
نوري به نوعي همذات هنري مجيد صالحي محسوب ميشود. چون در سالهاي اخير هر دوي آنها با هم در يك كار حضور داشتهاند و براي چند دهمين بار در سريال «بيدار باش» به كارگرداني احمد كاوري كه در حال حاضر روي آنتن شبكه يك سيما قرار دارد با هم همبازياند. امير نوري در اين سريال نقش يك نوجوان بسيجي را به نام «صادق» بازي ميكند كه نقش مقابل و مخالف «گرزين بهگزين» (با بازي مجيد صالحي) است. در اين رابطه با اين بازيگر محبوب به گفتوگو نشستيم كه در ادامه خواهد آمد.
آقاي نوري چرا در چند سال اخير در تلويزيون كمتر حضور داشتهايد؟
راستش من قبلاً زيادي در تلويزيون حضور داشتم (ميخندد)الان فكر كنم حضورم در تلويزيون اندازه باشد.
علت حضور زيادتان چه بود؟ خب من در آن زمان بچه بودم و سنم كمتر بود. در سينما و تلويزيون هم آدم با خيليها دوست است و با آنها كار كرده است. گاهي كه به من پيشنهاد كار ميدادند نميتوانستم «نه» بگويم و براي بازي مخالفت كنم. براي همين معمولاً همزمان سر دو سه كار بودم. اما الان كه بزرگتر و پرروتر شدهام ياد گرفتهام كه به بعضي از كارها «نه» بگويم و كمتر كار كنم.
چرا با كارهاي طنز ۹۰ شبي همكاري نداريد؟ من فكر ميكنم دوره كارهاي طنز روتين هر شبي گذشته است. يعني طنزهايي كه در يك خانه ودر چند واحد اتفاق ميافتد ديگر نميتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند. از طرفي بازيگر هم نميتواند كار خاصي بكند و خلاقيتي از خودش ارائه دهد.
يعني كم شدن حضورتان در تلويزيون تنها در اين موارد خلاصه ميشود؟ خير. اين بخشي از دلايل است و دلايل ديگري هم دخيل است كه مهمترين آنها نبود فيلمنامه خوب است. بايد بپذيريم كه اين روزها فيلمنامههاي خوبي پيدا نميشود طبيعي است وقتي كه يك فيلمنامه ضعيف كار ميشود مردم از آن استقبال خوبي نكنند.
بازيگر كار ميكند كه كارش ديده شود. اگر قرار باشد يكي كار كند و كارش ديده نشود كه فايدهاي ندارد.
چطور شد كه با سريال بيدار باش همكاري كرديد؟ بازي در اين كار به رابطه دوستي با آقاي مجيد صالحي برميگردد؟ بله. گويا گروه توليد به اين نتيجه رسيده بودند كه نقش «صادق» را من بازي كنم.
دليل انتخاب خودتان را براي ايفاي نقش «صادق» ميدانيد؟ راستش در فيلمنامهاي كه در ابتدا به ما داده شد، درباره صادق نوشته بود كه او يك جوان «تپل» است و ظاهراً از ما تپلتر گير نياورده بودند تازه بعد از اينكه من رفتم دوباره گروه نظر داده بود كه امير نوري نباشد كه آقاي صالحي گفته بود كه اجازه بدهيد او اين نقش را بازي كند. اين شد كه من اين نقش را بازي كردم.
چرا در اكثر كارهايتان آقاي مجيد صالحي هم حضور دارد؟ واقعيت اين است كه ما به خاطر اينكه با هم كار زياد كردهايم و با هم دوست هستيم و در كار خوش ميگذرانيم، سعي ميكنيم با هم باشيم ودر خيلي از كارها آقاي صالحي مرا براي بازي معرفي كردهاند و سعي كردهايم طوري عمل كنيم كه در يك كار دوستانمان هم حضور داشته باشند. اين طبيعي است كه انسان هميشه دوست دارد در كار يكي كه با او راحت است هميشه در كنارش باشد چون قطعاً مشكلاتي در حين كار پيش ميآيد كه با حضور يك دوست ميتواند بدون اينكه به كارش خدشهاي وارد شود همكارياش را با يك پروژه ادامه دهد. مثلاً آقاي عباس جمشيدي را من و آقاي صالحي معرفي كرديم. چون وقتي بازيگري كه روحيهاش با تو متفاوت است و حتي روحيه مخالفي دارد، در كاري كه تو ميكني حضور داشته باشد، خيلي مشكل به وجود ميآيد.
صادق چگونه آدمي است؟ عرض شود كه صادق يك جوان بسيجي است. يك بسيجي واقعي كه دغدغه جنگ را دارد. او از دو مادربزرگش نگهداري ميكند. چون پدر و مادرش به هر دليلي در كنارش نيستند. در فيلمنامهاي كه در ابتدا خوانديم صادق معلم پرورشي هم بود.
اما بعد از اينكه قصه تغيير كرد ديگر معلم پرورشي نيست. در مجموع صادق آدم خوبي است كه اگر كارهاي بدي هم مرتكب ميشود از سر سادگياش است.
چرا صادق با گرزين (با بازي مجيد صالحي) مشكل دارد؟ به اين خاطر كه از صادق چيزهاي بدي ديده مثل كرايه دادن فيلم ويدئو كه در دهه ۶۰ باب بود. صادق آدم دلسوزي هم هست و فكر ميكند گرزين با حضور در جبهه به خيلي از ارزشها لطمه ميزند. آنقدر او پيرو اخلاقيات است كه بد گرزين را هم به هيچكس نميگويد و اين مورد را به طور سربسته در درون خود نگه ميدارد و سعي ميكند گرزين را به نوعي اوت و از جبهه جدا كند. شايد خيليها تصور كنند صادق ميترسد كه گرزين جايش را بگيرد، اما اينطور نيست.
دلايل تنفر و زاويه داشتن صادق با گرزين چيست؟ خب اول از همه همان بحث كرايه دادن فيلم ويدئو كه در آن زمان وجهه خوبي نداشت، بعد با خانواده او مشكل دارد يعني پدر گرزين (با بازي اكبر عبدي) يك آدم خلافكار است. ضمن آنكه گرزين آدمي است كه شبنشينيهاي آنچناني ميكند و اين مسئله از نگاه صادق گناه بزرگي است. همه اين موارد باعث اختلاف نظر و تنفر صادق ميشود.
آنطور كه شنيدهام آقاي صالحي به جز بازي در پشت دوربين هم حضور مؤثري داشته، اين مورد به ارتباط و بده بستانهاي شما و ايشان لطمه نزد؟ چرا اتفاقاً من با مجيد آن طوري كه در كارهاي ديگر با هم بوديم در اين كار نميتوانستيم با هم باشيم. چون مجيد مدام در كنار آقاي كاوري (كارگردان بيدار باش) بود و همانطور كه اشاره كرديد در كارهاي فني پشت دوربين كمك ميكرد. اين مسئله باعث ميشد كه ما كمتر همديگر را ببينيم.
با توجه به صحبتهايتان فيلمنامه اين كار بايد يكي از دلايل همكاري شما با پروژه بيدار باش باشد، در اين مورد بگوييد.
واقعيت اين است كه فيلمنامه اين سريال را حسين ترابنژاد و پيمان جزيني نجات دادند. فيلمنامه در ابتدا اينطور بود كه يك گروه در موقعيتي كه به جبهه نزديك است گير ميافتند و مجيد در ابتدا قرار بود نقش يك آدم الواط را بازي كند و اين گروه مجيد را ميبينند كه در جبهه است و آدم خوبي شده و در نهايت معلوم ميشود كه مجيد جبهه يك آدم ديگر است. گذشته از آنها خود آقاي كاوري را ميشناختم كه خود ايشان فيلمنامه نويس خوبي هستند و من قبلاً با او كار كرده بودم و با آمدن آقايان ترابنژاد و جزيني ميدانستم كه فيلمنامه، فيلمنامه خوبي خواهد شد.