کد خبر: 491652
تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۵
هواپيماهاي ساخت جمهوري اسلامي ايران/
مجيد ميرزا اسكندري

اينك نيز به بررسي بخشي از توانايي‌هاي نظامي كشورمان در زمينه ساخت هواپيماهاي نظامي مي‌پردازيم كه تقديم حضورتان مي‌شود.

نيروي هوايي ايران در زمان طاغوت 

نيروي هوايي شاهنشاهي ايران در اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي (۵۰ شمسي) با خريد انواعي از هواپيماهاي جنگنده به بزرگترين قدرت هوايي منطقه خاورميانه تبديل شد. دكترين امريكا كه توسط دولت جمهوريخواه نيكسون اداره مي‌شد، همواره ايران را به عنوان يك دوست و متحد و حافظ منافع ايالات متحده امريكا در منطقه‌ استراتژيك و ژئوپلتيك خليج‌فارس و خاورميانه به حساب مي‌آورد. بر اساس اين سياست حزب حاكم امريكا همراه با كنگره ‌اين كشور داشتن هرگونه تسليحات پيشرفته و فوق مدرن براي ارتش شاهنشاهي ايران را مجاز مي‌دانست. 

لذا بر مبناي اين سياست سيل فروش تسليحات به ايران از طرف ايالات متحده در دستور كار قرار گرفته بود كه البته منافعي چندگانه براي كشور فروشنده به بار مي‌آورد. از طرفي شركت‌هاي تسليحاتي ايالات متحده با فروش بالاي خود به ايران چرخ صنايع نظامي و اقتصادي خود را به گردش در مي‌آوردند و از سوي ديگر تمام اين كمپاني‌ها با مشتري ثروتمند و خوش حسابي مانند ايران روبه‌رو بودند كه مي‌توانستند با خيال راحت، از بازگشت سود خود اطمينان حاصل كنند. 

اين مشتري خوش حساب نه تنها حساب‌هاي خود را در رابطه با خريدهاي تسليحاتي به وقت تسويه مي‌نمود بلكه در آنجا كه اين كمپاني‌ها با معضلات مالي مواجه مي‌شدند اين مشتري ثروتمند اقدام به اعطاي وام و پيش پرداخت به اين شركت‌ها به طور مستقيم مي‌نمود. (ماجراي خريد و سفارش ۸۰ فروند جنگنده فوق مدرن اف ۱۴ تامكت ساخت كمپاني گرومن از همين دست اقدامات دولت شاهنشاهي ايران است كه در كتاب «بازار اسلحه» به نگارش «آنتوني سامسون» و ترجمه «فضل‌الله نيك آئين» از انتشارات «امير كبير» و در بخش «تسليح شاه» يا خريدهاي تسليحاتي ايران از صفحه ۲۷۶ الي ۲۸۵ به طور مشروح و مبسوط به آن اشاره شده است). 

به هرحال نيروي هوايي ايران با دريافت جنگنده‌ها و هواپيماهاي نظامي به درجه‌اي رسيده بود كه هيچ يك از كشورهاي منطقه قادر نبودند به چنين پايه‌اي دست يابند و اين به دو جهت بود؛ اولاً اينكه دولت امريكا بنا به سياست‌هاي خود به هيچ يك از اين دولت‌ها به عنوان مشتريان تسليحاتي روي خوش نشان نمي‌داد و ثانياً قيمت اين تسليحات مدرن با چنين حجم بالايي ارقامي نجومي را پديد مي‌آورد كه از توانايي بسياري از اين دولت‌ها خارج بود. 

از اين رو نيروي هوايي شاهنشاهي ايران طيف متنوع و وسيعي از هواپيماهاي به روز دنيا را در اختيار گرفته بود كه از آن جمله مي‌توان به جنگنده‌هاي اف ۵- فريدوم فايتر/تايگر ساخت نورروپ، جنگنده بمب‌افكن‌هاي اف ۴ فانتوم ساخت مك دانل داگلاس، جنگنده و سوپر رهگير اف ۱۴ تامكت ساخت گرومن (اين جنگنده در زمان ساخت به تكنولوژي فراتر از زمان خود مجهز بود و جنگ افزار و سامانه‌ مدرن الكترونيك و راداري آن بيش از سه دهه همچنان بي‌رقيب باقي ماند) اف ۱۴ مجهز به رادار و سامانه كنترل آتش فوق مدرن (AN/AWG۹) ساخت هيوز و موشك فوق پيشرفته phoenix AIM- ۵۴ با ۹۰ مايل برد با سرعتي معادل ۲/۴ ماخ بود كه سلاح اختصاصي اين جنگنده محسوب مي‌شد. چنين سلاحي قادر بود بدون رؤيت هدف از فاصله ‌دور حتي سريع‌ترين جنگنده‌هاي روز دنيا مانند ميگ ۲۵ را ساقط نمايد. 

سامانه كنترل آتش(fire control system) نصب شده در آن همراه با رادار فوق پيشرفته اين جنگنده (AN/AWG۹) ساخت كمپاني هيوز با بردي معادل ۳۷۰ كيلومتر مي‌توانست جنگنده‌هاي دشمن را از فاصله دور مورد هدف قرار دهد. چنانچه در جنگ ايران و عراق، ايران به علت برد بالاي رادار اين جنگنده از آن به عنوان يك هواپيماي رهگير و همچنين گشتي پيش اخطار پرنده استفاده مي‌كرد. توجه كنيد بسياري از جنگنده‌هاي هم عصر اف ۱۴ تامكت از امكانات الكترونيك و راداري و توانايي و بردي به مراتب كمتر از رادار اين جنگنده برخوردار بودند و حتي برخي از جنگنده‌هاي روسي ارتش عراق در آن زمان حتي فاقد رادار بودند و براي ناوبري و شناسايي تهديدات و جنگنده‌هاي حريف كاملاً متكي به رادار و فرماندهي ناوبري مستقر در زمين بودند اين به آن معنا بود كه بسياري از جنگنده‌هاي عراقي حتي قبل از كشف و آگاهي از وجود جنگنده‌اي به نام اف ۱۴ (تامكت) مقابل خود توسط موشك فوق مدرن phoenix AIM- ۵۴ سرنگون مي‌شدند. 

جنگنده تامكت سلاح مرگباري بود كه نامش حدود سه دهه به عنوان برترين رهگير جهان بر سر زبان‌ها بود. لازم به توضيح است كه به همين دلايل فني ايالات متحده پس از صدور اف ۱۴ تامكت به ايران صادرات اين هواپيما را قطع نمود و تنها كشور ايران به غير از نيروي هوايي و دريايي ايالات متحده از آن بهره‌مند هستند. گذشته از جنگنده‌هاي ذكر شده نيروي هوايي ايران همراه با ناوگاني از هواپيماهاي C- ۱۳۰ هركولس ساخت لاكهيد مارتين و تانكرهاي سوخت K- ۱۳۵ يا همان مدل تانكر سوخت‌رسان بوئينگ ۷۰۷ همراه با هواپيماهاي گشت برد بلند P- ۳ اريون تنها بخشي از اين نيرو را تشكيل مي‌دادند.
اما موضوع به همين جا ختم نمي‌شد، شاه ايران كه شيفته تسليحات مدرن بود و به گفته بعضي منابع مذاكره‌كننده با او در اين خصوص اطلاعات نظامي و تسليحاتي‌اش راجع به محصولات ساخت ايالات متحده از خود آنها كمتر نبود، در اواخر عمر سلطنتش قرارداد خريد ۳۰۰ فروند جنگنده- بمب افكن كلاسيك اف ۱۶ فالكوم (قوش) را با كمپاني جنرال دايناميكز امضا نمود. بنا بر اين قرارداد پيش پرداختي چند ميليارد دلاري نيز به شركت جنرال دايناميكز داده شد و مقرر بود تا كمپاني جنرال دايناميكز جنگنده‌هاي مذكور را در دو پارتي ۱۶۰ و ۱۴۰ فروندي به ترتيب در اختيار نيروي هوايي ايران قرار دهد.
 
قراردادي كه هرگز اجرا نشد. مضاف بر اين موافقت اصولي فروش جنگنده مدرن اف ۱۸ هورنت ساخت كمپاني مك دانل داگلاس نيز بين طرفين به عمل آمده بود كه در حد همان موافقت اصولي باقي ماند و محقق نگرديد. مي‌توان تصور كرد اگر خريدهاي تسليحاتي ايران به همين ترتيب ادامه مي‌يافت و محقق مي‌شد در آينده با وقوع انقلاب تا چه اندازه ايران با رويكرد ضد امريكايي خود براي آينده غرب خطر بزرگ‌تري محسوب مي‌شد. وقوع انقلاب بهمن۱۳۵۷ (فوريه ۱۹۷۹) و قطع روابط سياسي- اقتصادي ايران و امريكا پس از آبان ۱۳۵۸ موجب شد تا با تحريم ايران توسط امريكا دارايي‌هاي ايران از جمله پيش پرداخت قرارداد خريد اف ۱۶ و قطعات اين سفارش توسط دولت امريكا توقيف شود و هرگز اين هواپيماها به ايران ارسال نشد. 

پس از تحريم نظامي- اقتصادي ايران توسط امريكا و شروع جنگ تحميلي توسط دولت بعث عراق در ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ ارتش ايران كه تا اندازه‌اي دچار تنش‌هاي سازماني و پرسنلي شده بود به سرعت به ترميم خود پرداخت. نيروي هوايي ايران نيز از اين قاعده مستثني نبود. با شروع جنگ در ابتدا نيروي هوايي با اتكا به مهمات ذخيره خود نسبتاً وضعيت بهتري نسبت به ديگر قواي مسلح داشت مضاف بر اينكه از خلباناني برخوردار بود كه با توجه به سطح كيفيت آموزش‌هاي تخصصي در زمره زبده‌ترين و مجرب‌ترين خلبانان جنگنده‌ جهان قرار داشتند. 

با پيشرفت جنگ و طولاني‌تر شدن آن نيروي هوايي ايران كه در تحريم تسليحاتي و قطعات يدكي به سر مي‌برد با مشكلات و چالش‌هاي عديده‌اي جهت پشتيباني هواپيماها و تجهيزات خود مواجه شد. لكن اين نقيصه را با روي آوردن به ساخت بعضي قطعات مورد مصرف خود تا اندازه‌اي جبران كرد اما در مقابل ماشين جنگي عراق پس از هر آسيب جزئي يا كلي، توسط كشورهاي بزرگ صادركننده تسليحات مانند فرانسه و روسيه دوباره ترميم مي‌شد؛ ولي تا آخر اين كشاكش نظامي در سال ۶۷ برتري تاكتيكي و خلاقيت‌هاي نظامي همواره در دست خلبانان ايراني باقي ماند. 

پس از جنگ تحميلي بسياري از جنگنده‌ها‌ي ايران آسيب ديده يا مستهلك شده بودند و با وجود تحريم‌ها توسط امريكا هنوز مشكل تأمين قطعات آنها بر قوت خود باقي بود. به همين سبب نيروي هوايي ايران متشكل از سپاه و ارتش براي به روز كردن خود به خريد از كشورهايي روي آوردند كه در حالت تحريم اقتصادي نسبت به ايران قرار نداشتند. خريد ميگ ۲۹ از روسيه و جنگنده‌هايي مانند اف۷ ساخت چين (توضيح اينكه جنگنده‌ اف ۷ همان ميگ ۲۱ فيش بد است كه در جمهوري خلق چين تحت ليسانس روسيه توليد مي‌شود) روي آوردند. اما از سوي ديگر استراتژيست‌هاي نظامي كشورمان به فكر ساخت جنگنده‌هاي بومي در ايران افتادند كه سه جنگنده «شفق»، «صاعقه» و «آذرخش» محصول اين رويكرد در جهت پيش گرفتن راهبرد خودكفايي در اين زمينه است كه به تفصيل به آن خواهيم پرداخت. 

جنگنده پنهانكار شفق
مطالعه و پژوهش براي ساخت جنگنده شفق از سال ۱۳۸۳ (۲۰۰۴ ميلادي) آغاز شد و نمونه آزمايشي اين جنگنده در يك پايگاه مخفي نيروي هوايي بارها به آزمايش درآمد. طرح ساخت اين جنگنده زير نظر دانشگاه هوا فضاي مالك اشتر دنبال مي‌شد. اين دانشگاه ابتدا با جلب همكاري دو شركت سوخو (sukhoi) و ميگويان گرويچ (MIKOYAN- GUREVICH) به توسعه طرح شفق پرداخت و امتياز قطعاتي براي نصب در هواپيماي شفق نيز از آنها گرفت. پيش‌فرض آلات دقيق و اويونيك شفق كه در كابين خلبان (كاكپيت) شفق مي‌توان مشاهده كرد نمونه‌هايي روسي از تجهيزات الكترونيك هستند. در نيمه راه توسعه و ساخت شفق به لحاظ فشارهاي امريكا به روسيه در زمينه فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران اين دو شركت خود را از مساعدت به اين طرح كنار كشيدند و ادامه تحقيقات و ساخت اين جنگنده با مديريت راهبردي متخصصان داخلي و نخبگان دانشگاهي ايران انجام گرفت. با نگاهي به شفق مي‌توان دريافت كه طراحان اين جنگنده به رادار گريزي و پنهانكاري آن توجه ويژه‌اي داشته‌اند. بدنه دوكي شكل و بال‌هايي با زاويه باز، سكان‌هاي عمودي زاويه‌دار براي كاهش سطح مقطع راداري (RCS- radar cross section) و خروجي اگزوز پنهان شده مانند جنگنده رپتور اف۲۲ همه نشانگر اين است كه شفق به عنوان يك جنگنده رادار گريز و پنهانكار (Stealth) با توان عملياتي بالا طراحي و ساخته شده است. علاوه بر اين ظاهراً شفق از پوشش بدنه مواد جاذب امواج رادار(Radar Absorbing Materials) بهره مي‌برد كه برد كشف و سطح مقطع راداري (RCS- radar cross section) آن را به حداقل ممكن تقليل مي‌دهد. 

بسياري از كارشناسان نظامي و هوايي جهان شفق را در رديف مأموريتي هواپيماهاي جنگنده مانند MiG- I- ۲۰۰۰ يا sukhoi- T ۵۰ و جنگنده F- ۲۲ raptor قرار مي‌دهند. شفق داراي هفت جايگاه براي حمل تسليحات مختلف است. نوع سازه به كار رفته به شكل مناسبي اجازه حمل انواع بمب و موشك‌هاي هوا به هوا و هوا به زمين و همچنين انواع بمب با هدايت ليزري را به اين جنگنده‌ پنهانكار مي‌دهد. در زير هر بال سه جايگاه حمل موشك و مهمات و يك جايگاه نيز در زير و وسط بدنه قرار داده شده است. اين جنگنده قادر به شليك موشك اسپارو AIM- ۷ Sparrow از دسته ضد رادار(HARM- High- speed Anti- Radiation Missile) و موشك كوتاه برد حرارتي سايدويندر AIM- ۹ Sidewinder و نيز موشك‌هاي نسل R روسي از قبيل R- ۷۳ و R- ۷۷ و نيز موشك‌هاي KH- ۲۹ و KH- ۳۱ به همراه موشك هدايت تلويزيوني (AGM)- ۶۵ ماوريك است كه توانايي ويژه‌اي به اين جنگنده پنهانكار در نبردهاي چند منظوره مي‌دهد. همچنين استفاده نمايشگرهاي سه‌گانه و چندكاره رنگي پيشرفته در كابين خلبان (كاكپيت) آن موجب شده تا در جنگنده از نمايشگرهاي آنالوگ كمتر استفاده شود.
اين نمايشگرها كه به صورت رديف و در كنار هم قرار دارند وظايفي از قبيل كنترل صفحه رادار براي رهگيري پرنده‌هاي مشكوك، مديريت تسليحات موجود در جنگنده (fire control system) كنترل سامانه‌هاي ضد جنگ الكترونيك (Electronic counter- countermeasures- ECCM) و جنگ الكترونيكElectronic Counter Measures) (ECM) و نيز سيستم هدايت و كنترل شليك انواع موشك‌ها و بمب‌هاي هدايت راداري يا ليزري را به اين جنگنده داده است. 

در طراحي اين جنگنده پنهانكار به راحتي خلبان نيز توجه ويژه‌اي شده است، به همين دليل مدول شيشه‌اي كابين (در كابين) بزرگي براي آن در نظر گرفته شده است و علاوه بر اين ميدان ديد خلبان داراي بهترين كارايي لازم است و كابين و جايگاه خلبان با ميدان ديد باز ساخته شده است كه در ميان جنگنده‌هاي معروف دنيا مانند اف ۲۲ قرار دارد و به همين دليل كشيدگي بيشتر شيشه كابين خلبان به سمت جلو و نيز پهناي بيشتر آن به سمت اطراف است كه بيشترين ديد ممكن را در اختيار خلبان اين جنگنده پنهانكار قرار مي‌دهد. در اين جنگنده از صندلي‌هاي پرتاب شونده K- ۳۶D ساخت روسيه نيز استفاده شده است كه بنا به تأكيد كارشناسان نظامي بهترين صندلي پرتاب موجود در جهان مي‌باشد (امريكا با صرف يك هزينه تحقيقاتي بالا در حال ساخت يك نمونه مشابه از اين صندلي پرتاب پيشرفته براي جايگزيني آن با صندلي‌هاي پرتاب اف ۲۲ و اف ۳۵ است.) 

شفق از دو موتور RD- ۳۳ كليموف ساخت روسيه بهره مي‌برد (اين موتور همان موتور قدرتمندي است كه در جنگنده ميگ ۲۹، ساخت ميگويان گرويچ از آن استفاده شده و ميگ ۲۹ به واسطه آن قدرت انجام مانورهاي غيرمعمول مانند حركت كبري را دارد) كه به شفق اجازه مي‌دهد به سرعتي حدود ۲ ماخ (۲ برابر صوت) دست يابد. وزن خالي اين جنگنده حدود ۵ تن است كه در رديف جنگنده‌هاي سبك دنيا قرار مي‌گيرد و همين امر به چابكي و چالاكي و مانور پذيري اين هواپيما مي‌افزايد. شفق را مي‌توان از حيث مأموريت، وزن و قابليت‌هاي عملياتي در رديف هواپيماي پنهانكار F- ۱۱۷ Nighthawk ساخت كمپاني لاكهيد مارتين قرار داد. رادار اين جنگنده با اقتباسي از رادار پيشرفته (AN/AWG۹ )كه روي هواپيماي اف ۱۴ تامكت نصب شده است ساخته شده و هنوز اطلاعات دقيقي از قابليت‌هاي رادار اين جنگنده در دست نيست. از ديگر خصوصيات برجسته شفق مي‌توان به طراح آيروديناميكي و سرعت مافوق صوت آن كه تا دو برابر سرعت صوت (۲ ماخ) است اشاره كرد. در طراحي شفق مساحت ريشه بال‌ها بسيار بيشتر از نوك بال است. (بال‌هاي قيفي شكل: اين نوع شكل بال از پايداري نسبتاً خوبي نسبت به باله‌هاي دلتا شكل در سرعت‌هاي پايين و بالا برخوردار است) و اين موضوع باعث مي‌شود تا جنگنده شفق در نبرد‌هاي هوايي تن به تن (داگ فايت) قادر باشد به سرعت زاويه حمله خود را به سوي هدف تغيير دهد. همچنين به واسطه طراحي ويژه بدنه آن توانايي پيچش، غلتش و قابليت مانورپذيري شفق تا حد زيادي افزايش يافته و آن را به جنگنده‌اي براي استفاده در موقعيت‌هاي خاص تبديل كرده است. كارشناسان در مورد شفق به گمانه‌زني‌هايي پرداخته‌اند از جمله اينكه جنگنده شفق از توانايي پرواز در ارتفاع پايين نيز به خوبي برخوردار است و از لحاظ اويونيك يا سيستم‌هاي الكترونيك پروازي نيز بسيار پيشرفته مي‌باشد. 

به نگاهي كلي شفق را مي‌توان جزو معدود جنگنده‌هايي در جهان دانست كه از سازگاري سامانه تسليحات روسي و امريكايي به خوبي بهره مي‌برد يعني هم در مواقع لزوم مي‌تواند از مهمات امريكايي استفاده كند هم تسليحات روسي و احتمالاً بر اساس مأموريت محوله قادر خواهد بود تركيبي از اين تسليحات را در جايگاه‌هاي حمل مهمات خود حمل نمايد. ايران با طراحي و ساخت شفق پا به عرصه كشورهاي معدود طراح و سازنده جهان گذاشته است، اگر ساخت اين جنگنده را از اولين گام‌هاي اين مقوله به شمار آوريم يقيناً گام‌هاي بعدي با مديريت و تكنولوژي به روز شده جهان بلندتر و محكم‌تر توسط سازندگان هواپيماهاي نظامي برداشته خواهد شد. 

مشخصات فني جنگنده شفق 

خدمه: يك يا دو
طول: ۸۴/۱۰ متر (۵۶/۳۵ فوت)
پهناي بال: ۴۵/۱۰ متر (۱۸/۳۴ فوت)
ارتفاع: ۲۶/۴ متر (۹۷/۱۳ فوت)
وزن خالي: ۳۶۱/۴ كيلوگرم (۴/۹۶۱۴ پوند)
بيشينه وزن برخاست: ۹۰۰/۶ كيلوگرم (۹/۲۱۱/۱۵ پوند) 

عملكرد 

سرعت بيشينه: حدود ۲ ماخ (۲۳۰۰ كيلومتر بر ساعت) (۷۵۰ مايل بر ساعت)
سرعت پيمايش يا ترانسپورت: حدود ۱ ماخ (۱۵۰/۱ كيلومتر بر ساعت)
سقف پروازي: ۷۸۰/۱۶ متر (۰۴۰/۵۵ فوت)
سرعت اوج‌گيري: ۱۱۰ متر بر ثانيه (۲۱۶۵۰ فوت بر دقيقه)
داراي صندلي پرتاب‌شونده K- ۳۶D 

تسليحات


موشك‌هاي هوا به هوا: آ‌اي ام- ۹ سايدويندر- آ‌اي ام- ۷ اسپارو- ويمپل آر- ۷۷- ويمپل آر- ۷۳
موشك هوا به سطح: اي‌جي‌ام- ۶۵ ماوريك- كا- اچ- ۲۹- كا- اچ- ۳۱
موتور: داراي دو موتور آر دي ۳۳- ساخت كليموف روسيه- مجهز به پس.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار