کد خبر: 488764
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
سميرا صادقي
 استاد محمد‌علي كشاورز در سال ۱۳۰۹ در شهر اصفهان متولد شد و پس از فارغ‌التحصيل شدن از دانشكده هنر‌هاي دراماتيك در رشته هنرپيشگي و كارگرداني فعاليت هنري خود را از سال ۱۳۳۹ با حضور در نمايش «ويولون‌ساز كره مونا» آغاز كرد. وي در همان سال‌ها و اوايل دهه چهل از بازيگران شاخص تئاتر‌هاي زنده تلويزيوني به شمار مي‌رفت. او كه چند سالي است از فعاليت در عرصه بازيگري كناره گرفته علت اين كناره‌گيري‌اش را پايين بودن سطح سناريوها و كارگرداني‌هاي ضعيف آثار مي‌داند. با او در خصوص فعاليت‌هاي هنري‌اش و حال و هواي اين روزهاي بازيگري به گفت‌وگو نشستيم.با تشكر از ايشان كه وقتشان را در اختيار ما قرار دادند.

استاد كشاورز حالتان چطور است، چندي است كه خبري از شما نيست،‌ اين روزها را چطور مي‌گذرانيد؟ 

حالم بد نيست،‌ اما هفته گذشته دستم را عمل كردم و الان نسبتاً بهتر هستم. 

چه شده بود؟ 

بعد از آن ماجراي زمين خوردنم، عصب‌هاي دست چپم زير تاندون‌هاي دستم قرار گرفته و له شده بودند كه دكترم گفت بايد دستم را عمل كنم. فعلاً هم پاي چپم درد مي‌كند هم دست چپم. (خنده) هر چند عملم عوارضي نداشت و تنها يك شب در بيمارستان خوابيدم، بعد هم دكتر اجازه داد كه به خانه بيايم و استراحت كنم. ۱۰ جلسه فيزيوتراپي هم برايم نوشت كه انجام دهم. چون حدود يك سال و خورده‌اي است كه از منزل خارج نشده و راه نرفته‌ام كه همين باعث ضعيف شدن عضلات سمت چپ بدنم شده است. فعلاً دو جلسه از فيزيوتراپي‌ام را انجام داده‌ام و بايد بگويم هنوز روحيه‌ام را از دست نداده‌ام. 

استاد مي‌خواستم با اين سؤال مصاحبه را شروع كنم كه شما چطور جذب دنياي هنر شديد؟ 

بايد بگويم كه به طور احمقانه‌اي آمديم دنبال اين كار. 

چطور استاد! 

چون اصولاً كار هنر در حال حاضر به غير از خراب كردن اعصاب چيز ديگري نيست. به گونه‌اي كه من الان توصيه نمي‌كنم جوان‌ها دنبال كار هنرپيشگي بيايند. در اين كلاس‌هاي عديده بازيگري هم كه درست شده به جاي آموزش بازيگري تنها با دادن وعده بازي در فلان فيلم و بهمان سريال از اين هنرجوها پول مي‌گيرند و اين مي‌شود كه در دنياي امروز هنر ما رابطه حاكم ‌شده چون ضابطه‌اي وجود ندارد. همين مسئله هم باعث شده است كه من پنج سال گذشته در هيچ اثري بازي نكنم. چون اهل رابطه نيستم.
شما كه يكي از پيشكسوتان هنر تئاتر و سينما كشورمان هستيد بفرماييد اساساً چه تفاوت‌هايي بين نسل قديم و جديد بازيگران ما وجود دارد؟ 

امروزه اغلب نسل جديد بازيگران فقط به خاطر قيافه و رابطه كار مي‌كنند و اصلاً راجع به تاريخ و فرهنگ سرزمين خودشان اطلاعي ندارند در صورتي كه اين جوانان بايد بروند مطالعه كنند و جاي جاي كشورمان را ببينند و با فرهنگ‌ها و قوميت‌هاي سرزمين عزيزمان آشنا شوند. اين باعث مي‌شود كه در‌يابند هر قشري از مردم چه حس و بياني دارند. چون نمي‌شود در بازي حس دروغ را به تماشاگر انتقال داد، تماشاگر با‌هوش است و حس دروغ را مي‌فهمد. جوانان رشته بازيگري اگر بخواهند بازيگرهاي خوبي باشند بايد اول راست‌گفتار، درست‌كردار و انديشه نيك داشته باشند. علاوه بر اين همانطور كه پيش‌تر هم اشاره كردم بايد تاريخ ادبيات سرزمين خودشان را در درجه اول و بعد از آن تاريخ تئاتر دنيا را مطالعه كنند و در كل جواناني باسواد باشند. اگر يك هنرپيشه مي‌خواهد هميشه موفق باشد بايد اين مسائل را در نظر داشته باشد. امروزه يك عده مي‌آيند و يك مدتي بازي مي‌كنند بعد هم شهرتي به دست مي‌آورند و عكسشان در بيلبوردها يا مجلات چاپ مي‌شود بعد هم از اين شهرتشان سوء‌استفاده مي‌كنند. ما هنرمندان خيلي خوبي در زمان قديم داشتيم اساتيدي چون انتظامي، نصيريان، مشايخي، رشيدي، شنگله و غيره. يك بازيگر بايد تئاتر را بشناسد در حالي كه بازيگران امروز ما تئاتر را نمي‌شناسند. بازيگر بايد روي صحنه تئاتر زحمت بكشد، در رابطه با نقشش مطالعه كند. بيوگرافي نقش‌هايي كه به او داده مي‌شود را بنويسد و ببيند اين نقش‌ها در چه زماني اتفاق افتاده و داراي چه فرهنگي هستند. سفر هم بسيار مهم است البته نه اينكه مثل امروزي‌ها فقط براي گشت و گذار سفر كنند. هرچند انجام همه اين موارد كار بسيار بسيار مشكلي است. بايد گفت هنرمندان و استادان قديم بسيار زحمت كشيدند و مطالعه كردند كه امروزه اين چنين از آنها ياد مي‌شود. نوشتن و ترجمه كردن كتاب و دانستن يك زبان از جمله كارهاي آنها بود چون بايد با تئاتر و سينماي دنيا آشنا مي‌بودند تا بعد بتوانند در كارهاي خودشان از آنها استفاده كنند. من معتقدم انجام اين كارها خيلي مشكل‌تر از كار‌هايي است كه در زمينه موسيقي يا نقاشي انجام مي‌شود. هنر تئاتر و سينما تلفيقي از تمام هنرها است. 

چرا؟ 

چون در درجه اول آنچه در تئاتر مهم است اين است كه شما بدانيد روي صحنه چطور رفتار كنيد. خيلي‌ها هستند كه روي صحنه تئاتر نمي‌دانند چطور حركت كنند و اينكه هر حركت روي صحنه چه معنايي دارد يا چگونه حس‌شان را بايد عوض كنند و تمام اين موارد را بايد با مطالعه كردن و زحمت فراوان به دست آورد. البته بين نسل جديد واقعاً چهره‌هايي هم داريم كه خوب كار مي‌كنند. هرچند بايد اضافه كنم در هنر مهم‌ترين مسئله اين است كه يك هنرمند نبايد وارد حيطه سياست شود. 

ريشه اين تفاوت‌ها در چيست؟ 

تفاوت نسل قديم و جديد در همين آگاهي و كارهايي كه روي صحنه انجام مي‌دادند است و خب اگر يك بازيگر بخواهد، در كارش موفق باشد بايد اول در تئاتر يك بازيگر موفق باشد. اگر يك نفر بخواهد هنرپيشه موفقي در سينما باشد بايد حتماً در تئاتر موفق باشد چون پايه‌اش تئاتر است. در تئاتر از پول‌هاي آنچناني خبري نيست و تنها زحمت دارد ولي خب اين ارضاي روحي، فرهنگي، هنري خود انسان‌هاست. 

چه عواملي باعث ماندگاري بازيگران مي‌شود و به عقيده شما بازيگران با رعايت چه پارامترهايي به ماندگاري مي‌رسند؟ 

در درجه اول فقط نجابت، شرافت، انسانيت و صداقت مهم هستند چون يك بازيگر اگر بخواهد در بازي‌اش اين موارد را رعايت نكند و بازي دروغيني را به نمايش بگذارد تماشاچي كاملاً مي‌فهمد. از موارد مهم ديگر انجام ورزش و دوري از اعتياد است. 

تحصيلات آكادميك چه تأثير و نقشي در طي مسير هنري يك فرد دارد؟ 

به نظر من تحصيلات آكادميك خيلي مهم است. اگر دقت كنيد مي‌بينيد هنرپيشه‌هاي معروف دنيا همه تحصيلات آكادميك داشته‌اند و زير نظر اساتيد برجسته و خوبي دوره ديده‌اند و ورزش كرده‌اند. چگونگي نفس كشيدن در صحنه تئاتر را آموزش ديده‌اند، اينكه چه موقع نفس بگيرند و حس‌شان را در صحنه عوض كنند. 

شما شركت در كلاس‌هاي بازيگري را مفيد مي‌دانيد و به‌نظرتان چقدر در اين كلاس‌ها متد‌هاي بازيگري اصولي آموزش داده مي‌شود؟ 

نه اصلا،ً اين بچه‌هايي كه به اين كلاس‌ها مي‌روند آنچه كه بايد را آموزش نمي‌بينند و تنها از آنها پول مي‌گيرند كه بر فرض در يك فيلم يا سريال تلويزيوني بازي‌شان دهند. 

خود شما بازيگري را چطور آغاز كرديد، به طور تجربي آموختيد يا به طور آكادميك فرا‌گرفتيد؟ 

من اول به هنرستان هنرپيشگي رفتم و اساتيد بسيار محشري مانند دكتر ره‌آورد، مطيع‌الدوله، دكتر نامدار، آقاي گرمسيري، آقاي صدري داشتم كه آنها با ما فن بيان و موسيقي ايراني كار مي‌كردند. البته موسيقي فرنگي هم يادمان مي‌دادند و بعد هم آمديم دانشكده هنرهاي دراماتيك كه براي اولين بار در ايران تأسيس شده بود و آقاي دكتر فروغ رئيس آن دانشكده بودند. ايشان اول نجابت، شرافت، انسانيت و سواد را براي قبول شدن هر هنرجو مطرح مي‌كردند. 

يكي از مزايا و شايد به تعبير برخي از معايب بازيگري شهرت است كه جزء لاينفك اين حرفه است. شما با آن چطور كنار آمديد؟ 

به نظر من شهرت خوب است اما مسئله مهم اين است كه من علاوه بر اينكه تحصيلات دارم بايد از مردم سرزمين خودم هم چيزهايي را ياد بگيرم. حتي از آنهايي كه در اطرافم بودند و بحث مي‌كردند. آنها بهترين منتقدين براي كارهاي هنري جامعه هستند. چون وقتي آدم را مي‌بينند هر چه آن هنرمند مردمي‌تر باشد آنها بيشتر با او صحبت مي‌كنند و ايراد كارهايش را به او گفته و در مورد كارهايي كه انجام مي‌دهد با او بحث مي‌كنند. نظر من اين است كه بايد هنرمند با مردم جامعه‌اش سر و كار داشته باشد و خودش را تافته جدا بافته از مردم نداند و از شهرتش سوءاستفاده نكند. 

استاد ماندگارترين نقشي كه بازي كرده‌ايد كدام است؟ 

من نمي‌توانم بگويم كدام كارها ماندگارتر است، اين را مردم بايد بگويند و نظر بدهند. 

يكي از نقش‌هاي ماندگار شما بازي در نقش «محمد‌ابراهيم» در فيلم مادر است كه به قولي نقش منفي بود. حس خودتان نسبت به اين نقش چه بود؟ 

پرسوناژ بسيار جالبي بود. مي‌دانيد كه پدر اين خانواده يك انسان روشنفكر بود كه در دوران كودكي فرزندانش تبعيد مي‌شود و اين محمدابراهيم زيردست دايي‌اش در كار روده فعاليت مي‌كرد. در آن زمان ما خيلي رفتيم و تحقيق كرديم كه افرادي كه اين نوع كارها را انجام مي‌دادند چه خصلت‌هايي دارند تا خصوصيات لوطي‌گرانه‌اي كه متأسفانه الان آن را در جامعه نمي‌بينيم را در آن مكان‌ها در‌يابيم و اين محمد‌ابراهيم يكي از آن لوطي‌ها بود كه بي‌نهايت به مادرش علاقه‌مند بود و يك حس بزرگ‌تري نسبت به خانواده‌اش داشت و خودش را مسئول آنها مي‌دانست. 

در مورد نقش «شعبان استخواني» در سريال هزاردستان كمي برايمان توضيح دهيد. 

اول اينكه خيلي‌ها اشتباه مي‌كردند و فكر مي‌كردند شعبان استخواني، همان شعبان بي‌مخ است كه آن نبود. او در سال ۱۳۱۲ كشته شد و اين شعبان استخواني يك انسان بود و شغلش جمع كردن استخوان بود و من با بازي دراين نقش مي‌خواستم يك كاراكتر منفي را به يك كاراكتر محبوب تبديل كنم كه در مورد اين نقش خيلي با مرحوم علي حاتمي نشستيم و صحبت كرديم. 

استاد آيا اين كار اولين همكاري شما با مرحوم علي حاتمي بود؟ 

من در زمان قبل از انقلاب در يك پيس بازي كردم كه خانم خواجه‌نوري كارگردان آن بود و علي حاتمي نويسنده آن پيس بود و اين كار اولين همكاري من با مرحوم علي حاتمي بود. در آن زمان من و علي حاتمي در دانشگاه هنرهاي دراماتيك همكلاسي بوديم و بعد از آن فيلم هم در سريال هزاردستان با هم كار كرديم. 

استاد شما در بيشتر آثار آقاي علي حاتمي حضور داشتيد. كمي در مورد ايشان برايمان صحبت كنيد. 

ما نظير علي حاتمي را ديگر نداريم. ايشان به تمام ادبيات قديم و جديد آشنا بودند. سناريونويس خيلي خيلي خوبي بودند و تحصيلات آكادميك داشتند و چندين نمايشنامه هم نوشته بودند. در آن كار هم ما تنها نبوديم بچه‌هاي ديگري هم در آن كار بودند كه باتجربه بودند. علي حاتمي خودش شخصاً بازيگران را انتخاب مي‌كردند نه مثل كارگردان‌هاي امروزي‌! من تعجب مي‌كنم از كار كارگردان‌هاي امروز كه وقتي مي‌خواهند هنرپيشه‌اي را انتخاب كنند يك عده هستند كه با روابط خودشان بازيگر به آنها معرفي مي‌كنند. در حالي كه علي حاتمي خودش اين كار را انجام مي‌داد و با توجه به توانايي‌هاي بازيگرش به او نقشي مي‌داد. نتيجه اين مي‌شد كه شما هنوز وقتي كارهاي علي حاتمي را كه مي‌بينيد ماندگار است. علي حاتمي در فيلم‌هايش موضوع‌هاي خاص و اصيلي را نشان مي‌داد مثلاً در فيلم دلشدگان موسيقي سنتي ايران را معرفي كرد. اين‌ها خصوصيات مرحوم حاتمي است و همين است كه نامش در تاريخ سينما و تئاتر ايران هميشه جاودانه خواهد ماند. آن شهرك سينمايي هم كه براي سريال هزاردستان ساخت اسمش را گذاشتند شهرك غزالي در حالي كه تمام زحمات را علي حاتمي كشيده بود، تمام آن دكورها و صحنه‌ها را خودش انتخاب مي‌كرد و در موردشان نظر مي‌داد حتي در مورد گريم، لباس، فيلمبرداري. اگر فيلم كمي تاريخي بود از اكساسواري استفاده مي‌كرد كه قديمي باشد كه هنرپيشه حس كند كه در آن زمان بوده است. خوشبختانه از علي حاتمي يك يادگار به جا مانده و آن ليلا حاتمي دخترش است كه هنرپيشه‌ بسيار باسوادي است. نكته مهم ديگر اين بود كه علي حاتمي هيچ موقع در زمان بيكاري كتاب از دستش نمي‌افتاد. يكي ديگر از خصوصياتش اين بود كه زبان هر پرسوناژي را مي‌دانست و ديالوگ را براساس آن مي‌نوشت. البته آن زمان پول اصلاً مهم نبود خود كار اهميت داشت چون زماني كه پاي پول به ميان مي‌آيد هنر از بين مي‌رود. من همين جا از بچه‌هاي هنر بخصوص عوامل پشت صحنه آثار تشكر مي‌كنم چون آنها خيلي زحمت مي‌كشند. من كه خودم مخلص همه آنها هستم. اين دوستان خيلي به من كمك كرده‌اند. 

بعد از استاد علي حاتمي ديگر كارگرداني كه در آن اشل سينمايي كار كند به وجود نيامد، علت را در چه مي‌دانيد؟ 

علت آن فقط كم‌سواد بودن و كم‌فرهنگ بودن است چون وقتي كه پول بخواهد بيايد و جاي فرهنگ و هنر را بگيرد آن اثري كه به‌وجود مي‌آيد پابرجا نمي‌ماند. امروزه اغلب براي پول و شهرت كار مي‌كنند و همين مي‌شود كه آن ماندگاري و اثر‌گذاري در آثار ديده نمي‌شود در حالي كه ما اين طور نبوديم. 

در كارنامه شما بازي در فيلم كمدي «مردي كه موش شد» هم وجود دارد از اين رو مي‌خواهم نظرتان را نسبت به آثار كمدي سينماي امروز بدانم؟ 

بله كارگردان آن كار آقاي بخشي دستيار آقاي علي حاتمي بودند. ببينيد طنز كار كردن با كمدي كار كردن خيلي فرق دارد. كمدي شاخه‌هاي مختلفي دارد ولي طنز اين طور نيست. كمدي كار كردن كار خيلي مشكلي است و بايد برايش زحمت كشيد. 

با اينكه در آثار مختلفي حضور درخشاني داشتيد اما نقش «اسدالله‌خان» در سريال پدرسالارهم نقشي به‌يادماندني است. چه خاطره‌اي از ايفاي نقش در اين سريال و برخورد مخاطبان داريد؟ 

بله آن سريال طبق گفته خود صدا و سيما يكي از پرمخاطب‌ترين سريال‌ها بود. كارگردان آن كار هم آقاي اكبر خواجوي بود كه انسان باشرف، راستگو و درست كرداري است. به عقيده من در كار هنر راستي و درست كرداري و شرافت انساني و فرهنگ ايراني بسيار مطرح است. آنچه در مورد اين سريال اتفاق افتاد اين بود كه خيلي از منتقدان اصلاً نفهميدند كه پدر سالار چه شخصيتي داشت. بايد توجه داشت كه اسدالله‌خان بعد از اينكه تحت تأثير فرهنگ عروسش قرار گرفت به اين نتيجه رسيد كه بايد افراد يك خانواده دور همديگر باشند و يك نفر بر آنها نظارت كند. نكته ديگر اين بود كه اگر خاطرتان باشد اين فرد يك احترام خاصي هم براي همسرش قائل بود كه اين را بايد مردهاي ايراني ياد بگيرند كه احترام خيلي زيادي به خانم‌هايشان بگذارند. 

در منزل پيگير برنامه‌هاي تلويزيوني هستيد؟ 

نه، من پيگير برنامه هايي كه پخش مي‌شود نيستم و آنها را نگاه نمي‌كنم و فقط كتاب مي‌خوانم و مطالعه مي‌كنم. 

شما علت اينكه سطح آثار سينمايي و تلويزيوني بسيار نزول پيدا كرده را در چه مي‌دانيد؟ 

علت آن اين است كه در آثار امروز رابطه حكمفرماست و ضابطه از بين رفته است و الان اينطور كه دوستان به من مي‌گويند (چون من خيلي وقت است كه بازي نمي‌كنم از دوستان نقل قول مي‌كنم). آنها كار مي‌كنند ولي پولشان را دريافت نمي‌كنند و جايي نيست كه از هنرمندان دفاع كند. خيلي از بچه‌هاي هنرمند كه سني هم از آنها گذشته نه بيمه دارند و نه حقوق. اين وظيفه مسئولان است كه براي اين هنرمندان مخصوصاً افراد مسن حداقل بيمه درماني و حقوقي در نظر بگيرند. ديگر اينكه مهم‌ترين مسئله در كار سينما و تلويزيون تهيه‌كننده‌ها هستند كه بايد افراد با‌فرهنگي باشند و هنر را بشناسند نه اينكه من نوعي به خاطر اينكه ميليونر هستم بروم و يك فيلم بسازم و به كارگردانم بگويم اين بازيگر را انتخاب كند و چه كاري را انجام دهد و به طور كلي فرمايشي كار كنم. 

شما فضاي فيلم‌هاي قبل و بعداز انقلاب را ديده‌ايد. به‌نظرتان سينماي بعداز انقلاب نسبت به آن دوران چه تغييراتي داشته است؟ 

من در آن زمان بيشتر كار تئاتر انجام مي‌دادم و خيلي كار سينمايي انجام نداده‌ام البته گاهي هم فيلم‌هاي تلويزيوني بازي مي‌كردم و پيس‌هاي تئاتري را با بچه‌هاي اداره هنرهاي دراماتيك كار مي‌كرديم اما دكتر فروغ مثل عقاب از هر جهت بالاي سرمان بود. 

برخي يكي از دلايل ضعف آثار سينمايي امروز ما را نبود فيلمنامه خوب مي‌دانند و برخي معتقدند ما فيلمنامه و قصه خوب زياد داريم اما مشكل نبود تهيه‌كنندگاني است كه اين آثار را بسازند و به قولي تهيه‌كنندگان امروز تنها به فكر بازگشت سرمايه‌يشان هستند. نظر شما چيست؟ 

من الان حدود پنج سال است كه اصلاً سروكاري با سينما و تلويزيون ندارم ولي معتقدم امروزه ما سناريوهاي خوبي نداريم. يك سناريونويس بايد با چشم تيزبين خودش جامعه و اطرافش را خوب ببيند و ادبيات كشورش را خوب بداند و معضلات را مطرح كند. 

شما جزو آن دسته از هنر‌پيشگاني هستيد كه چه دوران گذشته و چه بعد از انقلاب علاقه‌اي به بازي در كارهاي تجاري نشان نداده‌ايد. اين تفكر از كجا نشأت مي‌گيرد، آيا در انتخاب‌هايتان وسواسي داشتيد؟ 

البته كارهاي بد هم در كارنامه‌ام دارم. اما من اول سناريو را مي‌خوانم اگر مطابق ميلم بود بازي مي‌كنم. بعد از انقلاب سينماي ما قرار بود يك جهش داشته باشد. هرچند اين نسل جديد بيشتر به دنبال تقليد از غرب است و حتي در لباس پوشيدن هم از آنها الگو مي‌گيرد كه اين باعث سرافكندگي است و اين به خاطر آن است كه جوانان ما مطالعه ندارند. يك عده هم هستند كه با تهيه‌كنندگان ارتباط دارند و بازيگر انتخاب مي‌كنند در كل بيشتر در دنياي هنري باند‌ بازي مطرح است تا استعداد و اطلاع و آگاهي آن بازيگر و مهم اين است كه جزو كدام باند باشي تا فيلم بازي كني. الان به هر حال تكنيك هم پيشرفت كرده، در كار سينما و تلويزيون و بازيگر بايد بداند تكنيك‌ چيست و اينكه چه زمان بايد از تكنيك‌ استفاده كرد. 

پيش از انقلاب و در سال‌هاي اوليه ورودتان به عرصه بازيگري در آثار نمايشي بسياري حضور داشته‌ايد با توجه به اين موضوع بفرماييد تئأتر امروز كشورمان را چطور ارزيابي مي‌‌كنيد و به نظرتان در طول سال‌هاي گذشته تغييراتي داشته است و اين تغييرات تا چه حد مثبت يا منفي بوده‌اند؟ 

بله در اين سال‌ها تغييراتي ايجاد شده. تئاتر قبل از انقلاب از يك فرهنگي برخوردار بود و بعد از انقلاب از يك فرهنگ ديگر.‌.‌. تكنيك و چيزهاي ديگر آمد ولي نويسندگان ما هنوز پيشرفتي در اين زمينه نداشته‌اند. جالب است برايتان بگويم چندي پيش داشتم كتابي مي‌خواندم راجع به هنرمندان دنيا، ديدم گوته شاعر فرانسوي راجع به ايران و سرزمين ما و حافظ چه‌ها كرده. ببينيد آنها از نخبه‌هاي مملكت ما چگونه استفاده مي‌كنند در حالي كه ما بايد خودمان از اين گنجينه‌ها استفاده كنيم. داخل مثنوي داستان‌هاي فوق‌العاده‌اي دارد ولي متأسفانه بچه‌هاي ما حتي نمي‌توانند درست مثنوي را بخوانند... 

با توجه به اينكه در آثار سينمايي و تلويزيوني ارزشمندي حضور داشته‌ايد چرا در سال‌هاي اخير حضورتان در آثار تلويزيوني و سينمايي كمرنگ شده است؟ 

علت اين حضور به قول شما كمرنگ بخشي‌اش به وضعيت جسماني‌ام بر‌مي‌گردد و بخش ديگرش به اينكه پيشنهاد خوبي نداشته‌ام و اين نبوده كه كاري به من پيشنهاد نشده چند پيشنهاد هم داشته‌ام اما گفتم كار نمي‌كنم و اين به خاطر اين نبوده كه نيازي مالي ندارم. نياز مالي هم دارم ولي ترجيح مي‌دهم بين مردم سربلند باشم تا اينكه بخواهم به خاطر پول در هر اثري بازي كنم. بايد بگويم در اين سال‌ها سناريوي خوبي به من پيشنهاد نشده است. 

استاد كشاورز! وقتي به كارنامه زندگي‌تان نگاه مي‌كنيد كاري بوده كه از انجام دادن آن پشيمان شده باشيد؟ 

خب كابوس وحشتناكي است به محاكمه خود نشستن و از بار گناه خود كاستن. اين كاري است كه همه ما بايد انجام دهيم. شب زمان خوبي است كه خودمان را محاكمه كنيم چون هيچ قاضي عادل‌تر از وجدانمان نيست كه ما را از انجام كارهاي بد برحذر دارد. بله ممكن است من هم كارهاي بد در كارنامه‌ام داشته باشم كه از انجامشان پشيمان باشم. 

چه توصيه‌اي به جوانان علاقه‌مند به بازيگري داريد؟ 

اول اينكه تحصيلات آكادميك‌شان را ادامه دهند و به دنبال كسب مهارت در اين كلاس‌هاي بازيگري نباشند و به استعداد، دانش و آگاهي خودشان اتكا كنند. اما توصيه‌اي كه من به همه جوانان دارم اين است كه گول ظواهر هيچ چيز را نخورند، دروغ نگويند، دنبال اعتياد و مسائلي از اين قبيل نروند. در زمان گذشته بچه‌هاي اداره تئاتر كه هنوز هم در صحنه تئاتر و سينما مي‌درخشند فقط دنبال كتاب و مطالعه بودند و اينكه الگوهايشان الهام گرفته از غرب نباشد. 

به عنوان آخرين سؤال شما از جايگاهي كه امروز در آن قرار گرفته‌ايد راضي هستيد؟ 

بله، خيلي راضي هستم ولي از اين جايگاه خودم هيچ وقت سوء استفاده نمي‌كنم چون مي‌دانم اگر اين كار را انجام دهم ديگر آن جايگاه را نزد مردم نخواهم داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار