کد خبر: 489179
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۲۳
حاشيه‌اي بر انتشار كاريكاتور روزنامه شرق
عنايت الهي
 كافي است اندكي حافظه تاريخي داشته باشيد و كمي هم ادبيات و هنر پس از انقلاب را مطالعه كرده باشيد تا بدانيد حتي در اوج سال‌هاي دفاع مقدس و زماني كه رزمندگان با «تن» به نبرد «تانك» مي‌رفتند، عده قابل‌توجهي از هنرمندان طيف روشنفكري، با بي‌توجهي و ناديده‌گرفتن حركت بزرگ و مردمي رزمندگان دفاع مقدس، در آثار و نوشته‌هايشان يا به سراغ گُل و بلبل مي‌رفتند يا در آفرينش آثار هنري درگير فرم، قالب و تكرار مكرراتي بودند كه هيچ تأثير‌ي از جامعه نگرفته بودند و حتي بعضاً به تحقير اين حركت بزرگ نيز پرداختند. در چنين شرايطي همين چهره‌هاي نسبتاً محترم تا سال‌هاي سال روي كيف، پيپ، بسته توتون و. . . چهره و تصوير «چه گوارا» را به عنوان قهرمان ملي خود ثبت مي‌كردند.
پس از پايان سال‌هاي دفاع مقدس نيز تغيير چنداني در اين نگاه رُخ نداد و منهاي تعدادي جشنواره كه صرفاً براي عده‌اي محل كسب «آب و نان» بود و هيچ ربطي هم به رزمندگان نداشت و نيز چند فيلم و سريال محدود، اين رزمندگان حتي در آثار رسمي نيز به شايستگي به تصوير كشيده نشدند. حالا اينكه روزنامه‌اي مانند شرق در كاريكاتوري اين گروه شجاع را تمسخر مي‌كند، جاي تعجب چنداني ندارد. البته اين نهايت بي‌انصافي است كه گروهي با نام هنر و آزادي بيان، رزمندگان اسلام را تمسخر كنند. حال آنكه اين قشر به واسطه برخي خصلت‌هاي فردي و انساني همچون «شجاعت» بسيار قابل احترام هستند.
امروز بعد از گذشت حدود ربع قرن از پايان دفاع مقدس، ديگر همه مي‌دانند دفاع ايران در مقابل ارتش عراق صرفاً ايستادگي گروهي سرباز در مقابل ارتشي متجاوز نبود. حجم كمك‌هاي دنيا به عراق و تجهيز لشكر نظامي اين كشور به انواع و اقسام سلاح حالا ابعادش مشخص شده و همين مسئله عمق و بزرگي شجاعت رزمندگان را نشان مي‌دهد.
كاريكاتوريست عزيز! افرادي كه شما آنها را در طرح كميك خود تمسخر كرده‌ايد، بعد از بستن پيشاني بند عازم عمليات مي‌شدند. آنها مي‌دانستند تيربار، دوشكا، بمب، تانك، گلوله مستقيم ضد هوايي، كانال‌هايي با انواع و اقسام موانع نظامي و. . . در انتظار آنهاست و در مواجهه اندام نحيف آنها با اين حجم از سلاح، ممكن است حتي استخوان‌هاي آنها نيز تكه تكه شود و هيچ‌گاه پيكر آنها هم پيدا نشود، كما اينكه تا همين امروز هم هنوز پيكر مطهر بسياري از آنها پيدا نشده است. آيا به همين يك دليل ـ شجاعت ـ نبايد به آنها احترام گذاشت؟!
شما و دوستان‌تان احتمالاً كمتر پيش آمده در موقعيت‌هاي مخاطره‌آميزي قرار بگيريد كه بتواند شباهتي به دفاع مقدس داشته باشد. با بسياري از هم‌كيشان شما هم‌كلام شده‌ام. مخاطره‌آميزترين تجربه آنها در زندگي صرفاً شركت در تجمع‌هاي پس از انتخابات سال ۸۸ بود كه چند ماه بعد و در ۲۲ بهمن سال ۸۸ با ساماندهي نيروهاي انتظامي به نقطه پايان رسيد و ديگر جنبش سبز حرف و عبارتي شد كه تنها در اينترنت و فضاهاي مجازي قابل جست و جو بود.
دوست گرامي و ناديده‌ام! در اين تجمع‌ها به دليل سازماندهي نيروهاي انتظامي كه صرفاً با ابزارهايي ساده بودند، بسياري از دوستان شما از ترس حاضر به ادامه شركت در اين تجمع‌ها نشدند، چون ممكن بود منافع آنها به خطر بيفتد و با دستگير شدن، آرامش آنها بر هم بريزد. مي‌دانم قياس مع‌الفارقي است اما چه كنم كه مهيج‌ترين و مخاطره‌آميز‌ترين تجربه طيف روشنفكري در جامعه، حضور در چنين تجمع‌هايي بوده است. حال آيا شما مي‌توانيد تصور كنيد ايستادن در مقابل ارتش نظامي صدام چه دل شيري مي‌خواهد؟ كاش فقط به احترام شجاعت اين رزمندگان از خير انتشار چنين كاريكاتوري مي‌گذشتيد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار