کد خبر: 489143
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۶:۰۰
نگاهي به روند نابسامان توليد و اجراي تئاتر در سال‌هاي اخير
رضا تهراني
اغلب افرادي كه با هنر تئاتر آشنا هستند، مي‌دانند كه اين رشته يكي از سخت‌ترين گونه‌هاي هنري است و براي رسيدن به اجراي نهايي و عمومي با كيفيت مطلوب و استاندارد، به تمرين‌هاي بسيار طولاني و طاقت‌فرسا نياز است، ضمن آنكه عوامل و موارد متعددي بايد هماهنگ و همراه شوند تا يك اثر نمايشي روي صحنه برود. 

بي‌ترديد گروهي كه يك نمايش را آماده مي‌كند، نخستين و مهم‌ترين هدفشان، ديده‌شدن نتيجه زحمات و بازخوردهاي كار از جانب جامعه تماشاگران، هنرمندان و منتقدان است، وگرنه مي‌دانيم كه تئاتر، دست‌كم در كشور ما، هنر فقيري است و هيچ هنرمندي نمي‌تواند روي درآمد آن براي امرار معاش حساب كند و از اين راه امورات زندگي خود را بگرداند، پس انگيزه ديگري جز عشق به خلق نمايش، ديده‌شدن و درخشيدن بر صحنه نمي‌تواند در گروه توليد، ايجاد انگيزه كند. با اين همه، در سال‌هاي اخير شاهد رويداد غريبي در عرصه تئاتر ايران بوده‌ايم و آن اينكه برخي از كارگردان‌ها، اعم از مشهور و گمنام، آثاري را ماه‌ها تمرين مي‌كنند و زماني كه آماده اجراي عمومي هستند، متوليان تئاتر اين مرز و بوم براي اجراي عمومي گروه‌ها سنگ‌اندازي مي‌كنند و با روانه‌كردن آنها به سالن‌هاي پرت‌افتاده و كم‌رونق يا كاستن از تعداد اجراهايشان، زحمات چندماهه گروه را ناديده مي‌گيرند و به باد مي‌دهند. مي‌توان نمونه‌هاي فراواني را براي اين مثال نام برد.
 
«از اطراف ميلاد»، «عقل دهم»، «دكلره»، «آنتيگونه»، «ددالوس و ايكاروس»، «لو»، «a+b۳»، «دختراي ننه‌دريا»، «يك صورتي كه بنفش جايگزينش شد» و... برخي از نمايش‌هايي هستند كه با اجراهاي محدود روي صحنه رفتند يا براي جبران كاهش اجراهايشان، مجبور شدند هر روز دو اجرا داشته باشند، حال آنكه گروه‌هاي اجرايي براي همين نمايش‌ها، تمرين‌هايي سخت و طولاني پشت سر گذاشته بودند. پرسش آنجاست چرا نمايش‌هايي كه از قضا آثاري در خور توجه و تقديرند و حتي در همان زمان‌هاي محدود با اقبال عمومي مواجه مي‌شوند، نبايد فرصت بيشتري براي اجرا و ديده‌شدن در اختيار داشته باشند؟ معيار ماندن يك نمايش بر صحنه چيست؟ آيا غير از اين است كه كاري بايد بتواند مخاطب خود را جذب كند؟ و زماني كه نمايش‌هاي نامبرده و نظير آنها، به چنين موفقيتي دست مي‌يابند، چرا شخصي يا نهادي از آنها حمايت و اجرايشان را تمديد نمي‌كند؟ اگر مشكل اصلي در صدور مجوز براي اجراهاي محدود، مضمون و محتواي نمايش‌هاست، پس چرا از ابتدا نمايش را در بازبيني‌ها اصلاح يا با اعلام عدم صلاحيت، رد نمي‌كنند تا مشكلات بعدي گريبانگير گروه نشود؟ به راستي چه كساني بايد پاسخگوي هزينه‌هاي تمرين، ساخت دكور، دستمزد عوامل و رفت‌وآمدشان در مدت تمرين باشند؟ آيا حذف قرارداد تيپ و واگذاري سالن و اجرا منوط به قرارداد گيشه، مي‌تواند هزينه‌هاي مادي و معنوي يك نمايش را با زمان اجرايي يك هفته تا ۱۵ روز جبران كند؟ آيا مگر همه نمايش‌هايي كه روي صحنه مي‌روند، از ستاره‌هايي نظير شهاب حسيني، رامبد جوان، نگار جواهريان، اميرحسين رستمي، لادن مستوفي، فرهاد آييش، اشكان خطيبي و... برخوردارند كه بتوان روي فروش آنها حساب كرد؟ 

ضمن اينكه همين نمايش‌هاي ستاره‌دار هم اگر محتواي كمدي و طنز نداشته باشند، با برخورد سرد تماشاگران مواجه مي‌شوند. كارگردان و بازيگري كه در طول چند ماه تمرين فشرده، مي‌كوشد خود را در شخصيت نمايش جا بيندازد، بديهي است كه دوست نداشته باشد دستاورد اين همه ممارست در تمرين‌ها فقط براي عده‌اي محدود و در زماني كوتاه متجلي شود. اگر به واقع نمايشي ارزش تمديد و فرصت طولاني در اجرا دارد، چرا با غرض‌ورزي و تصميم‌هاي غلط مانع از رشد و شكوفايي تئاتر اين ديار مي‌شويد؟ چرا شعار و عملكردمان يكي نيست؟ در جشن‌ها و جشنواره‌ها، بزرگداشت‌ها و مراسم تقدير و هر فرصتي كه براي گردهمايي پيش مي‌آيد، مسئولان و متوليان هنر تئاتر، داد سخن از بي‌توجهي به اين هنر والا و ارزشمند مي‌دهند و خود از مدعيان اصلي شكايت از اوضاع نابسامانند اما همين افراد، همان‌هايي هستند كه مانع از به روي صحنه ‌رفتن برخي از كارگردان‌ها، بازيگران و متون خلاقه و به‌روز نمايشنامه‌نويسان مي‌شوند. محدودكردن اجراها، تنها و تنها فشار مضاعفي را بر كمر تئاتر ايران وارد مي‌كند تا هرچه زودتر نفس‌هاي مقطع همين شرايط نيم‌بند تئاتر نيز براي هميشه متوقف شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار