کد خبر: 489885
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
گفت‌وگوي «جوان» باپروفسور يحيي علوي(كريستين بونو)
معصومه طاهري
همواره ميل به آشنايي با اديان شرقي در وجود او بود، از اين رو به مطالعه آثار موجود در اين زمينه و به سفرهاي متعدد به اسپانيا، مراكش، ايتاليا، بلژيك، هلند، آلمان و. . . پرداخت. وي با آثار رنه گنون فيلسوف مسلمان فرانسوي آشنايي پيدا كرد و تحت تأثيرآثار او سال ۱۹۷۹ به دين اسلام مشرف شد، پس از آن در رشته زبان و ادبيات عرب و اسلام‌شناسي به تحصيل پرداخت، آنجا بود كه در دانشگاه با آثار هانري كربن كه عرفان شيعي را به غرب شناسانده بود آشنا شد. با راهنمايي‌هاي احمد حمپاته– عارف آفريقايي و از رؤساي سلسله تيجانيه به مذهب شيعه مشرف شد و نام خود را يحيي علوي نهاد. بونو سال ۱۹۸۷ مدرك پروفسور اگرژه را اخذ نمود. رساله دكتري «الهيات در آثار فلسفي و عرفاني امام خميني» او در دانشگاه سوربن به‌عنوان پژوهش سال برگزيده شد. وي براي تدوين رساله خود ازسال ۱۹۹۱به ايران آمد و مدت هفت سال از محضر مرحوم آيت‌الله آشتياني در مشهد، در زمينه فلسفه وعرفان اسلامي كسب فيض نمود. پروفسور بونو به فارسي تسلط خوبي دارد، فرصتي پيش آمد تا با ايشان گفت‌وگويي داشته باشيم.

چه مسيري براي مسلمان شدن طي كرديد؟ 

از نوجواني همواره درجست‌وجوي معنويت بودم، ابتدا به مسيحيت روي آوردم ولي چيزي كه مرا راضي كند، نيافتم. وجود يك‌سري تناقضات ميان روحيه‌ انجيل و رفتار مردم مسيحي كليساهاي مسيحي خصوصاً كليساي كاتوليك، مرا از اين دين دور مي‌كرد. به‌دليل نيافتن مطلوب خود درمسيحيت از آن كاملاً روي برگردان شده و به حركت هيپي گرويدم. طرفداران اين حركت افرادي بودند كه با پشت كردن به تمدن غرب مدرن، دنبال يك گمشده مي‌گشتند. بعد ازمطالعه كتاب‌هاي گنون تصميم گرفتم يك دوره كامل زبان عربي ياد بگيرم، به‌همين خاطر راهي تونس شدم. در تونس مي‌گفتم مسلمان هستم اما شهادتين نگفته بودم حتي نمازهم نمي‌خواندم، فقط به خدا و پيامبراسلام (ص) اعتقاد داشتم. در دانشگاه فرانسه با مسلمانان شمال آفريقا كه در دانشگاه بودند آشنا شدم، آنها از من پرسيدند نماز بلدي؟ گفتم نه، گفتند بيا با ما نماز بخوان بعد ازآن در دسامبر ۱۹۷۸شهادتين گفتم، نماز خواندم و شرعياتم راياد گرفتم ولي ازفرق تشيع و تسنن هيچ اطلاعي نداشتم حتي انقلاب ايران را به عنوان انقلاب اسلامي نه انقلاب شيعي مي‌شناختم. همان يك‌سال اول مسلماني با توجه به مطالبي كه ازهانري كربن خوانده بودم، شيعه شدم. مواظب بودم در دانشگاه به عنوان شيعه شناخته نشوم، چون حساسيت وجود داشت، البته اين را هم بگويم كه شيعه شدن مهم نيست، چون مي‌تواند به هر دليل سطحي اتفاق بيفتد، مثلاً يك احساس يا اتفاق يا از طريق والدين و. . . اما معتقدم بحث مهم شيعه ماندن است كه اين يك نگاه ثبت شده عاشقانه است. 

چطور شد كه با امام خميني(ره) آشنا شديد؟ 

بين فوق‌ ليسانس و دكتري من فاصله افتاد دراين ميان مسابقه‌اي بود به اسم «اگرگاسيون» براي تدريس در بالاترين سطح دانشگاه در اين رقابت نمره مهم نيست و خيلي هم سخت‌تر از دكتري است، مثلاً اگر دوكرسي وجود داشته باشد بايد حتماً جزو دو نفر اول بشوم، دوبار دراين رقابت شركت كردم. براي شركت دراين آزمون با يك كتابفروش شيعه از جنوب لبنان آشنا شدم كه براي سوربن كتاب تهيه مي‌كرد، يك‌بار به من گفت دو كتاب از امام خميني برايم آورده يكي «مصباح‌الهدايه الي خلافه الولايه» و ديگري «شرح دعاي سحر»، ديدم كتاب‌ها عرفاني و فلسفي است، برايم جالب بود چون تا قبل ازآن دركتاب كلود عداس كه درباره زندگي‌نامه ابن‌عربي نوشته شده و گفته شده امام مانند سلفي‌ها و وهابي‌ها، عرفان و فلسفه را كفر مي‌دانند و اين ذهنيت غلط هنوز هم در مورد ايشان وجود دارد، به همين خاطرهم جلوي چاپ تز دكتري من را گرفتند. اين دو كتاب امام روي من خيلي اثر گذاشت، لذا تصميم گرفتم درباره چهره تحريف شده امام خميني(ره) بنويسم كم‌كم دريافتم اديان مختلف اصالت ندارند تنها يك دين است كه اصالت دارد آن هم اسلام شيعي است و اديان ديگر از اين دين خود را نشأت گرفته‌اند، دين يكي است چون خدا يكي است و تنها هدف آن انسان شدن است. 

در عرصه رسانه‌هاي برون‌مرزي صداوسيما به عنوان مبلغ مذهبي مباحث ديني چه فعاليت‌هايي داريد؟ 

در اين برنامه‌هاي رسانه‌اي ترجمه‌ ادعيه و مباحث تفسيري را به زبان فرانسوي ارائه مي‌دهم زيرا معتقدم ما بايد بتوانيم حجابي كه برچهره‌ اسلام در رسانه‌هاي غربي كشيده شده است را بزداييم و سيماي ناب آن را عرضه كنيم. همواره سعي كرده‌ام معارف اسلامي را به ديگران برسانم آنان نيزخيلي استقبال كردند و هم اكنون نيز مانند من مسلمان هستند. 

به نظر شما با وجود اتفاقات اخير در جهان، وظيفه‌ خطير مسلمانان در عصر حاضر چيست؟ 

وظيفه مهمي به دوش داريم، نبايد فرصت‌ها را بسوزانيم بايد بتوانيم ازشرايط ويژه‌اي كه دركشورهاي اسلامي مثل ايران و لبنان وعراق پيش آمده، استفاده لازم را كنيم. امروزبزرگ‌ترين خطر اسلام ازجانب خود مسلمانان است،چرا كه اختلاف دروني مسلمان و تبديل آنان به طوايف و فرقه‌هاي مختلف موجب ضعف قدرت مسلمانان است، بنابراين خاموش كردن اين آتش فتنه فقط در دست خود مسلمانان است بايد با درك موقعيت مهم تاريخي در رفع مشكلات، اقدام جدي كنند. جمع ميان معنويت و عقلانيت كليد حل مشكلات مردم و رمز پيروزي تبليغ اسلام درسراسر جهان است و اولويت كاربايد براين اساس تنظيم شود. 

وضعيت اسلام و مسلمانان در فرانسه چگونه است؟ 

هر روز در فرانسه زنان و مردان با داشتن فرهنگ غربى و مذهب مسيحى به اسلام مى‌گروند و در ميان توده‌هاى عظيمى كه هر روز درمساجد گرد هم مى‌آيند، هركس مى‌تواند شاهد حضور تعداد زيادى از مردم باشد كه درصفوف مرتب، نماز مى‌خوانند و ازهمه مهم‌تر اينكه هر روزه نومسلمانان تحت تعاليم قرآن قرار مى‌گيرند، فارغ از اينكه اين نوگروندگان پس از اسلام آوردن به دليل محيطى كه درآن قرار دارند به مذهب بر حق شيعه مى‌گروند. به‌طورمتوسط روزانه ۱۰ نفر در پاريس به اسلام مى‌گروند و تاكنون حداقل ۴۰۰ هزارنفر در فرانسه مسلمان شده‌اند از جمله علل شيفتگى فرانسويان به اسلام گرايش به يك جست وجوى اخلاقى در برابر زوال ارزش‌هاى غربى است زيرا اسلام به زندگى روزمره يك مفهوم مقدس مى‌بخشد و همچون چراغ راهنمايى جلوه‌گرى مى‌كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار