
زندگي حاج احمد متوسليان، فرمانده لشكر ۲۷ محمد رسولالله(ص) موضوع اين كتاب است كه علاوه بر اينكه درباره شخصيت اين سردار سپاه در جبهههاي جنگ سخن ميگويد، توانسته است به واكاوي شخصيت مردمدار متوسليان نيز تا حدي بپردازد. به گونهاي كه دلاوريها و از خودگذشتگيهاي حاج احمد را در دوران جنگ تحميلي و به ويژه در كردستان براي مخاطب بيان ميكند تا خواننده بتواند با بخشي از شخصيت وي آشنا شود.
بخشي از اين كتاب به درگيريهاي كردستان و عزيمت به جنوب كشور و شهر اهواز اختصاص دارد كه پس از عمليات الي بيتالمقدس با عزيمت حاج احمد متوسليان به سوريه و لبنان رنگ و بوي ديگري ميگيرد و علاوه بر مشكلاتي كه در اين كشور با آنها روبهرو ميشود، داستان زندگياش به گونهاي ديگر كه به بيان نويسنده با اطلاع پيشين متوسليان همراه بوده، رقم ميخورد كه با ربوده شدن متوسليان و سه نفر از افراد همراهش، سرنوشتي نامعلوم را براي او رقم ميزند. «در هالهاي از غبار» به گونهاي شايسته توانسته است تا خاطرات رزمندگان و همرزمان احمد متوسليان از وي را ثبت كند. همچنين اين اثر توانسته به خوبي خاطرات جنگ را بيان كند و اين موضوع نشاندهنده توان نويسنده در بازگو كردن رويدادهايي است كه در هشت سال جنگ تحميلي به وقوع پيوسته است. البته در كنار اين كتاب ميتوان به دو كتاب «همپاي صاعقه» و «ضربت متقابل» هم اشاره كرد كه گلعلي بابايي در آنها به بازروايي عملكرد لشكر ۲۷ محمد رسولالله(ص) پرداخته و با استفاده از توانمندي كه در نوشتار داشته و اسنادي كه در اين راستا مورد بهرهبرداري قرار داده است، توان و قدرت اين لشكر و فعاليتها و پيروزيهايي كه در سايه ايثارگريهاي رزمندگان اين لشكر به دست آمده را به خوبي بيان كند.
«در هالهاي از غبار» را ميتوان اولين اثري دانست كه به صورت كامل و مجزا به بازگويي زندگي حاج احمد متوسليان پرداخته است، ولي باز هم نميتوان گفت كه در اين راستا حق مطلب ادا شده است؛ چراكه ابعاد شخصيتي اين سردار سپاه به خوبي واكاوي و بيان نشده و بهتر بود در كنار وقايعي كه از زندگي متوسليان و حضورش در جبهه جنگ بيان شده، خاطرات پيش از انقلاب و دوران دانشجويي او بيشتر مورد كنكاش و واكاوي قرار ميگرفت. همچنين در اين راستا نويسنده ميتوانست با رجوع به خانواده جاويدالاثر متوسليان، همرزمان، دوستان و آشنايان وي، شخصيت خودساخته، آزادمنشانه، استكبارستيزانه و در عين حال مهربان و دلسوز متوسليان را براي مخاطبان بيشتر نمايان كند كه متأسفانه اين موضوع كمتر مورد توجه نويسنده واقع شده است.
از اين رو بخش اعظم مطالب كتاب به مستندنگاري و سرگذشتپژوهي درباره رويدادهاي جنگ و حضور حاج احمد در كردستان، اهواز، سوريه و لبنان خلاصه ميشود. البته بخشي از اين خواسته در دل بحثهايي كه ميان متوسليان و شهيد محسن وزوايي روي داده است، در كتاب آورده شده كه بخشي از شخصيت متوسليان را بازگو ميكند. شخصيتي كه در عين عكسالعمل سريع و به گفته شهيد شهبازي تند، از لطافت، رأفت و مهرباني خاصي نيز برخوردار بوده است.
