کد خبر: 491659
تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۶
گفت‌وگو با سرهنگ غلامحسين جاويد پيرامون درس‌‌هاي جنگ 8 ساله براي نسل امروز
پويان شريعت
هر چند در اين خصوص بايد به نقش كساني اشاره كرد كه براي تحميل نوشيدن جام زهر به امام(ره) گزارش‌ها و تحليل خاصي از شرايط جامعه و كشور در حال جنگمان را به امام(ره) ارائه دادند. اينها امروز نيز مي‌خواهند همان سناريوي سال ۶۷ را براي رهبر معظم و فرمانده كل قوا به اجرا بگذارند. يعني دوباره شرايط جامعه را كه اصلاً با شرايط ما در سال ۶۷ قابل قياس نيست طوري جلوه دهند و طوري بيان كنند كه گويي تنها راه‌حل براي مديريت و گذر از بحران، قطعنامه‌اي ديگر و سازش با دشمنان است. براي بررسي درس‌هاي جنگ هشت ساله براي نسل امروز گفت‌وگويي با سرهنگ غلامحسين جاويد، فرمانده سپاه لارستان و از رزمندگان دوران دفاع مقدس، ترتيب داده‌ايم كه خواندنش خالي از لطف نيست.

خيلي‌ها در مقطع سال‌هاي ۶۶ و ۶۷ مشكلات كشور را ناشي از جنگ مي‌دانستند. نگاه شما به عنوان يك رزمنده به جنگ چه بود؟ 

جنگ براي ما يك نعمت بود و اگر امروز اقتدار و پيشرفتي و عزتي شامل حال ماست، مطمئن باشيد هنوز از سفره نعمت و رحمت جنگ بهره مي‌بريم. اين جنگ بود كه براي ما امنيت در سطوح مختلف داخلي و خارجي به ارمغان آورد. از طريق اين جنگ بود كه تمام ملت‌هاي دنيا ما را شناختند و سلطه‌گران كاملا از درون و اعتقاد و پتانسيل اين ملت آگاه شدند. اگر اين جنگ نبود، مطمئن باشيد كه استكبار نمي‌گذاشت ما هيچگاه به اين درجه از پيشرفت و اقتدار برسيم. لذا جنگ سراسر نعمت بود. جنگ، جنگ است و در آن كه نان و حلوا خيرات نمي‌كنند، در هر جنگي كه در هر كجاي اين كره خاكي شكل مي‌گيرد، مشكلاتي بروز مي‌كند كه از تبعات آن جنگ در جامعه است اما جنگ ما گذشته از مبحث جنگي آن، يك گنج بود. وقتي نعمات و بركات اين جنگ را با خرابي‌ها و لطمات حاصله از آن مقايسه مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه معني اين جمله كه جنگ ما يك نعمت بود،‌ چيست؟ در واقع وقتي ما اين بحث را مطرح مي‌كنيم، اين نيست كه بخواهيم بگوييم ما جنگ‌طلب هستيم، خير. اصولاً دين اسلام بر مبناي تبليغ است و جنگ هركجا براي ما بوده است جنبه دفاعي داشته است. اين نبوده كه ما آغازكننده اين جنگ و هر جنگ ديگري باشيم.
 
اين جنگ بر ما تحميل شد، ما در برابر اين هجمه دفاع كرديم. اين دفاع قهرمانانه براي ما بركات و نعماتي را در پيش‌رو داشت. اينكه ما زير بار ذلت نرفتيم، به اين خاطر است كه شهداي ما با نثار خون خويش در اين راه براي ما عزت و نعمت را به ارمغان آوردند. اكنون اين بركات براي ما به ارث مانده است. جنگ ما سراسر دفاع بوده و يك لحظه به قول حضرت امام(ره) از اين دفاع و اتفاقاتي كه در راه اين دفاع براي ما افتاد، پشيمان نيستيم. 

رزمندگان طالب جهاد و شهادت چگونه با پايان آن و پذيرش قطعنامه كنار آمدند؟ 

در زمان جنگ اصولا ما يك تكليفي بر گردن داشتيم. اصلاً چرا مي‌گوييم دفاع مقدس؟ اين قداست از كجا آمده است. قداست اين دفاع و جنگ از آنجايي آمده كه حكم ولي فقيه پشت اين قضيه بوده و اين دفاع و جنگ تبديل به يك حكم و وظيفه شرعي شد. به واسطه همين امر است كه كشته‌شدگان ما شهيد محسوب مي‌شوند. چرا مقدس؟ چون در اين هشت سال از تماميت اسلام دفاع شده است. اينكه چرا اينگونه تمام شد و اين همه نقطه مجهول براي امروز به جاي ماند. مي‌بينيد كه در زمان رسول‌الله هم كه جنگ‌هاي صدر اسلام اتفاق مي‌افتد يك زمان سياست بر اين است كه حمله شود و يك زمان دفاع تعريف مي‌شود و در زماني صلح و آتش‌بس و در زماني قيام عاشورا. اين بسته به تشخيص و تدبير ولي زمان است كه تمام اتفاق بر عهده اوست.
 
اگر بخواهيم در دايره اين موضوع وارد شويم، اگر ولايتمدار باشيم ديگر چون و چرا باقي نمي‌ماند. امام حسن(ع) صلح كرد و امام حسين(ع) عاشورا را خلق كرد. باطن و شخصيت امام حسن(ع) با امام حسين(ع) تفاوتي ندارد، هر دو يكي هستند و به قولي «كل نور واحد». اما اين تشخيص و تدبير ولي زمان است و براي پاركابي‌هاي ولايت و ولايتي‌ها و سربازان ولي، ‌امر او اول و آخر همه داستان است. وقتي قطعنامه شد خيلي از بچه‌ها ناراحت شدند و خيلي از نيروها اصلاً برايشان قابل هضم نبود. اما يادم نمي‌رود يكي از بچه‌ها مي‌گفت اگر ما مقلد امام(ره) هستيم و جنگ ما يك جنگ ديني و شرعي است، اگر ما سرباز ولايت هستيم، اگر امام گفت كه بايد برويد دست دشمنتان صدام را ببوسيد، بايد برويم و ببوسيم. اگر اين طور نشد، بدانيد كه ما دروغ گفتيم كه سرباز امام زمان(عج) هستيم. ما بر اين مسئله آگاهي داريم كه انواع و اقسام تحريم‌ها جامعه و نظام را فراگرفته بودند و جنگ شرايط خاص خود را مي‌طلبد. مي‌دانيم كه در انبارهاي ما و سيلوهاي ما گندمي نمانده بود و ما براي مصرف نان روزانه مردم حتي گندم نداشتيم. در آن شرايط كه شرايط بدي هم نبود، يعني تقريباً تمام خواسته‌هاي ما در سازمان ملل لحاظ شده بود، حضرت امام(ره) پذيرش قطعنامه را پذيرفت و نمي‌توان گفت مسائلي كه در دهه ۷۰ اتفاق افتاد، نشانگر اين بود كه صددرصد به خاطر خودشان بود كه آن گزارش‌ها را به امام دادند و جنگ را پايان دادند. اين مسئله را نبايد يادمان برود كه هرچند پذيرش براي امام همچون جام زهر بود اما حضرت روح‌الله براي هواي نفس خود كه تصميم نمي‌گرفت. امام(ره) بر مبناي يك مسئوليت الهي كه گردنش بود و آن را يك تكليف مي‌دانست تصميمات را اتخاذ مي‌كرد. او در خدمت اسلام بود و براي خدمت به اسلام و مسلمانان و براساس همين تكليف الهي جنگ را روزي ادامه داد و روزي پايان داد. ما بايد با اين ديد به اين مسئله نگاه كنيم. 

بعد از رحلت حضرت امام (ره) هم توانستيد همين روحيه را حفظ كنيد؟ 

وقتي ما به عمق بيانات حضرت آقا كه در مورد عبرت‌هاي عاشورا در لشكر ۲۷ حضرت رسول(ص) بيان شده دقت مي‌كنيم، اين قضيه براي ما روشن و هضم اين داستان براي ما راحت مي‌شود. شرايطي كه در دهه ۷۰ به وجود آمد ناشي از طرز تفكر و نگرش اشتباهي بود كه آقايان از اسلام و انقلاب داشتند و كشور هم لطمات زيادي را كه در برخي موارد جبران‌ناپذير هم بود، متوجه نشد. لكن با تمام اين صحبت‌ها و بروز و وجود مشكلات گوناگون، حضرت آقا نگذاشت كه انقلاب از مسير اصلي خود منحرف شود. با اينكه افراد صاحب نفوذي در اين مسائل نقش اصلي و تعيين‌كننده‌اي داشتند اما باز هم اين ولي‌فقيه بوده است كه حكم او و خط‌دهي و روشنگري او، حرف اول و آخر را در سرزمين اسلامي و انقلاب چون ايران با اين ملت مي‌زند و زده است. 

چمران و متوسليان‌ها با نبود امكانات، درگير مي‌شدند و غنيمت مي‌گرفتند. با غنيمت به دست آمده عليه دشمن عمليات مي‌كردند. اين شجاعت كه برآمده از يك توكل و توسل بود و در بيشتر مواقع منتهي به يك نبوغ و ابتكارات عجيب مي‌شد ريشه در كجاي زندگي آنها داشت؟ 

ويژگي آن بچه‌هايي كه با دست خالي به پيكار و مقابله دشمن تا بن دندان مسلح رفتند، عشق به امام و عشق به اسلام ناب بود. ما هدف‌گذاري‌هايمان را بايد ببينيم چگونه است. وقتي هدف ما نجات اسلام و دفاع از دين و انقلاب كه بنيان آن را اسلام و ولي فقيه زمان تشكيل داده است، آن وقت دفاع از ميهن و خاك و وطن و.... ذيل آن قرار مي‌گيرد مثالي كه مي‌گويند چون كه ۱۰۰ آيد ۹۰ هم پيش ماست. اگر ما اهداف را اينطور بلند بگيريم و بگوييم كه در حال حاضر ما در حال دفاع از تماميت اسلام و انقلاب اسلامي‌مان هستيم، همانطور كه متوسليان هدف‌گذاري كرد و همانگونه كه چمران هدف‌گذاري كرد و مطمئناً بر همين مبنا بوده‌اند، آن وقت با دست خالي هم به جنگ دشمن مي‌رويم. چون جنگ خود را يك جنگ سخت ميان دو قوا در يك ميدان نمي‌بينيم، بلكه جنگ خود را يك جنگ اعتقادي و ديني مي‌بينيم و آن را زيرمجموعه‌اي از عاشورا و همانند عاشورا مي‌دانيم و در نتيجه همانطور مي‌جنگيم. ولي وقتي اهداف كوچك را براي خود قرار مي‌دهيم، نتيجه‌‌اش هم مشخص مي‌شود. هنگامي كه خدا بر مبناي آيه قرآن كريم جهاد ما را تا هنگامي قرار داده كه فتنه در جهان است همه چيز و همه ابعاد و همه چگونگي‌هاي جنگ ما مشخص است. 

اگر اينطور نگاه كرديم چمران و متوسليان و امثالهم را به راحتي درك مي‌كنيم و اگر درست الگوپذيري داشته باشيم همانند آنها مي‌شويم. در حال حاضر هم همينطور است. اگر به اين مطلب برسيم كه تمام كفر در برابر تمام اسلام قرار گرفته، ديگر اين همه حاشيه نخواهيم داشت. ويژگي آنها شناخت اسلام و هدف‌گذاري مناسب براي دفاع از اسلام بود. آنها هنگامي كه مي‌گفتند اسلام، اين اسلام انقلاب و رهبر و ولي امر ميهن و ملت مسلمان و... همه و همه را شامل مي‌شد. ان‌شاءالله ما هم بتوانيم مانند چمران، مانند احمد متوسليان در راه ولايت براي اجراي دستورات ولايت و دفاع از تماميت اسلام و مسلمين كه ملت ايران هم جزو آن هست، كه خاك ايران هم زيرمجموعه‌اي از آن هست عمل كنيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار