب و با آغاز رسمي جنگ بين ايران و عراق از آنجايي كه جزو اتحاديه انجمن اسلامي بودم، به جبهههاي حق عليه باطل راهي شدم. من از نيروهاي لشكر ۳۰ زرهي اصفهان بودم. مدت ۹ ماه و نيم در جبههها حضور داشتم. مقطعي از اين حضورم مربوط به تعمير و ترميم تانكها ميشده كه از دشمن بر جاي مانده بود يا گاهاً تانكهاي رزمندگان خودمان را تعمير ميكردم. دو ماهي هم در بخش مخابرات قرارگاه نوح نبي (ع) خليج فارس فعاليت ميكردم. بعد از مدتي چون در كارهاي فني مهارت داشتم، به ما گفتند يك ناو دچار مشكل شده ميتوانيد كمك كنيد تا راهاندازي شود؟ ما هم براي كمك رفتيم. ناو كه راهاندازي شد سوارش شديم، خبرنگاران هم آمده بودند سان ببينند، با چند قايق اسكورت به سمت بندرعباس هدايت شديم. اين خاطره هميشه برايم احساس خود باوري را ايجاد ميكند.
در طول جنگ در سوسنگرد، اهواز و خليجفارس بودم. من از نزديك شاهد جنايات امريكا در روز ۱۲ تير ۱۳۶۷ بودم. زماني كه هواپيماي ايرباس با ۲۹۰ سرنشين كه شامل ۴۶ مسافر غيرايراني و ۶۶ كودك بودند با هدايت موشك ناو وينسنس متعلق به نيروي دريايي ايالات متحده امريكا مورد هدف قرار گرفت و تمام ۲۹۰ سرنشين آن به شهادت رسيدند من در خليجفارس بوده و اين جنايت را شاهد بودم. آخرين جبهه من خليجفارس بود.
فعاليتهاي هنري بعد از اينكه از خليجفارس برگشتم يك ماه مرخصي داشتم. با توجه به اينكه هشت كلاس بيشتر درس نخوانده بودم و دورهاي هم براي فعاليتهاي هنري نديده بودم، به ساخت ماكت ادوات جنگي در خانه شخصي خود پرداختم.
به خاطر عشق به جبهههاي جنگي در راهپله منزل مسكونيام جزيره مجنون را طراحي كردهام كه در اين جزيره يك بالگرد قرار دارد. بعد هم ماكتهاي ديگري ساختم. حياط منزل من، سالهاست تبديل به نمايشگاهي از يادمانهاي دفاع مقدس شده است. در بخشهاي مختلف اين نمايشگاه ماكتهايي چون ورود امام خميني از فرانسه به ايران، تانك كوچكي به ياد شهيد حسين فهميده و ۳۶ هزار شهيد دانشآموز ايراني و... قرار دادهام.
يك هواپيماي F۱۴ هم به ياد دلاوريهاي نيروي هوايي در دوران انقلاب اسلامي و جنگ هشت ساله و شهيد عباس بابايي طراحي كردهام. در قسمت ديگري از حياط ناوچه سبلان كه در جنگ با ناوهاي امريكا درگير شده بود را طراحي كردهام. بالگردي به ياد قهرمانان و دلاوران هوانيروز طراحي كردم كه اين بالگرد در همان فضا اوج گرفته و پرواز ميكند. موشكي هم به ياد شهرهاي مظلومي كه در موشك باران دشمن بعث مورد هدف قرار گرفتند، طراحي شده است. قسمت ديگري از حياط خانه به عمليات والفجر ۱۰ در ارتفاعاتي كه شاهد رشادتها و ايثار رزمندگان بودند، اختصاص يافته است و... به همين ترتيب سعي كردهام سراسر خانهام را به عشق دوران طلايي دفاع مقدس تبديل به يك نمايشگاه جنگ كنم.
خاطره شيرين ملاقات با مقام معظم رهبري
تاكنون ۵۰ هزار نفر از نمايشگاه خانگيام بازديد كردهاند. همچنين در سفر اخير رئيسجمهور به زرين شهر، مديركل ارتباطات و قائم مقام رياستجمهوري و هيئت همراه از اين نمايشگاه ديدن كردند. در نامهاي كه در اين بازديد به من اعطا شده، آمده است:«به تمام كساني كه در راه اعتلاي ارزشهاي اسلامي دفاع مقدس توان خود را به كار برده و جانانه از آن دفاع كردهاند و با درود به روان پاك شهداي دفاع مقدس و ارزشها و امام شهدا (ره) حضرتعالي كه يكي از بسيجيان دفاع مقدس بوده و نمايشگاه ساده و بيآلايشي را براي شناساندن آن ترتيب دادهايد، اميدوارم هميشه در اين راه ثابت قدم و پايدار بمانيد و نسلهاي آينده را از اين ايثارگريها مطلع كنيد.» اما بهترينخاطرهام مربوط به ديدار با يار ميشود. من در سفر استاني مورد تشويق حضرت آقا قرار گرفتم، از طريق شوراي اداري با مقام معظم رهبري ملاقات كردم. بعد از اينكه حضرت آقا فرمودند بايد خودكفا باشيم. يك تانك به شكل تلفن كه صداي زنگ آن از داخل لوله تانك بيرون ميآيد، يك آبنما و ادوات جنگي و چرخ چاه حضرت علي (ع) و مشك حضرت ابوالفضل (ع) را طراحي كرده و اين دو اثر را در هفته دفاع مقدس به دفتر رهبري تحويل دادهام. قرار است اين دو اثر بنده به موزه مقام معظم رهبري در مشهد مقدس برده شوند. همچنين از دفتر رهبري هم به مدت يك هفته همراه خانواده با قطار به زيارت امام رضا (ع) رفتيم.
جنگي كه نبايد فراموشاش كنيم در زمان جنگ ما با بيش از ۴۰ كشور در نبرد بوديم. تجهيزات و امكانات ما در حد بسيار پاييني بود. بني صدر هم به كشور و انقلابمان خيانت كرد. شرايط بسيار سختي بود، اما با تلاش رزمندهها و همت بالاي نيروهاي اسلام توانستيم تحريمها را شكسته و شرايط جنگ تحميلي را به نفع خود تغيير دهيم. آن زمان كشور در وضعيت خوبي نبود اما همه ايستادگي كردند تا به پيروزي رسيديم. امروز هم شرايط كشورمان همانند دوران دفاع مقدس است. بايد ايستاد و مبارزه كرد. با توجه به بيانات امام خامنهاي ما ميتوانيم تحريمها را دور بزنيم. همه جوانان سرزمينمان هر كدام قابليت يك بمب اتم را دارند كه در صورت نياز در تمام صحنهها حضور يافته و ايستادگي ميكنند. اگرچه خائنان به انقلاب و كشورمان چون بنيصدر دوران تلخ و سختي را براي كشور رقم زدند اما امروز شاهد صدور انقلاب به كشورهاي خاورميانه هستيم.