همچنين در اين كتاب به ابعاد شخصيتي حاجاحمد متوسليان كه يك فرد انقلابي كامل است و در عرصههاي داخلي و خارجي حضور داشته، پرداخته نشده است و جز اشاراتي كه در برخي از صفحات كتاب آورده شده، به بعد اخلاقي و معنوي اين شخصيت كه در همه صحنهها حضور و مبناي اخلاقي و معنوي براي كارهايش داشته پرداخته نشده است. جاويدالاثر متوسليان را شايد بتوان سايهاي از امام راحل(ره) و فردي متعهد در عرصههاي سياسي و بينالمللي دانست كه در اين كتاب درباره ويژگيهاي شخصيتي او صحبت نشده است؛ البته در كنار طرح اين مسائل نبايد انكار كرد كه «در هالهاي از غبار» با استفاده از تحقيقات خوب و اثرگذاري كه در اين حوزه انجام شده، نوشته شده است. نويسنده محلهاي حادثه را مشاهده كرده و از نزديك با بازماندگان صحبت ميكند و هيچ موردي را فروگذار نكرده است كه همين موضوع سبب ارتقاي كيفيت اين اثر شده است.
يكي از ابعادي كه از ديد مخاطب كتاب مورد نقد قرار ميگيرد و شايد سبب سردرگمي شود، سبك نگارش كتاب است كه به گونه خاصي اختصاص ندارد. با توجه به اينكه مستندنگاري و پژوهش سبك خاص نگارشي خود را دارد و لازمه آن اين است كه خواننده و محقق بتواند با استفاده از رفرنسهايي كه در كتاب داده شده است در آينده به سراغ افراد ديگر و اماكني كه در كتاب از آنها بحث شده است برود، از اين رو نميتوان اين كتاب را در قالب خاطرهنگاري وقايع جنگ يا شخصيت سرداران جنگ برشمرد. همچنين نميتوان آن را خاطرهگويي دانست چراكه بر همين اساس از متني روان كه بيانگر خاطرات باشد برخوردار نيست و شايد بتوان گفت كه در اين راستا با اينكه رواياتي را از اشخاص مختلف درباره احمد متوسليان بيان ميكند، ولي تنه به تنه مستندنگاري ميزند. بر همين اساس اين كتاب به ژانر سرگذشتپژوهي و مستندنويسي نزديكتر است تا خاطرهنويسي و از اين رو نميتوان قالبي هنري و داستاني براي آن قائل بود؛ چراكه اغلب مطالب مطرح شده در اين كتاب شامل اسناد و مداركي است كه براي مستندنگاري مورد استفاده قرار ميگيرد.
همچنين بخشي از اطلاعات كتاب با اطلاعاتي كه در همپاي صاعقه مبني بر نحوه و دليل رفتن حاج احمد و سه نفر ديگر به لبنان ارائه شده، به شكل ديگري بيان شده است كه شايد بتوان دليل آن را آخرين مصاحبههايي دانست كه بابايي طي چند ماه پيش و درباره مفقود شدن متوسليان در تيرماه انجام داده است. در اين راستا مصاحبه با منصور كوچك محسني كه بعد از عزيمت حاج احمد به بيروت مسئوليت قواي اعزامي به او سپرده شده بود، را ميتوان برشمرد. اگر چه به نظر ميرسد اطلاعات محسني در اينباره با اطلاعاتي كه طي سال ۷۵ ارائه داده بود فرق چنداني نكرده است، ولي تفاوتهايي هرچند جزئي را ميتوان در اينباره مشاهده كرد. دليل رفتن متوسليان و همراهانش به بيروت در «همپاي صاعقه»، درخواست نماينده ايران در سفارت لبنان و حضورش در سوريه بود كه پس از ملاقات با متوسليان از او خواست تا براي گرفتن اسناد محرمانه سفارت ايران در لبنان كه نزديك بود به دست فالانژها بيفتد، به او كمك كند، ولي در كتاب «در هالهاي از غبار» اين موضوع با عنوان بازديد مطرح شده است.
اين كتاب مستند تحقيقي و سرگذشتپژوهي است و اسناد، روايات و گفتههاي اطرافيان و نزديكان متوسليان را شامل ميشود؛ به گونهاي كه هركس درباره ايشان خاطره يا حرفي داشته در اين كتاب از آن استفاده شده است. با اين حال نميتوان ادعا كرد كه كتاب حاضر درباره حاجاحمد كتابي كامل و جامع است، بلكه برشي از زندگي وي است و دليل نگارش اين كتاب نيز توصيه و توجه رهبر معظم انقلاب بوده است؛ چراكه معظمله بعد از مطالعه «همپاي صاعقه» توقع داشتند هر يك از اتفاقات و شخصيتهاي موجود در آن كتاب به صورت جداگانه مورد بررسي قرار بگيرند، از اين رو كتاب «در هالهاي از غبار» را ميتوان تلاشي در همين راستا دانست.