کد خبر: 489058
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۰
/ گزارشی از حضور با برکت مقام معظم رهبری در جبهه دهلران
روح اله جام سحر
  فروردین 1360 دهلران معروف به پاسداران شهر دهلران 18 روز پس از آغاز رسمی جنگ به اشغال نیروهای بعثی درآمد ومردم شهر را تخلیه کردند و به ارتفاعات پناه بردند. پاسداران دهلرانی در شهر باقی ماندند وتا آخرین نفس از خاک وطن دفاع نمودند. شهر خالی از سکنه شده بود وهرازگاهی غرش جنگنده های عراقی سکوت شهر را درهم می شکست . نیروهای عراق بر روی جاده ی اصلی دهلران - خوزستان استقرار یافتند واز سوی دیگربا اشغال شهر مهران شهر دهلران به یک منطقه ی نظامی ومحاصره شده تبدیل شد.تعداد ی از پاسداران ونیروهای مردمی در قالب بسیج باتحمل رنج ومشقت فراوان وبا کمکهایی که از روستائیان نسبتا دور دست از نظر تغذیه که آنهم در حد نان خشک بود دریافت می کردند حدود شش ماه مظلومانه از شهر دهلران واموال مردم حراست می کردند شواهد حاکی از آن بود که این پاسداران دراین مدت نتوانسته بودندنان گرم یاغذای گرمی برای خود مهیاکنندبا این وجود به دفاع خود ادامه داده بودندبطوریکه آن زمان شهر دهلران به "شهر پاسداران" معروف شد.در تاریخ 60/1/19مقام معظم رهبری بعنوان نماینده امام (ره) درشورای عالی دفاع از شهر مقاوم دهلران ومدافعانش بازدید نمود.در این دیدار صمیمی مقام معظم رهبری رزمندگان را مورد محبت خویش قرار داد واز دفاع مخلصانه و گمنام پاسداران دهلران قدردانی نمود.مقام معظم رهبری زمانی که مقاومت بی ریای پاسداران را می بیند وسیله ی نقلیه ی خود را در اختیار آنها قرار می دهد . در اینجا بخشی از خاطرات حاج اصغر شریفی راد بعنوان یکی از همراهان آقا درآن روزها برای خوانندگان ارجمند روزنامه جوان به رشته تحریر درآورده ایم که یادآور روزهای جنگ و جهاد فی سبیل الله است: بعثی ها ارتفاعات مشرف به مهران را گرفته بودندو هرزمان که می خواستند شهر را دور می زدند اما داخل شهر نمی ماندند .از لحاظ استراتژیکی به ضررشان بود چرا که هرآن امکان داشت که نیروهای ایرانی زمین گیرشان کنند سال 1360 بود بنی صدر با آگاهی کامل از موضوع قصد داشت با شانتاژ تبلیغاتی یک مانور سیاسی را طرح ریزی کند به این صورت که به دهلران بیاید واین خبر با پوشش گسترده صدا وسیما طوری انعکاس یابد که با حضور فرمانده کل قوا (بنی صدر)دهلران آزادشد. اندک زمانی بیش تاکلید خوردن بازی جدید بنی صدر با قی نمانده بود که آقا(مقام معظم رهبری) بعنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع اعلام کردند به ایلام می آیم.آقا می خواستند به دهلران بیایندوگزارشی از شهر دهلران ارائه بدهند تا به این صورت بهانه از دست بنی صدر گرفته شود. آقا آمدند. آنزمان من قائم مقام سپاه ایلام بودم . آیت الله حیدری ، بنده و فرمانده سپاه و چند نفر از محافظهای آقا همراه ایشان بودیم مرحوم آیت الله حیدری یکی از شخصیت های بارز و تأثیر گذار در جبهه های غرب بودند وهمیشه هم در خط مقدم جبهه حضور داشتند ایشان هم فرمانده جبهه و هم مسئول سیاسی استان بودند ایشان چیزی قریب به 8 ماه را کاملا در جبهه بودند تا اینکه به فرمان امام به پشت جبهه آمدند وپشتیبانی مردمی را راه اندازی کردند .مرحوم آیت الله حیدری بنیانگذار پشتیبانی جبهه و جنگ در کشور بودند. آقا سه روز در استان ایلام بودند در طول این سه روز ما همراهشان بودیم . روز اول رفتیم دهلران . و عین خوش و تا نزدیکیهای فکه رفتیم . روز دوم امدیم به آبدانان . و بعد رفتیم میمک . یک روز هم در ایلام بودیم . آقادر بازدید از منطقه تا نقطه صفر مرزی تا کنار دیدبانها جلو می رفتند. آقا در آمدن به دهلران اهدافی را دنبال می کردند از جمله اینکه بنی صدر از جبهه های دهلران استفاده سیاسی نکند. به قول آقا بنی صدر هرجایی که میرفت نیم ساعت بعد شهر را می گرفتند منطقه دهلران نیز به گونه ای بود که عراقیها به راحتی می توانستند داخل شهر بیایند چرا که ارتفاعات در دست آنها بود وبارها شده بود که با تانک ونفربر برفراز ارتفاعات به داخل شهر سرازیر می شدند . زمان بازدید از دهلران آقا وارد منطقه ای شدند به نام " بیات " نقطه مقابل منطقه در دست عراقیها بود . آقا تا کنار دیدبان ارتش رفت و نشست این خبر از طریق صدا و سیما پخش شد وبدین ترتیب بهانه از دست بنی صدر گرفته شد ودیگر نتوانست از این حربه استفاده کند که من دهلران را آزاد کردم. آقا در جلساتی که در اتاقهای جنگ ،تیپها ولشگرها دایر می شد شرکت می کردند وگفته ها و توصیه های ایشان بسیار تأثیر گذار بود . یک نفر روکرد به آقا وگفت: آقا تانک با تانک می تواند بجنگد نفر با تانک نمی جنگد . ایشان در جواب فرمودند : نفر با تانک می تواند بجنگد ویک آرپی چی می تواندیک تانک را بزند و از کار بیاندازد ما باید در این قسمت سرمایه گذاری کنیم شما باید از سربازها و نیروهای کادر گروههای شبه چریکی درست کنید که بروند وبه عراقیها ضربه بزنند و برگردند اولین بار بود که این جمله را می شنیدم آقا فرمودند : این وضعیت جنگ در همین حد ادامه خواهد داشت و ما ناچاریم به دنبال جنگ فرسایشی با عراق باشیم بهترین راه برای ضربه زدن ، این گروهها ی شبه چریکی هستند . آقا این صحبتها را درجلسه هایی در اتاق جنگ پشت جبهه دهلران فرمودند. فروردین ماه سال 1360 بود در مسیر بازگشت از دهلران از مقر ماشین فرمانده لشگر به سمت ایلام به راه افتادیم جاسوسان به عراقیها خبر داده بودند که ماشین ما وارد شهر شده است آنزمان رفت و آمد سپاهیها به داخل شهر مشکلی نداشت خبرداده بودند نماینده امام به دهلران آمده است یک لحظه دیدم نفربرهای عر اقی از فراز ارتفاعات با سرعت تمام به سمت ما حرکت می کنند راننده حول شده بود اوپشت فرمان بود و آقا کنار دستش نشسته بودند من و فرمانده سپاه هم پشت ماشین نشسته بودیم راننده با سرعت عجیبی می رفت آقا دستی بر روی شانه اش زدوفرمود یک لحظه صبرکن گفت : آقا دارند می آیند . آقا فرمود یک لحظه من کارت دارم . این بنده خدا به آقا تندی کرد. ودستش را عقب کشید آقا باردیگر به او گفت نگاه کن. دشمن به ما نخواهدرسید اگر مقدر باشد که ماکشته شویم ،کشته می شویم! شما با حوصله ویواش برو . ما می رسیم شما یقین داشته باش اینها به ما نمی رسند. او چند لحظه ای را آرام کرد اما وقتی گرد وخاک نفربرهای عراقی را دید دوباره پایش را روی پدال گاز گذاشت وبه سرعت حرکت کرد آقا مثل پدری که با بچه اش صحبت می کرد روکرد به راننده وگفت : شما یواش برو. من تضمین می دهم که اینها به ما نخواهند رسید. این نفربرها طوری حمله کرده بودند که من خودم ترسیده بودم .پیش خودمان می گفتیم چرا آقا نمی گذارد این راننده تند برود.الان است که نفربرها به ما برسند .تنها ایشان را بعنوان یار امام می شناختیم صحنه بسیار عجیبی بود تانکها و نفربرهای عراقی از سه طرف به مانزدیک می شدند.داشتند ما را قیچی می کردند اما آقا با آرامش وطمئنینه نشسته بودندآخرش همان طوری شد که آقا فرموده بودندوتانکها و نفربرها به ما نرسیدندو ما توانستیم از دهلران بیرون بیاییم پس از پیمودن مسافتی آقا فرمودند : که یکجا نگهدارید.بعد رو کردند به راننده و پرسیدند: آقا شما سیگاری هستید گفت :آره. گفتند سیگاری بکشید.آقا از ماشین پیاده شدند وچند جمله ای برای ما صحبت کردند ابتدا آیه ای قرآن را تلاوت کردند و گفتند: ما اعتقاد اریم که اگر قرار باشد بمیریم می میریم.حالا یا اینجا تصادف می کنیم یا به دست عراقیها کشته می شویم اما اگر قرار نباشد بمیریم اگر عراقیها جلوی راه را هم ببندند ما نمی میریم . سه روزی که خدمت آقا بودیم ایشان حالت خاصی نسبت به ارتشیها داشتند وخیلی نسبت به آنها اظهار محبت می کردند ارتشیها احساس می کردند که انقلاب خیلی آنها قبول ندارد توجهات خاص و نحوه برخورد توأم با محبت آقا در نحوه تغیر این نگرش نقش بسیاری داشت. آقا درخطاب کردن آنها بسیار مراعات می کردند وبا احترام و محبت می فرمودند : جناب سرهنگ بفرمایید . اما در برخورد با بچه های سپاه بسیار جدی بودند . روز اول آقا ایلام بودند بعداز ظهر همان روز بچه ها برای گرفتن شام صف کشیده بودند . فرمانده سپاه به آقا گفت شما بفرمایید داخل.آقا فرمودند: نه می خوام با بچه ها غذا بخورم وداخل صف رفتند.آقا لباس نظامی پوشیده بودندو در میان صف مثل دیگر بچه ها منتظر شدند تا نوبتشان برسد آقا از فرمانده سپاه پرسیدند شما به اینها چه می دهید؟ فرمانده گفت : سیب زمینی و گوجه .آقا فرمود: شما سیب زمینی و گوجه می دهید برای شما بجنگند این کارها را نکنید . صحبتهای آقا بسیار تأثیر گذاربود ازآن روز به بعد تا مدتها غذای سپاه بسیار خوب بود دهلران که بودیم موقع ظهر غذا که آوردند یک دوغ سردی هم سر سفره گذاشتند آقا فرمود:نیروها هم از این دوغ می خورند؟ گفت : لازم نیست آنها بخورند آقا پرسیدند چرا ؟گفت اینها فردا می روند به خانه هایشان و آنجا هرچه بخواهند می خورنداما من اینجا باید زندگی کنم من به این دوغ نیاز دارم آقا فرمود:شما اگر از این دوغ به نیروها بدهید ضرر نمی کنید! این نیرویی که دوغ را برای شما آورد اگر ببیند شما دوغ می خورید و آنها نمی خورند نسبت به شما محبت کافی را نخواهند داشت. مامورم سلام امام را به این بچه ها برسانم آقا هرکجا که می رفتیم . می رفت قاطی بچه ها می شد در جبهه دهلران پایگاهها خیلی از هم دور هستندایشان اکثر پایگاهها را می رفت وبا سربازها گرم میگرفت و باآنها شوخی می کرد.هرجا لازم بود با سربازها عکس می گرفت ومیگفت آدرس بدهید تا برایتان پست کنم ایشان با سربازها خیلی با محبت بودند. اقا می فرمودند:من مامورم سلام امام را به این بچه ها برسانم وبه این ترتیب با وجودی که دهلران هوای بسیار گرمی داشت وماشین ما جیب ارتشی بود که کولر و وسیله سرما سازی نداشت آقا به تمامی پایگاهها سر زدند هرکسی مشکلی داشت با محبت سعی می کرد هرچه در توانش هست در جهت رفع آن مشکل انجام دهد نمی گفت بنویسید بعدا رسیدگی می کنم می ایستاد ودقیقا گوش می داد در مسیری که از دهلران به آبدانان می آمدیم فرمودند از عشایر مقداری نان و دوغ بگیرید و تأکید می کردند که حتما بخریدو پولش را بدهید . دوسه مورد نان و دوغ خریدیم چون غذایی همراه خودمان نمی بردیم . به آبدانان که رسیدیم به پایگاه هوایی رفتیم پایگاه منطقه مسکونی هم داشت آقا خواستند نماز جماعت مغرب و عشا را با پرسنل بخوانند همه که جمع شدند آقا رو کرد به آنها و گفت:خانمهایتان کجا هستند؟گفتند اینجا محیط نظامی است خانه هستند .آقا فرمودند:بگویید خانمهایتان هم بیایندودرنماز جماعت شرکت کنند اقتدا به آیت الله حیدری در نماز جماعت حدود 45 دقیقه آقا نماز جماعت را به تأخیر انداختند تا اینکه خانمها آمدند .یک صف پشت سر آقایان تشکیل دادند و نماز خواندند بعد از نماز آقا چند دقیقه ای صحبت کردند و فرمودند : می خواهم با خانمها جلسه ای داشته باشم آقا نیم ساعت برای خانمها خصوصی صحبت کردند بعد از پایان جلسه دوباره آمدند پیش پرسنل و فرمودند: خانمهایی که اینجا می آیند نه تفریحی دارند و نه رفاهی دارند و نه مشغولیتی .