
هر سال ميليونها زائر از سراسر جهان روبهروي ضريح حضرت سلطان توس قرار ميگيرند و دست بر سينه ميخوانند «اشهد انك تشهد مقامي و ترد سلامي» شهادت ميدهم كه اينك تو مرا ميبيني و سلامم را پاسخ ميدهي.
بنابراين وجود يك امام حاضر كه مقر فرماندهي و امامتش سرزمين خاوران است، به عنوان امري كاملاً جدي عنصري وحدتبخش، نيروزا و بخش قابل توجهي از هويت آييني و ميهني و عنصري است كه بايد به صورت واقعي مورد توجه و تحليل قرار گيرد، البته بايد در نظر داشت كه وقتي از توجه جدي به موضوع زيارت و آستان قدس امام رئوف سخن ميگوييم، مانند بسياري از جامعهشناسان مادي يا متخصصان دانش توريسم به دنبال فهم مادي و تجاري مقوله زيارت نيستيم. در واقع توجه ما به مقوله زيارت و ارتباط معنوي با امام، بيش از آنكه از انگاره پيامد نگري مادي گرفته شده باشد، جنبهاي فرهنگي، دروني و كارا و واقعي است.
معنا و مفهوم واقعي زيارت
در سالهاي اخير يكي از مهمترين حملههاي طريقت ضاله وهابيت و انتقادات منورالفكري ماديگرا به كيان تفكر شيعه، متمركز بر مفهوم و معناي زيارت بوده است.
اشتباه ذهن دور مانده از حقيقت اين جماعت، آن است كه به حقيقت به رفعت روح، مقام امامت و ولايت و هدايت خداوند ايمان ندارند و خداي آنها بسان خداي يهود، دست و پا بسته است. مشكل اساسي اينان بيش از آنكه دشمني و لجبازي با اهل بيت پيامبر(ص) و انكار مقدسات آنان باشد، مشكل توحيد است. مشكل اساسي فهم اين گروه را پدر معنويشان يزيد در حالت مستي چنين افشا كرده كه هنگام جسارت به سر مقدس امام حسين(ع) اين چنين زمزمه ميكرد:
آل هاشم به سوداي قدرت، با حكومت بازي كرد، وگرنه نه از وحي خبري بود و نه ديني در كار بود... پس فهم زيارت براي كسي كه اينگونه به دين نيز به عنوان مقولهاي زميني نگاه ميكند، امري بسيار خطير است. «آنها لكبيره الا علي الخاشعين» ( فهم آن دشوار است مگر بر خاشعان).
آنهايي كه به زيارت به عنوان يك سنت، يك عادت و به ورود به حرم به عنوان بازديد از يك موزه و يك محل تاريخي توجه ميكنند، نميتوانند مخاطب فيضي باشند كه از ميانه معارف شيعه، انسانها را به گذرگاه آسمان و زمين كشانده است.
زيارت، تجديد عهد آسمان و زمين در محلي است كه وديعت تن آسمانيترين زميني را بر خاك نهادهاند. زيارت توفيقي براي هماهنگي روحهايي است كه در پيوندگاه جانها و تنها، به سوداي فهم و فيض از نقطه تمركز نور كسب حقيقت ميكند. وقت زيارت، زماني است براي كسب شهودي معرفت و شناخت و جايي براي بازسازي دل براي ايفاي مسئوليتهاي ايماني.
فرهنگ زيارت چيست؟ زماني كه از فرهنگ زيارت سخن ميگوييم، ميخواهيم مانند هر فرآيندي مراحل درست آن و كاري كه فرد را به حداكثر بهرهبرداري از زيارت ميرساند، تبيين كنيم.
نه اينكه بگوييم، فردي كه آداب و ادب زيارت را به جاي نميآورد از آن بيبهره است، بلكه ميخواهيم انسان را به كمال بهرهگيري از تمركز انوار ملكوتي مكان زيارت فراخواني نماييم.
فرهنگ زيارت، حركت روي ريل ملكوت است و روشهايي است كه انسان را به بالاترين مراحل ظرفيت دروني خودش ميرساند، پس اگر زائر، بدون آزار ديگران و با ادبي كه شايسته مواجهه با جانشين خدا در زمين است، بر ولي خدا وارد شود و حق او را بشناسد و در موقع اين مواجهه به چيزي غير او و اطاعت از فرمانش توجه نكند، همانطوري كه در روايات نيز بر آن پاي فشرده شده، جزايش جز بهشت نيست. چنين زيارتي بالاترين حجت براي اصلاح و سداد زائر در مسلماني و تدين است و چيزي است كه ميتواند باعث هدايت عملي او به سمت معارفي شود كه براي زندگي مادي و معنوياش لازم است.
اهميت و حساسيت برنامههاي فرهنگي براي زائر وقتي درباره برنامهريزي فرهنگي براي زائر سخن ميگوييم، قصد ما مطرح كردن چيزهايي نيست كه به عنوان كار فرهنگي مطرح ميشود و نتيجه عملي آن دور شدن زائر از اعتقاد به زيارت است، زيرا واقعيت اين است كه بسياري از كارهايي كه در كشور ما و در جهان به عنوان كار فرهنگي و هنري شناخته ميشود در مسير خداوند و عمل صالح نيست.
بيشك مردمي كه با تمام اخلاص و علاقه تبرعات و نذورات خود را تقديم پيشگاه امام ميكنند، انتظار ندارند، از اين توان مالي، موقوفات و... در جهت حمايت مالي و اسپانسرينگ ساختن فيلم، برگزاري جنگ و جشن، كنسرت، مسابقات پيامكي و... و بسياري از امور ديگري كه نه به مقوله زيارت ربطي دارد و نه به كيفيت آن ميافزايد، به كار گرفته شود و بالعكس انجام اين كارها در پرتو امكاناتي كه از سوي زائران و علاقهمندان فراهم شده، باعث ميشود رفتهرفته اعتماد و اعتقاد مردم به متصديان امر كاهش پيدا كند، به همين دليل حساسيت كار فرهنگي در سازمان حرم مطهر اقتضا ميكند كه تقدس همه اعتقادها و مناسك براي فعاليتها سنجيده شود.
رؤيايي براي حريم آفتاب امام رضا (ع) در سپهر معارف شيعه يادگاريهايي دارند كه زيارت زمان مناسبي براي يادآوري اين يادگاريهاي ارزشمند است. امام، عالم آلمحمد(ص) است، چرا نبايد زائران به نحو عام در حريم رضوي از علوم، به معناي متداول آن (همانطوري كه امام رضا(ع) در زمان خود الگو و جامع اين دانشها بودند) در برخي از بخشهاي مورد توجه زائران شاهد، شكلگيري حلقههاي علمي و معرفتي نوين باشند؟
امام گنجينه معرفت است، چرا جز فروشگاههاي متصل به حرم كه كتب و دستاوردهاي مكتوب را به صورت فروشي به زائران ارائه ميكنند، نبايد محصول فرهنگي رايگاني در اختيار زائران قرار گيرد و در حالي كه هر روزه هزاران نفر از سفره غذاي حضرت بهرهمند ميشوند، چرا نبايد سفره معرفت حضرت براي زائران و مجاوران از طريق كتاب و نشريه و نرمافزار رايگان يا يارانهدار گسترده شود؟ يا به عنوان مثال ديگر، ازدحام زائران همواره امري است كه برخي كودكان و خردسالان را دچار اذيت و بعضاً وحشت ميكند، مديريت آستان قدس، آيا نميتواند فضايي براي بهرهبرداري خاص كودكان در طبقات و رواقهاي خارجي صحنها ايجاد كند تا در كنار صحنههاي گريه و اشك زوار و ازدحام و هجوم افراد براي بهرهگيري از مضجع شريف، يك خاطره نازنين كودكانه از همجواري با امام رضا براي كودكان باقي بماند؟ البته اين چيزها و دهها مثال و پيشنهادي كه فعلاً از اجراي آن خبري نيست، گرچه براي بسياري از ما رؤياست و انتظار تبديل آشپزخانههاي غذاي حرم به حوزههاي انسانسازي گرچه امري دور از دسترس تلقي ميشود، اما همتي ساده و تحولي فكورانه ميطلبد كه بتواند كيفيت زيارت را افزايش دهد و هر زائر در هر زيارتش به جز همنفسي معنوي، هر بار با اطلاع و توشهاي بهتر حرم را ترك بگويد.
فقط بايد ذهن را از قالبهاي معمول نجات داد و در مديريت خدمات آستان قدس رضوي به حريم حرم و زوار بيش از كارهاي ديگر متمركز شد.