شما تحويل سال در جمع جهادگران بوديد؟ اين حضور و دوري از خانواده چطور تجربهاي برايتان بود؟
بله، عيد سال ۹۱ با بچههاي جهادگر در كنار اهالي خونگرم روستاي كفيشه در جنوب ايران بوديم كه فوقالعاده بود، تجربهاي شيرين و ماندگار. همه جهاد به رفتن از يك مكان به مكان ديگر نيست در همه جا و در هر شرايطي انسان بايد آماده جهاد باشد حتي در وجود خود كنكاش كند تا به جهاد اكبر برسد كه اين بزرگترين جهاد است يعني خودسازي، تا با خودسازي به خداشناسي نائل گردد. در نوروز ۱۳۹۱ همانطور كه گفتم اعزام به مناطق جنوب (خرمشهر- كارون بخش دارخوين و روستاهاي امالخورجين و كفيشه) بود كه متشكل از دو گروه برادران و خواهران در كميتههاي فرهنگي- آموزشي- پزشكي- هنري- مستند- آشپزي- تربيتي- اعتقادي و ورزشي صورت گرفت. به گفته امام خميني(ره): خوزستان دين خود را به ايران ادا كرد. پس ما بايد برويم و همان كار را انجام دهيم چون بحث مرز بين ايران و عراق بود و بيشتر اهالي زبانشان به صورت عربي بود احساس ميشد كه زبان فارسي فراموش ميشود يا دور بودن از شبكههاي داخلي وضع نامناسب فرهنگي در حال شكلگيري بود و وجود فرقهها و دينهاي مختلف كه شبهات زيادي را بهوجود آورد.
در تابستان به مازندران- نكا- بخش هزار جريب و روستاي للرد اعزام گروه جهادي ياوران ولايت را داشتيم.
از آخرين فعاليت و حضور جهادي خواهران ياوران ولايت در روستاي للرد برايمان بگوييد.
فعاليت خواهران جهادگر در پنج بخش آغاز شده كه شامل فعاليتهاي آموزشي، فرهنگي، بهداشت و درمان، هنري و ورزشي است. در بخش آموزشي، هدف خواهران جهادگر ارتقاي آگاهي و آموزش همهجانبه بانوان روستايي است. همچنين بسترسازي حكومت عدل موعود الهي با ترويج مباني دين مبين اسلام در بحث فرهنگي، مورد توجه قرار گرفته است. در بخش فرهنگي بيشترين تلاش جهادگران در بحث پوشش مناسب در روستا براي خانمها بود. نحوه استفاده از چادر و شال كه با استقبال بسيار خوبي هم مواجه شد. يكي از اصليترين اهداف خواهران جهادگر در بخش هنري، احياي هنرهاي دستي روستا و اشتغالزايي براي بانوان بود. ايجاد تحرك و نشاط و سرگرميهاي سالم ويژه بانوان روستاي للرد از اهداف بخش ورزشي است كه با برگزاري جلسات و كلاسهاي آموزشي در رشتههاي ورزشي عملي شده است.
به نظر شما برگزاري اردوهاي جهادي چه تأثيري در محروميتزدايي دارد؟ اين حركتهاي جهادي نقطه عطفي است به سوي روشنايي دلها تا اهالي احساس نكنند كه چون در مناطق دور در حال زندگي هستند به آنها اهميت نميدهيم يا خداي نكرده از امكانات آموزشي و غيره بيبهره هستند كسي رسيدگي نميكند بايد برويم و به گفته ولي فقيه خودمان بايد در صحنه حاضر باشيم، نگذاريم كاري روي زمين باقي بماند. بايد برويم و دوش به دوش اهالي كار كنيم و زحمت بكشيم.
حضور فعالان جهادي و اقدامات محروميتزدايي در مناطق كمبرخوردار چه تأثيري در ميان مردم و به ويژه نسل جوان خواهد داشت؟ نسل جوان و مردم بايد بدانند كه چنين افرادي هستند كه در حال زندگي كردن و گذراندن عمر گرانمايهاند پس اگر اين جوان شاكي بود از وضع زندگياش يا امكانات، به اين افراد بنگرد و ببيند كه با امكانات كم و نداشتن تكنولوژي روز ميتوان زندگي كرد، منظور من آن جنبه آرامش و صبر و ايمان است كه به انسان اميد ميدهد كه زندگي ادامه دارد و با مشكلات و سختيها ميتوان دست و پنجه نرم كرد و خود را از باتلاق و زرق و برق دنيوي و مادي نجات داد و به سعادت رسيد.
آيا با دولتي شدن اين حركتهاي جهادي موافقيد؟ به نظر شما اثرگذاري حركتهاي جهادي در سايه فعاليتهاي خودجوش مردمي بيشتر است يا با ورود سازمانهاي دولتي؟ دولتي شدن حركتهاي جهادي هم مزايايي دارد هم معايبي، ريز شدن در اين مسائل كه آيا كارها را محدود ميكند يا نه و اينكه امكانات و منابع را در اختيار حركتهاي قرار ميدهد هر كدام جاي بحث دارد، به نظر من خودجوش بودن و اينكه شخص خودش بخواهد اين راه را ادامه دهد و برگزيند اثربخشتر است.
با چه تفكري ميتوان جوانان را به فرهنگ جهادي جذب كرد؟
در آيات قرآن، در احاديث و در تفاسير مختلف از علماي ديني به جهاد و مسئله هجرت اشارات فراوان شده كه هر كدام داراي اجر و پاداش و مقام شامخي هستند و ما ميتوانيم با ايجاد نمايشگاه، مباحثه در جمع، كار در وبلاگها و سايت، نمايش مستندات و... اين فرهنگ هدفمند را ترويج دهيم تا كادرسازي و مخاطبشناسي را انجام دهيم و شخص به عمق وجودي خودش دست پيدا كند.