شما حداقل اینجا به کار مشغولید اما اینها ایثار می کنند آقا فرمودند : یک برنامه برای خانمها بگذارید بعداز صحبتهای آقا کامپوت آناناس آوردند .آقا فرمودند:یکسری هم برای خانمها ببرید . آقا موقع نماز که می شد چند نوبت مرحوم آیت الله حیدری را جلو فرستادند تا نماز بخوانند خیلی اصرار می کردند که آیت الله حیدری نماز را اقامه کنند من تنها دیدم که ایشان دو جا برای امامت جماعت به کسی اصرار می کنندیکی در شورای نگهبان به ایت الله جنتی اصرار می کردند و دیگری به آیت الله حیدری . ایشان آدم وارسته ای بودند قبول نمی کردند اما آقا بااصرار ایشان را جلو می انداختند. به بهانه هفته دفاع مقدس گفتگو با سرهنگ علیرضا بازدار واردشیر اکبری از رزمندگان و فرماندهان سپاه دهلران مقاومت 18 روزه مردم دهلران و موسیان یکی از حوادث عظیم وفراموش نشدنی برای مردم دهلران مقاومتی 18 روزه در مقابل ارتش تا دندان مسلح بعث عراق است نبرد نابرابری که دریک سوی آن تعدادی افراد محلی که از شهرهای دهلران وبخش مرکزی وزرین آباد به همراه تعداد بسیار کمی از نیروهای بومی سپاه وتعدادی از نیروهای ارتشی ار لشکر خرم آباد ونیروهای ژاندارمری وعشایر اعزامی از خرم آباد با ابتدایی ترین سلاح ها که به مرز موسیان عزیمت کرده بودند ودر سوی دیگر لشکر10 زرهی مکانیزه ارتش صدام که درحال پیشروی به سوی خاک کشورمان بود درمقابل آنها قرار گرفته بود دشمن با انواع تانکهای پیشرفته سلاح های سنگین ونیمه سنگین وپشتیبانی آتش توپخانه هواپیما وهلی کوپتربرای عبور از این سد دفاعی همچون دیگر شهرهای مرزی به محورهایی در این شهرستان حمله ورشد دراین نبرد نابرابر حماسه های بزرگی خلق شد که به دو مورد آن اشاره می شود نبرد نخلستان ارتش بعثی با ناکامی ومایوس شدن از محور موسیان این بار فشار نظامی وحملات زمینی خودرااز محور شرهانی عین خوش شدت بخشید که بلافاصله تعدادی از نیروهای محلی به همراه واحدهایی از 84 خرم آبادوچند نفر از پاسداران بومی سپاه درنخلستان شماره 8 درمسیر جاده دهلران –اندیمشک نفوذ دشمن را سد نمودند نخلستان شماره 8 اتکاء دهلران در روزهای 6 و7 مهرماه 59 شاهد درگیری تن به تانک رزمندگان اسلام ورژیم متجاوز عراق بود ارتش عراق با تانک ونفر بر افراد رابه محاصره درآوردند ولی نیروهای محلی خود را از محاصره خارج کردند وتنها 7نفر از پرسنل سپاه که آرپی چی زن وتیربارچی بودند در محاصره قرار می گیرند نبرد تن به تن می شود بطوریکه درگیری از لابلای نخلها درفاصله کمی صورت می گیرد در این درگیری دو نفر از پرسنل سپاه بنام شهید دانیال لیاقتمند وشهید قاسم عزلت بعد از یک نبردبی نظیر ووارد کردن تلفات سنگین به دشمن مظلومانه به شهادت رسیدند که دشمن بر پیکر آنها هم رحم نکرد پاسدار دیگری به نام رحمن اشکیور به اسارت درآمد وپاسدار مهرعلی پارسه مجروح شدند پیکر شهدا بعد از عملیات فتح المبین در همان نخلستان پیدا شد نبرد موسیان و شهادت دوتن از سرداران عشایرکرد و لردهلران نبرد مهم موسیان نیز حدود یک هفته بعد در13مهرماه 59 بارشادت نیروهای مردمی وعشایر دهلران و موسیان رقم خورد که دراین عملیات دشمن تاب مقابله با توان رزمی و اعتقادی بسیجیان و نیروهای عشایر این مرزوبوم را نداشت وازموسیان به سمت ارتفاعات مرزی عقب نشست. غروب همین روز مردم مرزدارموسیان و دهلران شاهد رزم آوری دوتن از سرداران عشایر به نامهای الیاس ملکی وحاج خانمحمد محمدی ودوتن از پاسداران سپاه به نامهای ناصر جعفری و پرویز نوروزی بودندکه پس از نبردی نابرابر تاآخرین فشنگ مبارزه کردند ودرنهایت به درجه ی رفیع شهادت نائل گشتند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار