چند ماه قبل و در مراسمي كه با حضور رئيسجمهور و عزتالله ضرغامي براي گشايش چند شبكه تلويزيوني برپا شده بود، آقاي احمدينژاد پس از نقل آن جمله معروف و آموزنده: «امروز بدون عمو پورنگ و اميرمحمد نميتوان زندگي كرد»، تأكيد كرد كه امكان راهاندازي يك شبكه تلويزيوني در هر دو ماه وجود دارد و مواردي ديگر كه لابد ديدهايد و شنيدهايد.
در آن روزها از باب «هر كسي از ظن خود شد يار من»، بسياري نظر ميدادند و از لزوم راهاندازي شبكههايي سخن گفتند؛ از جمله آقاي حداد عادل از لزوم راهاندازي شبكه كتاب گفت و حالا مسئولان صدا و سيما نويد آمدن آن را تا پايان سال دادهاند.
در همان روزها نكاتي را در اين باب گوشزد كردم. اينكه مبادا ادامه اين روند به قرباني شدن كيفيت شبكهها در پاي افزايش كميت آنها منجر شود. نكتهاي كه گاه مسئولان صدا و سيما از آن غافلند،نوع برخورد با پيشنهادات مطرح شده از سوي مردم و كارشناسان اين حوزه است. بدين معنا كه وقتي آقاي حداد عادل از لزوم شبكه كتاب در صدا و سيما سخن ميگويد، اساس حرف ايشان بيشك آن است كه به كتاب در شبكههاي مختلف صدا و سيما توجه كافي نميشود. اگر در هر شبكهاي به فراخور حال آن به اين مقوله بپردازيم، ديگر وجود يك شبكه مستقل معنايي ندارد.
از سوي ديگر اين هم راه صوابي نيست كه براي هر مسئله مهمي كه در شبكههاي موجود به آن كم يا بيتوجهي ميشود، يك شبكه مستقل راه بيندازيم و چاره كار را در اين سياست ببينيم. ادامه اين شيوه، اسباب تداخل گيجكننده شبكهها را به وجود ميآورد. به طور مثال در همين مبحث كتاب، آيا بهتر نبود، برنامهاي مستقل در شبكههاي تلويزيوني و راديويي، بسته به خط مشي آنها براي طرح كتب آن بخش راهاندازي ميشد تا شبكهاي مستقل براي كتاب؟ به طور مثال كتب مذهبي و مشتقات آن در شبكه راديويي و تلويزيوني قرآن و براي مخاطبان حرفهاي اين مقوله و تودههاي مردم ميتوانست دستمايه برنامههاي متعددي شود.
به همين ترتيب در شبكه ورزش به كتب ورزشي، در شبكه سلامت به كتب حوزه پزشكي و مشتقات آن و در شبكه تجارت به كتب حوزه اقتصاد و در شبكه فرهنگ به كتابهاي فراوان اين حوزه و...، خلاصه در هر شبكه مطابق سلايق مخاطبان، برنامههاي ويژه كتاب و كتابخواني طراحي و اجرا شود.
به گمان اين قلم با تمام اين احوال به نظر ميرسد افزايش كمي شبكهها بر اساس يك نياز سنجي و كارشناسي دقيق انجام نگرفته است. لذا گاه شبكههايي متولد ميشوند كه موازياند يا ضرورت و فوريت چنداني ندارند،در مقابل موضوعات و موارد مهمي از نظر دور ميماند. به طور مثال چنانكه ديروز هم نوشتم، ما هنوز شبكهاي مستقل راديويي يا تلويزيوني نداريم كه مطابق نياز دنياي فارسي زبان اعم از افغانستان و تاجيكستان و آسياي ميانه و... برنامه پخش كند و حال آنكه مدعي مركزيت امپراتوري زبان فارسي هستيم و مخاطبان اين حوزه لاجرم جلب شبكههايي چون بيبيسي و امثالهم ميشوند كه به طور حرفهاي به اين مسئله توجه كردهاند.
البته ديروز هم نوشتم، شنيده ميشود شبكهاي مستقل با نام نوروز بناست اين كار را بكند. اما كسي نميداند با كلام بودجه و چه سياستگذاري و هدفي! اين هم از عجايب مملكت ماست!