
وقتي شنيديم كه نيكي كريمي بازيگر ميانسال سينماي ايران يك بار ديگر سوژه خبرها شده است و قصد دارد فيلمي درباره سينماي اين سرزمين بسازد هم كنجكاو شديم و هم متعجب، تعجب از اين بابت كه فوتبال را بيشتر ورزشي مردانه و با نگاهي تقريباً خشن ميدانستيم و انتظار داشتيم حداقل يك مرد پيدا شود در اين عرصه پا بگذارد و از اينكه اثر بانوي بازيگر دهه ۶۰ سرانجام چه خواهد بود و چه محتوايي خواهد داشت كنجكاو، البته خبرها به همين جا محدود نشد زيرا هر وقت كه نيكي كريمي سراغ تيمي ميرفت، گروه خبرنگاران از رسانههاي مختلف از زمين و آسمان او را همراهي ميكردند و او هم هر دفعه مزون لباس در زمين چمن راه انداخته بود و با لباس وآرايش و سروشكل جديدي ظاهر ميشد. جنجالهاي فوتبالي خانم كريمي آنقدر بوده كه جنجال رسانهاي درآغوش كشيدن استادش برايمان كمي تعجب برانگيز شد چراكه وي نياز چنداني براي تيتر شدن اسمش در صفحات خبري روزنامهها ندارد.
رونمايي فيلم و پوستر «روزي روزگاري فوتبال با نيكي كريمي»! تا حدي پاسخ به شبهات و كنجكاويهاي ذهني ما را داد زيرا در پوستري كه از فيلم او منتشر شد با توجه به اسم و محتواي فيلم انتظار ميرفت تصاوير تيمهاي مطرح فوتبال يا اسطورههاي فوتبالي وجود داشته باشد اما تنها تصوير مهدي مهدويكيا با مشتي گره كرده در پايين پوستر ديده ميشد درحاليكه بالاي آن پوستر يا بهتر بگوييم بخش اعظم پوستر، چهره منقش شده خود او با لبخندي مليح جلوهنمايي ميكرد؛ تصويري كه انسان را به ياد فيلمعروس ميانداخت، بهخصوص اينكه او به همان شيوه، تور دروازه را گرفته و به مخاطب نگاه ميكند. در اين ميان تيتر فيلم، يعني روزي روزگاري فوتبال با نيكي كريمي خودنمايي داشت. انگار اين خانم بازيگر كارشناس، مربي و پيشكسوت عرصه فوتبال بوده است. تا آنجا كه يادمان ميآيد در خبرهاي تبليغ و معرفي فيلم، هرچه بود حرف از روزي روزگاري فوتبال بود نه روزي روزگاري نيكي كريمي! حالا شايد راحتتر بشود فهميد كه منظور از اصطلاح هنر براي هنر يعني چه؟ يعني هنر وسيلهاي است براي اينكه فردي جلوي دوربين هنرنمايي كند و خودي نشان دهد و البته هرچه هست بهانه است چه فوتبال و چه تاريخ آن و چه دعواي سرخابيها، زيرا خانم بازيگر ما در نشست خبري و رونمايي از پوستر فيلم بيشتر انگار براي معرفي سبكآرايشي خود آمده بود تا بيان كار فيلمسازياش در حوزه فوتبال!
اين بازيگر سينمايي كه اخيراً وارد دنياي فيلمسازي و كارگرداني هم شده است، انگار هنوز هم در توهم نقش خود در فيلم «دموكراسي تو روز روشن» قرار دارد كه با رونمايي از اين اثر، شاهكار جديدي به فوتبال بيمار كشور هديه داده است و انگار فوتبال اين روزها پاتوقي شده براي ميلياردر شدن و چهره شدن هركس كه اين ضعف مسلم مسئولان ورزشي بهخصوص فوتبال ماست، هرچند عليالظاهر بايد بنشينيم و منتظر شيرينكاريهاي بعدي اين بازيگر خانم باشيم.
اما اي كاش در اين عرصه مهم، مديريتي جامع و مانع وجود داشت و به اندازه ارزني دلسوزي فرهنگي تا تمام امكانات رسانهاي بسيج نشوند كه با يك فيلم، فيل خانم بازيگر ياد هندوستان كند و به ياد جواني، خودنمايي كرده و همه را محسور دستورات خود نمايد.